چکيده
توسعه بخش کشاورزي و روند بهبود زندگي روستائيان بايد يکي از مسائل اساسي برنامه هاي توسعه اقتصادي باشد. دستيابي به توسعه اي هماهنگ بدون توسعه بخش کشاورزي غير ممکن مي باشد. بويژه اگر توسعه اقتصادي و اجتماعي در مفهوم جدا شدن از وابستگي ها و به نوع رسيدن به خودکفايي مطرح شود.
رسيدن به خود کفايي لازمه بهبود وضعيت اقتصادي مي باشد لازم است تا در روستاها کارهايي رواج يابد تا وضعيت اقتصادي را بهبود دهد به همين دليل فعاليتهايي مانند پرورش کرم ابريشم در کنار ساير فعاليت هاي اقتصادي در سالهاي اخير موجب بهبود درآمد روستائيان مي گردد
اين تحقيق به منظور بررسي نقش پرورش کرم ابريشم در اقتصاد خانوارهاي روستايي شهرستان صومعه سرا انجام شده است هدف اين تحقيق بررسي اثرات اقتصادي توليد و پرورش کرم در اقتصاد خانوارهاي روستايي مي پردازد روش تحقيق توصيفي و تحليل بوده و براي جمع اوري اطلاعات از رونهاي کتابخانه اي و ميداني استفاده شده است. براي جمع آوري اطلاعات در کنار مطالعات کتابخانه به تکميل پرسشنامه از خانوارهاي روستايي اقدام شده است نحوه انتخاب حجم نمونه جدول استاندارد مورگان و تعداد آن 379 خانوار مي باشد که بصورت تصادفي تکميل گرديده و نتايج بدست آمده نشان مي دهد با توجه به اينکه مدت پرورش کرم ابريشم يک دوره 45 روزه است و ميزان هزينه آن نسبت به فعاليتهاي ديگر کمتر است بنابراين درآمد خوبي را براي خانوارها ايجاد مي کند و افراد روستايي علاقمند هستند که به اين شغل بپردازند.

مقدمه
فعاليتهاي اقتصادي عبارتست از مجموعه فعاليت ها ي فردي و اجتماعي که در محيط روستا و به منظور گذران زندگي و تامين رفاه مادي روستائيان به وقوع مي پيوندد و در کل اقتصاد روستا را تشکيل مي دهددر هر جامعه اي با توجه به زمان و سياست هاي کلي جهان و جامعه در حال تغيير و تحول مي باشد.
امروزه توجه به اهميت توليدات كشاورزي در امنيت غذايي جامعه و نيز ضرورت توجه به ابعاد اقتصادي توليد امري اجتناب ناپذير است. عدم آگاهي كشاورزان در اين زمينه مي تواند خطر بزرگي را متوجه اقتصاد كشاورزي و ديگر بخشهاي توليد وارد كند . به منظور نيل به امنيت غذايي علاوه بر اتخاذ سياستهاي مطلوب و برخورداري از منابع كافي ، بايد توليد كشاورزي به گونه اي باشد كه تمامي نيازهاي جامعه را بر آورده سازد.
علاوه بر طرف کردن نيازهاي جامعه لازم است تا درآمد کشاورزان را افزايش دهد . پرورش کرم ابريشم از جمله فعاليتهايي است که از گذشته در استان گيلان رواج داشته و امروزه اگر چه کم رنگتر از گذشته است اما بعنوان فعاليت مکمل در کنار ساير فعاليتها همچنان ادامه دارد در اين تحقيق به بررسي نقش پرورش کرم ابريشم در اقتصاد خانوارها پرداخته شده که در 5 فصل به ترتيب زير مي باشد
فصل اول : کليات تحقيق مي باشد که شامل بيان مسئله ، فرضيه ، هدف و سوال مي باشد
فصل دوم : مروري بر ادبيات تحقيق است که شامل تئوريها و نظريه هاي مرتبط با موضوع مي باشد
فصل سوم : مواد و روش اجراي تحقيق است که در آن به تشريح روش تحقيق و ويژگيهاي جغرافيايي پرداخته شده است
فصل چهارم : يافته هاي تحقيق مي باشد که شامل يافته هاي توصيفي و تحليلي مي باشد که به تشريح مسئله تحقيق پرداخته شده است
فصل پنجم : نتيجه گيري ، پيشنهادات و آزمون فرضيه ها مي باشد که در آن به اثبات فرضيه و نتيجه گيري از يافته ها و آزمون فرضيه ها پرداخته شده است.

