– ب –
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات
تعهدنامه اصالت رساله يا پايان نامه
اينجانب …زهره علي بيگي….. دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته/دکتراي حرفه اي / دکتري تخصصي / در رشته …انگل شناسي… که در تاريخ ……… از پايان نامه / رساله خود تحت عنوان ” بررسي سارکوسيستوزيس در نشخوارکنندگان کشتارگاه شهريار…. . ” با کسب نمره ……. ودرجه …………. دفاع نموده ام بدينوسيله متعهدمي شوم:
1) اين پايان نامه / رساله حاصل تحقيق وپژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده ودر مواردي که ازدستاوردهاي علمي وپژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورويه موجود، نام منبع مورد استفاده وسايرمشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) اين پايان نامه / رساله قبلا” براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي (هم سطح، پائين تريا بالاتر) درسايردانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي ازآن را مي پذيرم و واحددانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرك تحصيلي ام هيچ گونه ادعايي نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگي :
– ج- تاريخ و امضاء
دانشگاه آزاداسلامي
واحد علوم و تحقيقات
دانشکده.:.دامپزشکي…، گروه:…انگل شناسي…
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته انگل شناسي دامپزشکي (M.Sc )
عنوان
بررسي سارکوسيستوزيس در نشخوارکنندگان کشتارگاه شهريار
استاد راهنما
دکتر صادق رهبري
استاد مشاور
دکتر ناصر حقوقي راد
نگارنده
زهره علي بيگي
تابستان 92
سپاسگزاري:
من لم يشکر المخلوق من لم يشکر الخالق
بي شک اگر راهنمايي ها و ارشادات استاد دلسوز، مهربان و عالم فرهيخته و ماندگار ،استاد گرامي جناب آقاي دکتر صادق رهبري نبود که زحمت راهنمايي اين پايان نامه از شروع تا خاتمه بر دوش ايشان بوده، و اگر نبود بهره علمي و عملي اساتيدي همچون جناب آقاي دکتر ناصر حقوقي راد وهمچنين استاد بزرگوار و گرانقدر جناب آقاي دکتر شاهرخ رنجبر بهادري وتمامي اساتيد و معلماني که از “ب” بسم الله تا به امروز به ما يادگرفتن را آموختند، جمع آوري مطالب و ارائه آن در قالب اين پايان نامه غير ممکن بود.
از مسئولين کشتارگاه ميثم شهريار (آقايان دکتر:متقي فر- جوهريان- امين فر) ومسئولين آزمايشگاه(آقايان: دکتر هومن رونقي و مهندس محمدعابدي ) و آقاي دکتر شاهرخ شيرازي که زحمت آناليز آماري اين پايان نامه را تقبل کردند ،ازمديرو معاون مدرسه (آقايان: حسين اصغري ومحسن آشوري ) که ميکروسکوپ مدرسه را در اختيارم گذاشتند، واز آقاي دکتر حسام الدين اکبرين که با لطف خود بخشي ازکار آماري اين پايان نامه را انجام دادند، تقدير و تشکر مينمايم.

-ه-
تقديم به:
روح بلند پدربزرگ و مادربزرگ مهربانم که همواره آرزوي ديدن موفقيت مرا داشتند.
و
پدر و مادر عزيزم که همواره در تمام شرايط زندگي حامي و ياورم بودند.

فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چکيده 12-13
فصل اول: کليات تحقيق
مقدمه 13
تاريخچه 14-13
ويژگيهاي انگل15
اصطلاحات 16-15
طبقه بندي تک ياخته17-16
تاکسونومي اپي کمپلکسا17
ساختمان اپي کمپلکسا.18
نامگذاري سارکوسيستيس21-19
چرخه زندگي سارکوسيستيس26-23
بيماريزايي سارکوسيستيس در ميزبانان واسط27-26
بيماريزايي سارکوسيستيس در ميزبانان نهايي. 27
بيماريزايي و علايم در انسان 28-27
ضايعات کالبدگشايي 28
نشانه هاي باليني29-28
اپيدميولوژي30
کنترل31-30
تشخيص سارکوسيستوزيس 32-31
درمان34
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق و پيشينه تحقيق
ادبيات و مستندات41-36
فصل سوم: روش اجراي تحقيق
روش کار43
فصل چهارم:تجزيه و تحليل داده ها
نتايج49-57
بحث58-65
منابع و مآخذ
فهرست منابع فارسي 68-72
فهرست منابع انگليسي73-78
پيوست ها
چکيده انگليسي 6
فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
22 -1-جدول 1
49. -1جدول4 –
51جدول 4-2-
53جدول 4-3-
55جدول 4-4-
فهرست نمودارها
عنوان شماره صفحه
50- 1-4 نمودار
52- 2-4 نمودار
54نمودار 4-3-
56نمودار 4-4-
فهرست تصاوير
عنوان شماره صفحه
تصوير 1-1-15
تصوير 1-2-15
تصوير 1-3- 16
تصوير 1-4-16
تصوير 1-5-18
تصوير 1-6-24
تصوير 1-7-25
تصوير 3-1-45
تصوير 3-2-46
تصوير 3-3-46
تصوير 3-4-47
چکيده
زمينه و هدف: آلودگي به سارکوسيست يکي از شايع ترين عفونت هاي تک ياخته اي مشترک بين انسام و دام مي باشد که توسط گونه هاي مختلف سارکوسيستيس ايجاد ميشود .با توجه به اهميت بهداشتي اين انگل ، در اين مطالعه ميزان آلودگي به کيست هاي ماکروسکوپي و ميکروسکوپي سارکوسيست در گاو و گوسفند ذبح شده در کشتارگاه شهريار مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روش ها: در اين مطالعه )138( لاشه گاو و گوسفند بطور تصادفي انتخاب شده و نمونه هايي از مري-ديافراگم-قلب-زبان-عضله جوشي و بين دنده اي آن ها تهيه و به منظور يافتن کيست هاي ماکروسکوپي و ميکروسکوپي،لاشه و نمونه هاي تهيه شده به دوروش مشاهده مستقيم(ماکروسکوپي) ،گسترش تماسي مورد بررسي قرار گرفتند.اساس تشخيص کيست هاي ميکروسکوپي،تهيه گسترش تماسي از نمونه ها و سپس رنگ آميزي آن ها با گيمسا و مشاهده ميکروسکوپي برادي زوآيت هاي انگل بوده است.
نتايج: با بررسي لاشه و نمونه ها هيچ گونه کيست ماکروسکوپي مشاهده نگرديد.در روش گسترش تماسي 48/93% از گاوها و 95/86% از گوسفندان مورد بررسي از نظر وجود کيست هاي ميکروسکوپي مثبت تشخيص داده شدند. اختلاف آماري معني داري بين ميزان آلودگي در عضلات مختلف مشاهده شد. (p<./05)بطوريکه قلب و مري بيشترين آلودگي را داشتند.در گاو و گوسفند آلودگي در جنس نر بيشتر از ماده مشاهده شد.در گاو آلودگي با سن اختلاف معني داري نداشت ولي در گوسفند آلودگي در سن زير يکسال بيشتر از ساير سنين بود.
نتيجه گيري: با توجه به آلودگي شديد گاو و گوسفند به سارکوسيستيس و به اين دليل که با بررسي ميکروسکوپي انگل امکان تفکيک گونه هاي ميکروسکوپي سارکوسيستيس وجود نداشته ،لذا توصيه ميشود از مصرف گوشت بصورت نيم پخته و کبابي نيم پز اجتناب شود.
مقدمه:
سارکوسيستيس ، تکياختهاي انگلي است که موجب بيماري سارکوسيستوزيس ميشود (1). اين انگل تکياخته داخل سلولي اجباري ميباشد و از معمولترين تکياختههاي نشخوارکنندگان اهلي ميباشد (4و6). برخي از گونههاي سارکوسيستيس ميتوانند با ايجاد بيماريهاي باليني باعث بروز خسارات اقتصادي فراواني شوند. چرخه زندگي آن بين دو ميزبان واسط و نهايي سپري ميشود و شامل مراحل: مروگوني، گامتوگوني و اسپوروگوني ميباشد (9و73). سارکوسيستيس تقريباً 130 گونه دارد که گونههاي بيماريزاي آن باعث بيماري در ميزبان واسط بخصوص گاو، گوسفند و خوک ميشوند. امروزه به آساني ميتوان ميزان شيوع کيست ماکروسکوپي و ميکروسکوپي انگل سارکوسيستيس را به روشهاي مشاهده مستقيم، گسترش بافتي و هضم بافتي مورد بررسي قرار داد (5).