1-1.بيان مسئله
توسعه بخش کشاورزي و روند بهبود زندگي روستائيان بايد يکي از مسائل اساسي برنامه هاي توسعه اقتصادي باشد. دستيابي به توسعه اي هماهنگ بدون توسعه بخش کشاورزي غير ممکن مي باشد. بويژه اگر توسعه اقتصادي و اجتماعي در مفهوم جدا شدن از وابستگي ها و به نوع رسيدن به خودکفايي مطرح شود. توسعه بخش کشاورزي و روستايي اهميت بيشتري پيدا مي کند. زيرا اين بخش و نيروي انساني شاغل در آن مسئول تامين مواد غذايي و مواد مورد نياز براي جمعت فزاينده کشور است. لذا لازم است جامعه روستايي جايگاهي شايسته در کل فرايند توسعه بازيابد و بتواند نيازهاي غذايي , و برخي مواد اوليه صنايع را که امروزه به عنوان عامل حياتي در سرنوشت کشور است و با بهره گيري ازمنابع توليد داخلي تامين نمايد. تحقق اين امر براي رفع موانع و بهبود شرايط کار و زندگي در بخش روستايي است و به طور يقين نيل به اين هدف نيز جز از طريق بکار گرفتن يک نظام برنامه ريزي مناسب مقدور نيست که در ايران از زمان هاي قديم انجام مي گرفته و تا امروز نيز بسياري از کشاورزان روستايي از اين طريق امرار معاش مي کردند. شهرستان صومعه سرا با دارا بودن 142 نقطه روستايي در موقعيت جلگه اي قرار دارد. فعاليت غالب در روستاهاي شهرستان صومعه سرا کشاورزي مبتني بر زراعت برنج است. در سالهاي اخير صنوبر کاري نيز رونق بسيار يافته است و در اين تحولات ، پرورش کرم ابريشم که در گذشته نقش بسزايي در اقتصاد روستاهاي اين شهرستان داشته است نقش خود را تا اندازه زيادي از دست داده ولي علي رغم آن تعداد قابل توجهي از خانوارهاي روستايي به اين فعاليت اشتغال دارند. اين پژوهش بر آن است تا ضمن بررسي تحولات اين فعاليت اقتصادي در سالهاي اخير علل اين تغييرات را شناسايي کرده و ضمن تعيين نقش اين فعاليت در اقتصاد روستاهاي شهرستان راهکارهايي براي توسعه آن ارائه نمايد و به اين سوال اصلي تحقيق پاسخ دهد که تا چه اندازه کرم ابريشم در اقتصاد خانوارهاي روستايي شهرستان صومعه سرا تاثير گذار است.

1-2- اهميت و ضرورت
با توجه به اينکه فعاليت کشاورزي بخش مهمي از فعاليتهاي جامعه را تشکيل مي دهد زيرا که امنيت غذايي جامعه به عهده بخش کشاورزي است از طرفي بخش اعظمي از جمعيت را روستائيان تشکيل مي دهد که از اين طريق امرار معاش مي کنند و از طرفي محدود بودن فرصتهاي شغلي در روستا ضرورت توجه به بخش کشاورزي را ضروري مي نمايد بنابر اين پرداختن به بحث کشاورزي اهميت خاصي دارد و همچنين با توجه به اينکه شهرستان صومعه سرا در گذشته يکي از توليد کنندگان عمده در بخش پرورش کرم ابريشم بوده است و در حال حاضر نيز اين فعاليت در اين شهرستان انجام مي شود بنابر اين پرداختن به مسئله اثرات اقتصادي پرورش کرم ابريشم در اين تحقيق ضرورت دارد .
1-3- اهداف تحقيق
هدف اصلي تحقيق “?بررسي اثرات پرورش کرم ابريشم در اقتصادي خانوارهاي روستايي شهرستان صومعه سرا” است . ديگر اهداف تحقيق عبارتند از:
1- تعيين وضعيت توليد کرم ابريشم در بين خانوارهاي روستايي
2- تعيين وضعيت اقتصادي خانوارهاي کشاورز شهرستان صومعه سرا
3- تعيين مسائل و مشکلات توليد کرم ابريشم در بين خانوارهاي روستايي شهرستان صومعه سرا

1-4- پرسش?هاي تحقيق
پرسش?هاي اين تحقيق عبارتند از:
1- چه عواملي بر نوسان توليد کرم ابريشم تاثيرگذار است؟
2- پرورش کرم ابريشم در شهرستان صومعه سرا از نظر اقتصادي چه جايگاهي دارد؟

1-5.فرضيه هاي تحقيق
با توجه به اهداف و پرسش?هاي تحقيق، دو فرضيه به شرح زير طرح شده است:
1- ميزان تقاضا مهمترين عامل در نوسان توليد کرم ابريشم است.
2- پرورش کرم ابريشم در شهرستان صومعه سرا براي توليد کننده ها يک منبع درآمد جانبي بشمار مي?رود.

1-6.تعريف واژه ها و مفاهيم
كرم ابريشم: كرم ابريشم حشره اي از راسته بالپولكداران و خانواده Bombycidae است و نام علمي آن Bombyx mori مي باشد. مراحل زندگي اش شامل چهار مرحله تخم ، لارو، شفيره و حشره كامل بوده و از حشرات با دگرديسي كامل محسوب مي شود كه لاروها تنها از برگ توت تغذيه مي كنند(AnonymousT-2002). به طور كلي زندگي كرم ابريشم از تخم نوغان شروع و به تخـم ختـــم مي شود و هــدف از پرورش كــرم ابــريشـــم به دست آوردن پيلــه مي باشد(Ntaanu-2008).

اقتصاد روستا
اقتصاد روستايي علمي است که از عوامل مختلف طبيعي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي، مالي، تجاري و صنعتي که در وضع يک واحد کشاورزي روستايي موثر است بحث نموده و راه و روش اداره، طرق استفاده و رفع نيازهاي کشاورزي را با ذکر نواقص و مشکلات بيان نمايد (آسايش، 1381 ،ص15).
نقش : نقش به معني بررسي اثرات هر چيز مي باشد در اين پايان نامه منظور از نقش ميزان تاثير گذاري کرم ابريشم در اقتصاد خانوارهايي روستايي شهرستان صومعه سرا است.
پرورش : منظور از پرورش دادن در بحث کشاورزي اين است که يک گياه يا حشره را از مرحله تخمک گذاري تا مرحله نهايي مراقبت و مراحل نهايي را طي مي کند و در نهايت از آن بهره برداري اقتصادي مي نمايد.