تاريخچه:
سارکوسيستوزيس يک بيماري تکياختهاي پستانداران به خصوص علفخواران، پرندگان، سگ، انسان، گوشتخواران وحشي، جوندگان و خزندگان ميباشد که توام با يک تهاجم کيستي به اغلب بافتهاي بدن به خصوص تهاجم به عضلات مخطط و بافتهاي عصبي ميباشد و گاهي باعث علائم باليني شديد و مرگ ميشود. در گذشته فکر ميکردند که سارکوسيستوز از اهميت چنداني برخوردار نمي باشد ولي با گذشت زمان به اين نتيجه رسيدهاند که ميتواند منجر به آنسفاليت، بيماري عمومي و حتي سقط شود (1,20,24).
در سال 1843 ميلادي اولين بار شخصي بنام Miescher ، سارکوسيست را در موش شناسايي کرد و به همين خاطر کيسه، توبول و يا اجسام Miescher ناميدند (44).
پس از ميشر در سال 1882، Lankester اولين نامگذاري علمي را انجام داد. در سال 1910 سارکوسيستيس در شتر توسط Mason براي اولين بار گزارش گرديد. در سال 1960 ساختمان S.meischeriana توسط Ludvik توصيف شد. در سال 1965 Mandour ، S.garnhamin را در اپوسوم توصيف کرد (56و66).
124 سال پس از اولين گزارش يعني در سال 1967 کيستهاي سارکوسيستي توسط ميکروسکوپ الکتروني مورد بررسي و مقايسه قرار گرفتند و اندامکهايي مانند آن چه در تکياختههاي شاخه اپيکمپلکسا ديده ميشد (توکسوپلاسما و ايمريا) شناسايي شد و آغازي براي مطالعات بعدي و نامگذاري علمي دقيقتر در اين خصوص بود (44).
همچنين در سال 1969 ماندور، S.nesbitti را از ميمون روزسRhesus) (جداسازي و توصيف کرد. کاتلاني و چامبر نيز در سال 1955 گونه S.kortei را از ماهيچه هاي مخطط ميمون روزس جدا کردند (56) تا سال 1970 همچنان چرخه زندگي انگل و مراحل ديگر زندگي ناشناخته باقي ماند. چند سال بعد برادي زوئيت ها از عضلات پرندگان جدا و داخل سلول هاي پستانداران کشت داده شد و درباره مراحل جنيني و اووسيست انگل توضيح بيشتري داده شد (44).
در سال 1980، Hilali و همکاران چرخه زندگي انگل را مورد مطالعه قرار دادند و آن را توصيف نمودند (42). در سال 1981 Kuraer و در سال 1989 Dubey و همکاران، ساختمان سارکوسيستيس را در شتر بررسي و مطالعه نمودند (56).
ويژگيهاي انگل:
سارکوسيستيس از خانواده سارکوسيستيده ميباشد اووسيست اين انگل داراي دو اسپوروسيست است که هر يک واجد چهار اسپوروزوايت ميباشد (تصاوير 1 و2). ميزبان قطعي آن گوشتخواران و ميزبان واسط، پستانداران و پرندگان ميباشد. محل جايگزيني انگل در ميزبان نهايي، روده باريک و محل جايگزيني در ميزبان واسط ،اندامهاي مختلف ميباشد. اين انگل بصورت کيست در عضلات مستقر ميشود. (4و41).