1-7. محدوده مورد مطالعه و مقطع زماني
شهرستان صومعه سرا ، در طول جغرافيايي از ‘3 ْ49 تا ’31 ْ49 و عرض جغرافيايي ’15 ْ37 تا ‘3 ْ37 در غرب استان گيلان قرار دارد. مساحت اين شهرستان633 كيلومتر مربع مي باشد كه 3/4 درصد پهنه اين استان را تشكيل مي دهد. شهرستان صومعه سرا از شمال به شهرستان هاي بندرانزلي و رضوانشهر، از جنوب به شهرستان هاي فومن و شفت، از شرق به شهرستان رشت و از غرب به شهرستان ماسال محدود است. (معاونت برنامه ريزي استان گيلان، 1386)

2-1.پيشينه تحقيق
بطور کلي مطالعات و تحقيقات زيادي درسطح دنيا از جمله کشورهاي چين ، هندوستان، ژاپن، فرانسه ،برزيل، کره و…انجام گرفته است.و همچنين پژوهشهايي توسط سازمانهاي جهاني از جمله سازمان خواروبار و کشاورزي(F.A.O )دفتر بين المللي بيماريهاي واگير دامي(O.I.E)و به ويژه درليون فرانسه درسال 1371 درانستيتوي ملي تحقيقاتي کشاورزي،برروي نژادها،بيماريها،چگونگي پرورش و نقش اقتصادي کرم ابريشم انجام گرفته است.(اصلاني،1375،صص18-22).درايران نيز مطالعاتي توسط شرکت سهامي پرورش کرم ابريشم ايران و وزارت کشاورزي(معاونت امورواحدهاي توليدي و صنعت)انجام شده است
خمامي زاده ، (1375) ، درکتاب صنعت نوغان درايران،درمورد گونه هاي کرم ابريشم،وضعيت ابريشم ايران وگيلان،مشکلات صنعت ابريشم،صنايع دستي وابسته به پيله کرم ابريشم،اهميت بازرگاني ابريشم و بيماريهاي کرم ابريشم را به رشته تحرير درآورده است.
اصلاني ، (1375)، در کتاب خود تحت عنوان کرم ابريشم و بيماريهاي آن،درمورد تکنولوژي جديد پرورش کرم ابريشم ،بيماريهاي کرم ابريشـــم و روش پيشگيري آنهــا صحبت کرده است.
نعمت نژاد، ،(1376) ،درکتاب خود تحت عنوان پرورش کرم ابريشم و مسائل مهم آزمايشگاهي آن ،درمورد توتستان ،مشخصات کرم ابريشم،بيماريهاي کرم ابريشم،ژنتيک کرم ابريشم و پرورش کرم ابريشم همچنين وضعيت جغرافيايي و وضغيت اقليمي درخت توت و کرم ابريشم بياناتي داشته است.
اعتباري ،(1368)، در کتاب خود تحت عنوان اصول نوغانداري،درمورد روشهاي توليد نهال توت،عوامل مهم درزندگي ونمو درخت توت،روش هاي پرورش کرم ابريشم و برداشت پيله اشاراتي داشته است.
ناظر عدل ،( 1368)، در کتاب خود تحت عنوان نگهداري کرم ابريشم، درمورد پرورش کرم ابريشم از نظر اقتصادي،درمورد توتستان،زمان پرورش کرم ابريشم که 6و حداکثر 8هفته طول مي کشدو همچنين تاريخچه پرورش کرم ابريشم توضيح داده است.
دراستان گيلان نيز مطالعاتي توسط شرکت پرورش کرم ابريشم و مديريت جهاد کشاورزي گيلان انجام گرفته و مقالات مختلفي درفصلنامه پژوهشي ،فرهنگي،اجتماعي فرهنگ گيلان توسط دکتر نيمروزي با عنوان بررسي تاريخي صنعت توليد ابريشم دراستان گيلان که درمورد ابريشم خام گيلان درعهد صفويه و مهمترين محصول صادراتي به اروپا که سالانه 2800 عدل ابريشم خام صادر مي شده است و همچنين شرايط محيطي و اقليمي مناسب براي توليد ابريشم خام نوشته شده است.
خديوي فرد،( 1376) ، در کتاب خود تحت عنوان (( تاريخچه ابريشم درگيلان)) درمورد تاريخچه پيدايش کرم ابريشم،راه ابريشم، ابريشم درزمانهاي مختلف(دوره اشکاني،اسلامي،مغول،تيموري، صفوي، افشاريه، زنديه، قاجاريه وجمهوري اسلامي)بحث کرده است و همچنين يک طرح پژوهشي ،کاربردي درمورد بررسي خصوصيات ژنتيکي صفات اقتصادي کرم ابريشم بومي ايران توسط مير حسيني در سال 1379 به انجام رسيد که مجري آن دانشکده منابع طبيعي صومعه سرا- شرکت سهامي کرم ابريشم ايران- بود که دراين طرح 5گروه ژنتيکي کرم ابريشم بومي ايران موردآزمون قرارگرفته است که پارامترهاي ژنتيکي صفات اقتصادي آنها برآورد شده است و ارزيابي آنها براساس مجموع استعداد اقتصادي آنها صورت گرفته است.
وهمچنين طرح تحقيقاتي ديگري با عنوان بررسي خصوصيات کيفي کرم ابريشم ايران توسط ميرحسني و ويشگاهي در سال1380 به منظور استفاده از توارث صفات کيفي 5واريته کرم ابريشم جهت استفاده از ذخاير ژنتيکي کرم ابريشم بومي کشور انجام شده است.
طرح ارزيابي تاثير دما ورطوبت برعملکرد انواع آميخته هاي تجاري کرم ابريشم ايران توسط ميرحسيني و مواج پور در سال 1380 انجام شد. در اين طرح، پرورش کرم ابريشم بعنوان يک حشره صنعتي مفيد و خونسرد درپرورش هاي خارج از استانداردهاي محيطي مناسب و دستيابي به حداکثر ظرفيتهاي مطلوب و تاثير ميکروکليما وعواملي شامل دما و رطوبت و همچنين پرورش و عملکرد انواع آميخته هاي تجاري توليد شده درايران مورد بررسي قرار گرفته است.
طرح بررسي ميزان مقاومت لاين هاي کرم ابريشم به بيماري موسکاردين سفيد توسط عليرضا صيداوي ،محمدرضا غلامي و محمدرضا بياباني به منظور بررسي ميزان مقاومت لاين هاي کرم ابريشم به قارچ عامل بيماري موسکاردين سفيد با استفاده ازهفده لاين کرم ابريشم کشور درقالب طرح کاملاٌ تصادفي و نتايج حاصل از تجزيه هاي آماري انجام شد و در طرح بررسي روند مرگ و مير لاروهاي بيست هيبريد کرم ابريشم دراثر ابتلا به بيماري گراسري توسط محمد رضا غلامي ،محمدرضا بياباني و عليرضا صيداوي به منظور بررسي روند ابتلا به بيماري گراسري و مرگ و مير ناشي از آن در هيبريدهاي کرم ابريشم، از تعداد زيادي لارو ابريشم استفاده شد که پس از ايجاد آلودگي مصنوعي درابتداي سن چهارم لاروي، کليه لاروهاي بالغ يک بار ديگر بطور يکنواخت تحت دستور العمل مشابه تا پايان مرحله تنيدن پيله پرورش يافتند.

2-2. کشاورزي :
کشاورزي را پرورش هدف دار دامها و گياهان زراعي جهت تامين احتياجات انساني تعريف کرده اند. بنابراين واژه (( هدف دار )) ،شکارچيان و گرد آورندگان مواد غذايي که گياهان و حيوانات را براي تغذيه به کار مي برند و خود آنها را اهلي کرده اند، مستثنا مي کند. اگر چه در طبقه بندي هاي اقتصادي،امور جنگل داري و شيلات را نيز جز کشاورزي قلمداد مي کنند.اگر کشاورزي متنوع است، پيچيده نيز هست و بايد مشخص گردد که جغرافيدانان سعي در توصيف و بيان چه ويژگيهايي ا زفرآيند توليد کشاورزي را دارد. با اين وجود،متغير هاي زيادي وجود دارد که تنوع را شدت مي بخشد. ( گريگ، ،1382 ، 5-4)
در کشورهاي در حال توسعه توليدات کشاورزي اغلب در روستا يا در نزديکي آن مصرف مي شود، در جايي که در کشورهاي پيشرفته کشاورزان آنچه را توليد مي کنند، به فروش مي رسانند. دليلي که چرا کشاورزي دنيا متغير است به فرهنگ و محيط زيست ارتباطدارد.عناصر محيط زيست، از جمله آب و هوا، خاک و توپوگرافي محدوديت هاي گسترده اي در عمليات کشاورزي بوجود مي آوردو کشاورزان بري تغيير محيط زيست در گوناگوني روشها قدرت انتخاب دارند.کشاورزي يک فعاليت اقتصادي است که به تنوع محلي بسيار زياد زيست محيطي و شرايط فرهنگي بستگي دارد. کشاورزان با افزايش دانش خود در زمينه تناوب زراعي و شيوه هاي کشت به موفقيت هاي زياد نايل شده اند.البته الگوهاي گستردهآب و هوايي و شرايط محلي خاک بر توليد محصولات گياهي يک ناحيه اثر مي گذارد، به هر حال، در هر جامعه کشاورزي،شناخت علمي آنها از شرايط زيست محيطي و برخي فن آوري ها براي تغير چشم انداز جامعه عمل پوشانده اند .اين که کشاورزان با محيط طبيعي خود چگونه عمل مي کنند،بر طبق اعمال روزانه، قابليت دسترسي به فن آوري و ديگرآداب فرهنگي متغير است. آنها عمليات کشاورزي را بر پايه آگاهي انتخاب مي کنند،زيرا يک جامعه ممکن است از برخيمواد غذايي با ارزش زياد حفاظت کند، در حاليکه ديگران از اين امر اجتناب مي کنند. کشاورزي در کشورهاي توسعه يافته به عنوان دادو ستد بزرگ، در کشورهاي در حال توسعه از اجزاي عمده تجارت بين المللي به حساب مي آيد.( خالدي، 1384 ص 161 )