تصوير 1 : اووسيستهاي عفوني سارکوسيستيس تصوير 2 : اووسيست سارکوسيست عفوني : A : ديواره اووسيست B : sarcocystis- micro ipgاسپوروسيستهاي حاوي اسپوروزوآيت
stanford.edu
اصطلاحات:
Sarcocyst : به تمامي اعضا يا هر کيست تشکيل شده توسط گونههاي جنس سارکوسيستيس، سارکوسيست گويند.
Sarcocystis : يه يک جنس از تکياختههاي انگل در خانواده Sarcocystidae، سارکوسيستيس اطلاق ميشود.
Sarcocystosis : به بيماري و اثرات ناشي از سارکوسيست، سارکوسيستوزيس گفته ميشود.
Sarcocysticin : به سم حاصل از سارکوسيست، سارکوسيستين گفته ميشود.
Sarcocporidiosis : بيماري ناشي از سارکوسيستيس، سارکوسيستوزيس يا سارکوسپوريديوزيس ناميده ميشود (1,6,24). کيستهاي سارکوسيستيس بيشتر در عضلات مري، ديافراگم، قلب و عضلات بين دندهاي وجود دارد. در سالهاي گذشته با بررسي محتواي کيست، توکسين سارکوسيستين يافت شد که ميتواند باعث ايجاد عوارض گوارشي شود البته اين توکسين در حرارت بالا غيرفعال ميشود (15و16).
تصوير3: مقطع پاتولوژي از کيست سارکوسيست تصوير 4 : کيستهاي ماکروسکوپي سارکوسيست
ROOZHIF 2M20S3*5SZ7C.IPG

طبقهبندي تکياختهها:
از نظر تکياختهشناسي دامپزشکي، مهمترين شاخههاي انگلي عبارتند از :
شاخه: سارکوماستيگوفوراPhylum: Sarcomastigophora
شاخه: اپيکمپلکسا Phylum: Apicomplexa
شاخه: سيليوفورا Phylum: Ciliophora
شاخه: ميکروسپورا Phylum: Microspora
از بين اين شاخههاي انگلي، اپيکمپلکسا مورد بحث ما بوده که اين شاخه يک گروه منحصر به فرد ميباشد، چون تمام اعضاي اين شاخه انگل ميباشند. اعضاي اين گروه انگل داخل سلولي هستند و همه آنها چرخه زندگي پيچيده دارند. آنها در يک مرحله يا مراحل بيشتري از چرخه زندگي، ساختمان رأسي دارند (16و73).
تاکسونومي اپيکمپلکسا:
در شاخه اپيکمپلکسا، رده اسپوروزوآ (Sporozoea) وجود دارد که اين رده به دو زير رده کوکسيديا (Coccidia) و پيروپلاسميا (Piroplasmia) تقسيم ميشود. تکياختههاي زير رده کوکسيديا، داراي دو نوع توليد مثل جنسي و غيرجنسي ميباشند. برخي از کوکسيدياها، يک ميزبانه هستند، مانند ايمرياها و برخي داراي دو ميزبان اجباري مانند پلاسموديوم ميباشند.
زير رده کوکسيدياها داراي راستههاي کوکسيدياهاي حقيقي و غيرحقيقي مي باشند. در راسته کوکسيدياهاي حقيقي، دو زير راسته ايمرينا (Eimerina) و هموسپورينا (Haemosporina) ديده ميشود. زير راسته ايمرينا داراي خانواده ايمريده (Eimeridae)، کريپتوسپوريده (Cryptosporidae) و سارکوسيستيده (Sarcocystidae) ميباشند. جنسهاي مهم خانواده ايمريده شامل: ايمريا و ايزوسپورا و جنس کريپتوسپوريديوم از خانواده کريپتوسپوريده بوده و جنسهاي مهم خانواده سارکوسيستيده شامل :سارکوسيستيس و توکسوپلاسما و بسنوئيتيا ميباشند .(4و73).