2-3. اقتصاد کشاورزي :
موقعيت اقتصادي هر سرزمين، وابسته به کارکرد بخشهاي اقتصادي آن سرزمين ( کشاورزي، صنعت و معدن و خدمات) است.اين کارکرد در پرتو ترکيب بهينه قدرت توليدي سرزمين شکل مي گيرد. امکان آن وجود دارد که هر سرزميني، در زمينه اي خاص،از قدرت توليدي مناسب و پر توان برخوردار باشد. لذا توجه به توان توليدي و کارآرا کردن آن، زمينه هاي مناسبي را براي بهره وريهاي اقتصادي بوجود مي آورد.نگرشي در کارکرد بخشهاي اقتصادي ، حاکي از موقعيت مناسب بخش کشاورزيدر اقتصاد ايران است. زيرا کشاورزي توانسته است از نظر اشتغال زايي، تامين درآمد و سهم آن در توليد ناخالص ملي،تامين نيازهاي مصرفي جمعيت و همچنين تامين ارز، موقعيت مطلوبتري را نسبت به ساير بخشهاي اقتصادي کسب نمايد. ( مطيعي لنگرودي ،1381، ، ص 81 و82)
براي توليد انواع محصولات کشاورزي بايد منابع مختلفي را مورد استفاده قرار داد. نحوه استفاده از اين منابع در ايجاد ارزش اقتصادي انواع توليدات موثر است. به علاوه کارآيي را که انواع توليدات در زمينه مصرف، تامين درآمد براي توليد کننده، تامين ارز و غيره دارا مي باشند،در ايجاد ارزش اقتصادي براي آنها نقش دارند . بنابراين ارزش اقتصادي انواع محصولات کشاورزي به عوامل تامين نيازهاي مصرفي داخلي، تامين درآمد بيشتر براي جامعه روستايي و ناحيه، نقش محصول در ايجاد اشتغال و بکارگيري بهينه منابع و عوامل توليد وابسته است.
رفتار اقتصادي کشاورزان در کشورهاي پيشرفته در اکثر موارد منطقي و قابل قبول است، بگونه اي که با توجه به تئوريهاي اقتصاديمي توان اقدامات آنها را توصيف و پيش بيني کرد. اما در سالهاي اخير کشاورزان شايد ثبات و امنيت درامد را بر حداکثر سود ترجيح ميدهند، اما اين به مفهوم بي اعتبارساختن اصول کلي تئوي اقتصادي نيست. با اين وجود،تئوري اقتصادي ساخته و پرداخته ذهن غربي هاست و در توضيح رفتار کشاورزان تحت سيطره نظامهاي اقتصاد دولتي کشورهاي سوسياليستي، محدود عمل کرده است. مهمتر اينکه، فرضيه به حداکثر رسانيدن سود که به عنوان هدف اصلي اقتصاد معيشتي اکثر کشورهاي در حال توسعه، مطرح است، احتمالا نياز به اصلاح و تعديل دارد. (گريگ، 1382 ، ص108 و 109)
– انواع فعاليتهاي کشاورزي :
فعاليت اقتصادي روستاها شامل کشاورزي، صنعت و خدمات است که ميزان اشتغال، توليد و درآمد در هر يک از اين فعاليت ها در مناطق و روستاهاي مختلف، متفاوت است. کشاورزي در اکثر روستاها، مهمترين بخش اقتصادي روستايي است که ضمن جذب بيشترين تعدادشاغلين روستايي، بيشترين ميزان درآمد روستاها را تامين مي کند. زيرا مجموعه فعاليت هاي کشاورزي عبارتند از : زراعت، باغداري، دامداري، پرورش طيور، جنگل داري و جنگل کاري، پرورش آبزيان، صيد و شکار، زنبورداري و پرورش کرم ابريشم.

2-3-1. زراعت :
مراد از زراعت کاشت و داشت و برداشت گياهان يک ساله است که به حسب منطقه و عوامل مختلف طبيعي و انساني حاکم بر آن متفاوت است. بي ترديد در اقتصاد بسته آغازين و حتي در مراحل بعدي هر خانواده و به طور کلي جامعه روستايي ناگزير بوده و ترجيح مي داده است که نخست به کشت يا کشتهايي اصلي که مستقيما با حيات وي در رابطه است روي آورد و چون شرايط اقليمي مناطق مختلف کشور ما با کشت غلات هماهنگ است، غلات هم به عنوان قوت غالب و هم به عنوان کشت غالب در اکثر قريب به اتفاق نقاط روستايي کشور ما رايج است. به اين ترتيب بايد انتظار داشت که در اکثر نقاط روستايي، کشت غله در مجموع اقتصاد آن رکني اصلي و عمده بوده، يکي از ارکان پنجگانه اقتصاد آن باشد.کار کشت غلات از آن نظر اهميت دارد که جامعه روستا به مدد آن مي تواند حداقل تامين غذايي يک سال خود را داشته باشد. از طرف ديگر در فصول سرد سال که امکان کشت بسياري از محصولات علاوه بر بازار محلي مصرف که از داخل خانوار زارع شروع شده و به کل جامعه محلي و ملي گسترش مي يابد، نقش اساسي در تناوب کشت دارد. غلات به حسب منطقه مي تواند گندم و جو و برنج و حتي ذرت و ارزن باشد که در ايران بيشتر گندم است. در گذشته در بعضي مناطق وقتي تامين غله براي روستائيان دچار مشکل مي شد، با استفاده از ديگر توليدات خود به شرط نزديکي با منطق غله کاري که اضافه توليد داشتند، سريعا داد و ستدي – هر چند در سطح ابتدايي- پيدا مي شد و حيات اقتصادي و استقرار روستا ادامه مي يافت. امروزه نيز بازار ضمانت شده آن توسط دولت و نياز خوراکي همسايگان کشور زمينه مناسبي جهت توسعه و کشت اين محصولات بوجود آورده است. ( حسيني ابري، 1380،223-219)