ساختمان اپيکمپلکسا:
مهمترين عمل ساختمان رأسي، نفوذ به داخل سلول است. ساختمان رأسي (تصوير 5) در مرحله اسپوروزوآيت و مروزوآيت تمام جنسهاي پلاسموديوم، پيروپلاسما و کوکسيديا (و ارگانيسمهاي وابسته) ديده ميشود (4و73).ساختمان رأسي در بررسيهاي ميکروسکوپ الکتروني از يک يا دو حلقه قطبي (Polar ring) با تراکم الکتروني در انتهاي قدامي سلول، يک کونوئيد (Conoid) که کونوئيد در برخي از کوکسيدياها ديده ميشود، دو يا تعداد بيشتري روپتري (Rhopteries) که در ميان حلقه قطبي قرار گرفتهاند. ميکروتوبولهاي زير غشايي از حلقه قطبي به موازات محور طولي سلول امتداد مييابند و به نظر ميرسد عمل آنها محافظت از سلول ميباشد. ميکرونمها (Micronemes) به موازات روپتريها قرار گرفتهاند و اغلب با آنها، در قسمت رأسي سلول ادغام شدهاند. روپتريها و ميکرونمها احتمالا ارگانلهاي ترشحي ميباشند و عامل تسهيل در نفوذ به داخل سلول ميزبان هستند (67).
تصوير 5 : A ) ساختمان کلي تکيختههاي خانواده اپيکمپلکسا B ) ساختمان بخش رأسي
Wikipedia.org
نامگذاري سارکوسيستيس:
نامگذاري بر اساس ميزبان واسط و نهايي، مورد پذيرش برخي از دانشمندان نيست ولي اين نوع طبقهبندي، منحصرا” براي آساني کار خواهد بود. امروزه نامگذاري فوق گستردهتر شده و بر همين اساس مهمترين گونههاي شناسايي شده در سگ به عنوان ميزبان نهايي به شرح زير نامگذاري شده است:
S.bovicanis (syn: S.cruzi)
S.ovicanis (syn: S.tenslla)
S.capricanis
S.porcicanis (syn: S.miescherina)
S.equicanis (syn. S.bertrami)
S.fayeri (horse/dog)
و آنهايي که گربه ميزبان نهايي آنها است، شامل گونههاي زير ميباشد:
S.bovifelis (syn: S.hirsuta)
S.ovifelis (syn: S.tenella)
S.porcifelis
انسان نيز ميزبان چندين گونه ميباشد:
S.bovihominis (syn: S.fusiformis)
S.meischeriana (syn: S.suihominis)
S.lindemanni
که سارکوسيست ليندماني، انسان ميزبان واسط آن بوده و تعدادي از گونههاي ناشناس نيز وجود دارند، که عامل بياشتهايي، استفراغ و اسهال مي باشند (66,44).
گونههاي سارکوسيستيس انگلهاي تکياختهاي درون سلول اجباري با دو ميزبان بوده که چرخه زندگي آنها مبتني بر شکار (ميزبان واسط) و شکارچي (ميزبان قطعي) ميباشد (1و24). تمايز گونهها در ساختار ديواره کيست با ميکروسکوپ الکتروني قابل تشخيص ميباشد (16).
سارکوسيستيس در گوسفند:
گوسفند به چهار گونه سارکوسيستيس مبتلا ميشود دو گونه پاتوژنيک که توسط ميزبان نهايي سگ منتقل شده و حاوي کيست هاي ميکروسکوپي ميباشند و عبارتند از:
Sarcocystis tenella (syn. S.ovicanis)
Sarcocystis arieticanis
دوگونه غير پاتوژنيک که توسط ميزبان نهايي گربه منتقل شده و داراي کيستهاي ماکروسکوپي ميباشند عبارتند از:
Sarcocystis gigantea(syn.s.ovifelis)
Sarcocystis medusiformis
سارکوسيستيس در بز:
چهار گونه سارکوسيستيس در بز گزارش شده است که عبارتند از :
S.capraccanis
S.hircicanis
S.caprafelis
S.moulei
که دو گونه سارکوسيستيس کاپراکنيس و سارکوسيستيس هيرسيکنيس، ايجاد کيست هاي ميکروسکوپي و گونه سارکوسيستيس کاپرافليس، ايجاد کيستهاي ماکروسکوپي در ميزبان واسط مينمايد و گونه سارکوسيستي کاپراکنيس پاتوژن بوده و ايجاد بيماري و عوارض مي نمايد (16,64,58).