2-3-2. باغداري :
ايجاد باغ و بهربرداري از آن، نشانه يک مرحله از تحول بسيار چشمگير و بيان کننده تکامل در اقتصاد زراعي و روستايي است. باغداري نشانه تملک خصوصي و ورود به مرحله اقتصاد تجاري بوده است. در مناطق نيمه خشک و خشکف مفهوم باغ نشانه آبادي کامل و واقعي است. ايجاد باغ نه تنها نوعي تعديل در محيط طبيعي کم گياه با اقليم خشک است، بلک اقدامي جهت رفع پاره اي از کمبود هاي غذايي است. همچنين در بعضي نواحي باغات ميوه و نخلستانها در فضاي زيرين خود سايه اندازي کرده و محيطي که تابش خورشيد را مي کاهد فراهم مي سازند که براي سبزيکاري بکار گرفته مي شود. در بعضي مناطق حتي سايه انداز درختان ميوه را به کاشت علوفه تخيصص مي دهند. ميوه و سبزي تنها از جهت احتياجات روستايي حائز اهميت نيستند، بلکه هر جا راهي مناسب وجود داشته باشد، صدور اين دو محصول درآمد مهمي را عايد روستايي مي سازد. به همين دليل معمولا روستاييان مجاور بزرگراهها و شهر هاي بزرگ به شرط داشتن استعداد طبيعي اوليه بيشتر به باغداري مي پردازند. ساکنان نقاطي که به طور طبيعي اراضي آنها جز براي احداث باغ نمي تواند بکار گرفته شود اگر فاقد راه باشند، به سمت تهيه خشکبار روي مي آورند اما به هر حال در مناطقي که ضعف شبکه راههاي فرعي در آنها وجود دارد، درآمد روستايي از باغداري کاهش فوق العاده مي يابد؛در حالي که منطقه خود مستعد پرورش درختان ميوه است و هر زمان که امکان مختري ايجاد شود، سرمايه گذاران ترجيح مي دهند به غرس نهال و ايجاد قلمستان روي آورند.به هر حال باغداري در اقتصاد روستايي کشوري چون ايران، نقش يک فعاليت و درآمد مکمل را دارد؛ مگر در مواردي که اراضي روستايي به وسيله تکنيک جديد و سرمايه گذاريهاي تازه و روشهاي عقلاني مورد بهره برداري قرار گرفته باشد. هم اکنون روستاهايي داريم که توليد ميوه و باغداري تنها نوع معيشت آنهاست که در اين صورت روستا ديگر انواع معيشت خود را فداي باغداري کرده است . اگر چه کشت درختان ميوه و بهره برداري از آنها يکي از ارکان اقتصادي روستاها را تشکيل مي دهد؛ با اين وجود نوع درخت، سطح زير کشت و ميزان برداشت در مناطق مختلف روستايي کشور متفاوت است. باغداري بر خلاف زراعت، در گذشته نشاني از تملک زارعان بر زمين به حساب مي آمده واطلاح حق ريشه ( نسق ) دقيقا در اين زمينه بکار رفته است و براي اينکه صاحبان نسق در روستا ريشه پيدا نکنند، مالکان، اراضي آنان را از درختکاري در اراضي خود منع مي کردند و باغات عموما به مالکان تعلق داشت. توزيع باغات با توجه به ويژگيهاي جغرافيايي آنها در زمره مناطق مناطق مختلف کشور قرار مي گيرد. در سالهاي اخير، به خصوص بعد از اصلاحات ارضي و بعد از انقلاب اسلامي به علت محرز شدن مالکيت روستائيان در اکثر مناطق کشور و با رشد سريع جمعيت و ايجاد بازار هاي نسبتا خوب براي فروش محصولات باغي ، احداث باغات رواج بيشتري يافته است؛ بويژه احداث باغات مکانيزه که اغلب خارج از فضاهاي روستاست.توليد محصولات باغي با توجه به گوناگوني محصول آنها و ارتباطي که باغداري با زراعت و کشاورزي داردف جزو مکمل اقتصاد روستايي به شمار مي رود، زيرا فعاليتهاي زراعي و باغي با دامداري و دامپروري و صنايع تبديلي به گونه اي محسوس مرتبط است. لذا به منظور توسعه درآمد خانوار روستايي اتخاذ سياستهاي مربوط به افزايش محصولات زراعي و باغي قابل توصيه است. ( همان منبع، 227-224)
يکي ديگر از انواع کشاورزي تجاري، باغداري بازاري مي باشد. اين باغداران در زمينه کشت متمرکز ميوه جات، سبزيجات و تاکستانها تخصص دارند و نگهداري از دام در بين آنها مرسوم نيست. اصولا هر مزرعه و يا ناحيه کشاورزي بر روي توليد يک محصول مثل انگور قرمز، انگور معمولي، کشمش، پرتقال، سيب، کاهو و يا سيب زميني تمرکز داشته و توليد محصول صرفا به منظور فروش در بازار بوده و استفاده از آن براي هر خانواده زارع، مورد نظر نمي باشند. نواحي کشاورزي باغداري تجاري يا بازاري از چهره هاي عمومي و غالب در اکثر کشورهاي صنعتي بوده و در نزديکي مراکز عمده شهري واقع شده اند. اين مزارع، توليد کننده عصاره انگور، کشمش، مرکبات، سيب، گوجه فرنگي و اسفناج مي باشند. ( خالدي ،1384 ، ص 276)

2-3-3. دامداري:
از گذشته هاي دور دامداري در ايران همواره همپاي کشاورزي و به عنوان رکن مکمل معيشت روستايي متداول بوده است. بررسي منابع تاريخ اقتصادي روستاهاي ايران نشان مي دهد که دامداريها در اين سرزمين هم به عنوان بازوي مهم اقتصادي و معيشتي و هم به عنوان يکي از اجزاي اصلي ساخت تمدن و قدرت اين جامعه محسوب مي شده است، زيرا دامها هم تامين کننده خوراک، هم به عنوان نيروي محرکه در کشاورزي، حمل ونقل، ابزار جنگي و ارتباط دهنده تمدنها و هم تامين کنندهبخش مهمي از مواد اوليه صنعتي بوده اند و در همه احوال از انسان روستايي و حتي شهري در ايران جدا نبوده اند و اين امر سابقه اي همزمان با يکجانشيني در اين سرزمين دارداز عمق تاريخ تا کنون دامداري همواره هم به صورت مکمل زندگي روستايي و هم به عنوان معيشتي مستقل وجود داشته است، حتي در بعضي از مناطق دامداري بر کشاورزي غلبه داشته است. به هر صورت در سرزمين ايران و زندگي روستايي، دام همواره حايز اهميت فراوان و نيز از ارکان اصلي اقتصادي به شمار مي رفته است. اهميت دام تا نيمه دوم قرن حاضر و حتي تا زمان اصلاحات ارضي و ملي شدن مراتع و جنگلها پا بر جا بود. اما پس از اصلاحات ارضي به دنبال تخريب و انهدام مراتع از يک سو و رقابت توليدات دامي ممالک سرمايه اي و رکود اقتصاد دامداري روستايي کشور از سوي ديگر، کم کم مورد بي توجهي قرار گرفت و در حالي که در گذشته سرانه تعداد دام روستايي همواره رقم بالايي را نشان مي داد، امروزه دامداري روستايي سهم قابل توجهي از درآمد خانوار را بر عهده ندارد دامداري روستايي در آباديها و نقاط روستايي ايران متداول است؛ به اين صورت که خانواده در محدوده وضع مالي و وسعت اراضي زراعي خود به تامين مقداري علوفه اعم از مرتعي و دست کاشت و پس چر زراعي، اقدام به نگهداري تعدادي دام و طيور مي کند. دام روستايي معمولا در طول روز در مراتع و مزارع مي چرد و ب هنگام باز مي گردد. در فصل زمستانروستائيان دام خود را در آغل نگهداري کرده و در درجه اول با علفهاي خشک آنها را سير مي کنند. توليد عمده دام و مرغان روستايي در بخشهاي خشک و نيمه خشک کشور، بيشتر به مصرف خانواده و در مناطق مرطوب و نيمه مرطوب عمدتا به منظور فروش به بازار صورت مي گيرد. ( حسيني ابري، 1380، ص 227 – 235)

2-4. انواع سيستم کشاورزي :
در کشت سنتي، مزارع ثابت و دائمي هستند. زارعان به نگهداري دام بيشتري پرداخته و از آنها براي تهيه غذا، بجاي شکار و ماهيگيري استفاده مي کنند و در حد زيادي به معيشت مزرعه داري خود وابستگي دارند. تکنيک زراعت در اين سيستم نيز ابتدايي است و زمين را شخم مي زنند . کشاورزان معيشتي سنتي، اکثر نهاده هايي را که در مزارع خود مورد استفاده قرار مي دهند، خود توليد مي کنند. بذر لازم براي کشت بعدي از برداشت محصول جاري بدست مي آيد. دامها کود دامي مورد نياز را فراهم مي آورند. نيروي انسان و نيروي کششي دامها تمامي نيروي مورد نياز را تامين مي کنند و دامها با استفاده از گياهان علوفه اي که در مزرعه کشت مي شوند، تغذيه مي شوند. در کشاورزي تجارتي : کشاورزي تجارتي به مفهوم توليدات مازاد بر مصرف کشاورزان است که براي فروش به بازار عرضه مي شوند. طبيعتا اين نوع کشت براي کشاورزان منافعي در بر دارد. پراکندگي جغرافيايي کشاورزي تجارتي در دنيا، از تنوع فراواني برخوردار است.در کشاورزي تجارتي : کشاورزي تجارتي به مفهوم توليدات مازاد بر مصرف کشاورزان است که براي فروش به بازار عرضه مي شوند. طبيعتا اين نوع کشت براي کشاورزان منافعي در بر دارد. پراکندگي جغرافيايي کشاورزي تجارتي در دنيا، از تنوع فراواني برخوردار است.( خالدي ، 1384،ص 263 – 273 )