سارکوسيستيس در گاو:
گاو نيز به سه گونه سارکوسيستيس مبتلا ميشود که عبارتند از :
S.cruzi(Syn.S.bovicanis)
S.hirsota(Syn.S.bovifelis)
S.hominis(Syn.S.bovihominis)
دو گونه سارکوسيستيس کروزي و سارکوسيستيس هومينيس به ترتيب ايجاد بيماري دالمني در گاو و بيماري گوارشي در انسان مي کنند (4و32,24). در انتها برخي از گونههاي سارکوسيستيس که در دامهاي اهلي و انسان وجود دارند، ذکر ميگردد که عبارتند از :
1- S.cruzi (گاو ميزبان واسط ، سگ و روباه ميزبان نهايي)
2- S.hominis (گاو ميزبان واسط ، انسان ميزبان نهايي)
3- S.hirsuts (گاو ميزبان واسط ، گربه ميزبان نهايي)
4- S.tenella (گوسفند ميزبان واسط ، سگ و روباه ميزبان نهايي)
5- S.capracanis (بز ميزبان واسط ، سگ ميزبان نهايي)
6- S.porcihominis (خوک ميزبان واسط ، انسان ميزبان نهايي)
7- S.lindemanni (انسان ميزبان واسط ، ميزبان نهايي نامشخص)
8- S.bertrami (اسب ميزبان واسط ، سگ ميزبان نهايي)
9- S.bovifelis (گاو ميزبان واسط ، گربه ميزبان نهايي)
10- S.neurona (اسب ميزبان واسط ، ميزبان نهايي نا معلوم)
11- S.fusiformis (بوفالو ميزبان واسط ، سگ ميزبان نهايي)
12- S.lerinei (بوفالو ميزبان واسط ، سگ ميزبان نهايي)
ميزبان واسطگونه سارکوسيستاندازه کيستميزان پاتوژنسيته براي ميزبان واسطميزبان نهاييپراکندگي گوسفندS.tenella?700µmزيادسگ سانانتمام جهانS.arieiticanis?900µmمتوسطسگشايد تمام جهانS.gigantea?10mmغير پاتوژنگربهتمام جهانS.medusiformis?8mmغير پاتوژنگربهاستراليا-نيوزلند-ايران گاوS.cruzi?500µmزيادسگ سانان-راکونتمام جهانS.hirsuta?8mmکمگربه سانانشايد تمام جهانS.hominis?950µmکمپريمات هااروپا-برزيل-شايد قسمتهاي ديگري از جهان بزS.capracanis?1mmزيادسگ سانانشايد قسمت هايي از جهانS.hircicanis?2.5mmمتوسطسگاروپا-آسياS.moulei?12mmغير پاتوژنگربهاروپا -آسيا-آفريقاS.caprifelis–گربهيونان شترS.cameli?390µmنامشخصسگآسيا-آفريقا گاوميشS.levinei?1.2mmمتوسطسگشايد همه کشورهاS.fusiformis?32mmغيرپاتوژنسگشايد همه کشورها اسبS.neurona-زيادنامشخصآمريکاS. bretrami—- خوکS.miescheriana?1.5mmزيادسگ سانان-راکونشايد تمام جهانS.suihominis?1.5mmزيادپريمات هااروپا-آسياS.porcifelis-نامشخصگربهUSSRمرغS.horvathi?980µmنامشخصنامشخصشايد تمام جهان
جدول1 : ميزبان اختصاصي، ،سايز کيست ، پاتوژنسيته و پراکندگي گونههاي سارکوسيست در حيوانات اهلي اقتباس از منبع(74)
چرخه زندگي سارکوسيستيس:
ميزبان نهايي يک هفته پس از خوردن بافتهاي آلوده به سارکوسيست، اووسيستهاي اسپوروسيت شده يا اسپوروسيست را دفع ميکند. ميزبان واسط با خوردن اووسيستهاي اسپورله شده يا اسپوروسيت دفع شده از ميزبان نهايي همراه با غذا و يا آب آلوده، آنها را وارد دستگاه گوارش خود ميکنند. در داخل روده باريک ميزبان واسط تحت تاثير ترشحات دستگاه گوارش (آنزيمهاي گوارشي و مايع صفرا) اسپوروزوآيتها آزاد ميشوند اينها مخاط رودهاي را پاره و وارد آرتريولها (شريانهاي باريک) و غدد لنفاوي ديواره روده باريک ميشوند، هر کدام از اين اسپوروزوايتها با تقسيم چندتايي (Multiplefission) اولين شيزونت(Shizonts) را بوجود ميآورند پس از اين که شيزونت اوليه بوجود آمد نهايتاً اين شيزونتها پاره و تعداد زيادي مروزوايت (Merozoite) از هر کدام از شيزونت آزاد ميشوند و وارد گردش خون ميشوند و در سرتاسر بافت پوششي (اندوتليوم) مويرگها دومين سري شيزونت (شيزونت ثانويه) را بوجود ميآورند. مروزوايتهاي آزاد شده از دومين شيزونتها در داخل سلولهاي تکياختهاي در خون گردش ميکنند (تصاوير 6 و 7). مروزوايتهاي حاصل از دومين و سومين شيزونتها به داخل سلولهاي عضلاني، سلولهاي مغزي و سلولهاي گليا (Gelia) در مغز نفوذ ميکنند و در آنجا تشکيل کيست ميدهند. اين کيستها بافتي شامل يک يا دو فرم انگل ميباشند که به آنها متروسيت (Metrocyte) گفته ميشود هر کدام از اين متروسيتها براي توليد کيست عفوني شروع به تقسيم شدن ميکنند و تعداد زيادي براديزوآيت (Bradyzoite) را بوجود ميآورد و در اين حالت کيستهاي عفوني سارکوسيست بوجود ميآيد. اين کيستهاي عفوني 2 تا 3 ماه بعد از خوردن اووسيستها اسپوروله شده يا اسپوروسيتها توسط ميزبان واسط بوجود ميآيند مرحله جنسي انگل در داخل بدن ميزبان نهايي است که در آن گامت نر و گامت ماده بوجود ميآيند و باعث تخريب سلول هاي پوششي دستگاه گوارش مي شوند که هضم و جذب سلولي را در بدن ميزبان مختل مي کنند و در اين مرحله سم سارکوسيستين را نيز توليد ميکنند که در اين مرحله بسته به شدت بيماري و حساسيت فردي علائم فرق مي کند (4،6و73).
تصوير 6 : چرخه کلي تکياخته سارکوسيت، در شکل روبرو مرحله جنسي و غيرجنسي در سير تکاملي سارکوسيست به صورت جداگانه مشخص شده است.
Refrense:Life cycle of sarcocystis.
Image from the college of veterinary medicine , university of Georgia.
Refrense:Parasites and parasitological resources
Pathobia. Sdu. Edu. cn
تصوير 7 : چرخه زندگي سارکوسيستيس کروزي در گاو
بيماريزايي سارکوسيستيس در ميزبانان واسط:
آلودگي به انگل سارکوسيستيس در طيف وسيعي از دامهاي اهلي در کشورهاي مختلف جهان گزارش شده است. بررسيهاي انجام گرفته در کشور ما، فراواني آن در برخي گونههاي دامي را مشخص نموده است. يکي از مهمترين موارد اهميت اين آلودگي وجود پروتئين سمي به نام سارکوسيستين ميباشد که وجود آن در گوشتهاي آلوده به کيستهاي اين انگل موجب بروز نگرانيهاي فراواني براي مصرفکنندگان گرديده است. سميت اين پروتئين سمي در حرارت 60 درجه سانتيگراد براي مدت 30 دقيقه از بين ميرود (16).