2-4-1. کشاورزي از نظر تجاري و معيشتي :
برخي تفاوتهايي بين کشاورزي سنتي و کشاورزي مدرن وجود دارد. از اين ميان، درجه تجاري شدن در رده اهميت قرار دارد، اما تعيين يا برآورد دامنه و وسعت کشاورزي معيشتي، کار سهل و ساده اي نيست. کشاورزاني که محصولات خويش را به خارج از مزرعه نفروشند به ندرت يافت مي شوند. از طرف ديگر کشاورزاني که هدف اصلي آنها تامين غذا و ساير مايحتاج خانواده هاي خود بوده و دستيابي به پول نقد براي آنها در درجه دوم اهميت قرار دارد، در اکثر مناطق قاره آسيا، مناطق حاره آفريقا و بخشهايي از آمريکاي جنوبي پراکنده اند، اين کشاورزان را مي توان تحت عنوان کشاورزان نيمه معيشتي توصيف کرد.در نواحي گرمسيري آفريقا، سه چهارم و حتي بيشتر محصولات زراعي ودر هندوستان دو سوم محصولات غلات در داخل مزارع مصرف مي شوند. در کشو چين در دهه هفتاد ميلادي، چهار پنجم کل محصولات غذايي توسط افرادي که در توليد آن دخيل بودند به مصرف مي رسيد، اگر چه اين نسبت از آن زمان تا کنون کاهش يافته است. کشاورزي آمريکاي لاتين از درجه تجاري بيشتري برخوردار است. براي تقريبا بعضي از جمعيت کشاورزي اين کشورها اولين هدف از کشت و پرورش گياهان زراعي تامين غذا و مايحتاج خود و خانواده خود مي باشد، اما توليدات مزارع کوچک اين کشاورزان خرده پا در تامين مواد غذايي بازار هاي خانگي و برخي گياهان زراعي صادراتي، سهيم مي باشند. کشورهاي پيشرفته ي امروزي نيز در گذشته داراي نوعي اقتصاد کشاورزي نيمه معيشتي بودند؛ اما امروزه قريب به تمامي محصولات غذايي کشورهاي پيشرفته در خارج از مزرعه به فروش رسيده و مصرف مي شوند؛ کشاورزان تجاري همانند افراد غير کشاورز، مواد غذايي مورد نياز خويش را از فروشگاهها خريداري مي کنند. عوامل متعددي در بيان درجه تجاري شدن مورد استفاده قرار مي گيرند. اولا، تعداد جمعيت شهر نشين، جايي که هيچ يک از افراد در توليد غذاي خويش نقشي ندارند،اندازه بازار را براي کشاورزي مشخص مي کنند. امروزه نيروي کار شاغل در بخش کشاورزي کمتر از5 درصد بوده و اکثر افراد مجبور به غذاي خويش مي باشند. دومين عامل، اندازه مزرعه است که بخش اعظم مزارع جهت تامين معاش خانوار مورد استفاده قرار مي گيرد، بدين ترتيب مقدار ناچيزي از محصول براي فروش به بازار عرضه مي شود.
عامل سوم: موقعيت مکاني است، جايي که مزارع در فاصله دوري از شهر ها واقع بوده و هزينه حمل و نقل محصول به بازار عرضه زياد باشد، يافتن مبناي شخصي براي فروش گياهان زراعي با فراورده هاي دامي دشوار است مگر آنکه محصولات به ازاي واحد وزن از ارزش بسيار زيادي برخوردار باشند. عليرغم تغييرات صورت گرفته در روشها و ابزار کشاورزي،در بسياري از مناطق جهان کشاورزي هنوز شکل معيشتي دارد. (( در کشاورزي و دامداري معيشتي کشاورزان توليد گياهان زراعي و دام را اصولا جهت تامين معاش خويش انجام داده و مقدار کمي از آن در بازار محلي به فروش مي رسد. از آنجايي که پولي بدين ترتيب نصيب کشاورزان نمي شود، آنها نمي توانند از عهده خريد ماشين آلات مدرن و گران و نژادهاي خوب دامي، برآيند آنها حتي قادر نيستند تا بهترين بذرهاي بدست آمده از محصول خود را براي کشت مجدد جهت دستيابي به بهترين عملکرد، نگهداري نمايند. وجود عناصر معيشتي زراعي هنوز هم در برخي نواحي کشت مخلوط معيشتي به چشم مي خورد. بدين ترتيب استفاده از روشهاي سنتي کشاورزي بيش از اين که يک استثنا باشد يک قانون است )).( سينک و ديلون، 1374،ص 473)
تحول در روشها و ابزار مورد استفاده در کشاورزي در تمامي نقاط کره زمين در يک مقطع زماني صورت نگرفت و تحولاتي که در قرن نوزدهم آغاز شد فقط در قسمت هايي از قاره اروپا بود که بعد از آن بتدريج به ساير مناطق جهان گسترش پيدا کرد.بطوريکه امروزه اغلب نقاط جهان کم و بيش از روشهاي علمي و ابزار ماشيني در کشاورزي استفاده مي کنند، هر چند که در بسياري از مناطق استفاده از ابزار فقط کار کشاورزي را تسهيل کرده و تحول ساختاري در روش ها ديده نمي شود و در بسياري از مناطق جهان همچون قسمت هايي از آفريقا ابزار کشاورزي با هزاران سال تغيير قابل توجهي نداشته است و در برخي از گروههايي که هنوز به روشهاي کاملا ابتدايي زندگي مي کنند، هيچ گونه تحول در فعاليت هاي کشاورزي همچون ساير جنبه هاي زندگي نسبت به هزاران سال قبل ديده نمي شود و کشاورزي آنان کاملا ابتدايي و بدوي است. اما در کشور ما کشاورزي از حالت ابتدايي خارج شده است و هر چند در مراحل مختلف توليد ماشين هاي کشاورزي و در برخي موارد از روشهاي علمي نيز استفاده مي شود، ولي واقعيت اين است که کشاورزي در کشور ما مدرن و علمي نيست. (( کشاورزي ايراني سنتي است . بدين معنا که اينگونه کشاورزي، حاصل تجربيات و آزمون هاي چندين هزار ساله مردم عادي و دانشوران ما و يگر کشورهاي جهان است، بر خلاف ظاهر، پيچيده و نا شناخته است. کشاورزي سنتي اگر چه نسبت به کشاورزي تجاري از ابزار هاي ساده تري استفاده مي کند، اما به همان نسبت داراي مهارت ها و فنوني پيچيده است )). ( فرهادي، 1380، ص 250 و 251)

2-5. اقتصاد روستايي
اقتصاد روستايي نيازمند به متنوع سازي است. در متنوع سازي اقتصاد روستا بايد از انواع فعاليت ها بويژه فعاليت کشاورزي و صنايع وابسته به آن سود برد زيرا مشارکت کشاورزي و



قیمت: تومان


پاسخ دهید