بيماري طبيعي و تجربي در گوسفند و گوساله، همراه با بياشتهايي، تب، لاغري، کمخوني و سقط جنين ميباشد. در گوسالهها که به طور تجربي آلوده شدند، بين روزهاي 10 الي 24 پس از آلودگي، درجه حرارت به بالاي 41-40 درجه سانتيگراد رسيده و در 29 الي 57 روزگي کمخوني خفيف (هماتوکريت به 40 درصد تعداد اوليه کاهش يافت) ديده شده است. در گاوهايي که به شدت با سارکوسيستيس کروزي آلوده شدهاند، نشانههاي باليني شامل تب، بياشتهايي، لاغري مفرط، کاهش توليد شير، اسهال، اسپاسم عضلاني، کمخوني، افزايش تحريکپذيري، بي حالي و تلفات ديده ميشود. گاوهايي که در سه ماهه اول آبستني آلوده شدهاند، ممکن است سقط کنند. سارکوسيستيس در گروهي از گاوهاي پرواري نيز با موريختگي موشي ناحيه دم همراه است. گاوها بعد از بهبود شکل حاد بيماري، رشد مطلوبي نداشته و در نهايت در اثر لاغري مفرط ميميرند (13).
در ميزبان واسط، اثر بيماريزايي اصلي به دومين مرحله ي شيزوگوني در اندوتليوم رگهاي خوني نسبت داده مي شود (20) و شدت بيماري به تعداد اسپوروسيستهاي خورده شده و سيستم ايمني ميزبان واسط بستگي دارد (47).
بيماري مزمني که به طور طبيعي در گاو روي ميدهد، بيماري دالمني (Dalmeny disease) نام دارد. در آلودگيهاي تجربي گاوهاي بالغ، سقط جنين نيز ديده شده است. همچنين در اين بيماري لاغري، ادم زير فکي، زمينگير شدن، اگزوفتالمي نيز ديده ميشود (4).
در ميشها سقط جنين و تورم عضلات، در برهها تورم مغز و نخاع ديده ميشود (20) همچنين تولد زود هنگام برهها و مرگ جنين نيز يکي ديگر از علائم بيماري و بيماريزايي انگلي ميباشد (4و47).
به هر حال، در اين آلودگي، نشانههاي باليني کم ديده ميشود و مهمترين اثر آن ضبط لاشه و بيارزش شدن لاشهها و نيز خسارات اقتصادي ناشي از آن است (9و20).
عفونتهاي اوليه در گونههاي بيماريزا در گوسفند وارد مرحله حاد سارکوسيستي شده و منجر به آنسفاليت، آنسفالوميليت، خونريزي و حتي مرگ در گوسفندان ميشود (73).
بيماريزايي سارکوسيستيس در ميزبانان نهايي:
آلودگي در ميزبان نهايي، معمولا غيربيماريزا است، هر چند که گاهي اسهال خفيف از ميزبان نهايي گزارش شده است (20).
بيماريزايي و علايم در انسان:
انسان ممکن است در اثر خوردن گوشت نپخته و نيمپز و يا اسپوروسيست به عنوان ميزبان نهايي و واسط به اسهال، آلرژي، شکم درد، ميوزيت ائوزينوفيليک، ائوزينوفيلي در خون محيطي، نفخ، تهوع، کماشتهايي، استفراغ، مشکل تنفسي و شديد شدن نبض مبتلا شود. در همين حال واکنشهاي فردي متفاوت بوده و بسته به دريافت براديزوآيتها يا اسپوروسيستها متفاوت ميباشد (37,44).
ضايعات کالبدگشايي:
خونريزي پتشي يا خونريزيهاي نقطهاي تقريبا” در تمام اندامها همچون قلب، همراه با ناراحتيهاي عمومي غدد لنفاوي ديده ميشود. ميوزيت التهاب قلبي نيز در کالبدگشايي ديده شده است (44).
نشانههاي باليني:
در آلودگيهاي سنگين ميزبانان واسط، بياشتهايي، تب، کم خوني، کاهش وزن و عدم تمايل به حرکت و گاهي زمينگير شدن حيوان وجود دارد. در برهها حالت ويژهاي مانند نشستن سگ، گزارش شده است. در گاوها غالبا ريزش مو از ناحيه قاعده دم وجود دارد، که ممکن است با بزرگ شدن غدد لنفاوي همراه باشد. سقط در دامها نيز از نشانههاي باليني سارکوسيستيس ميباشد (20). ريختن پشم يا مو، شکستگي، کاهش يا توقف رشد، آتروفي عضلاني، بي حالي و ضعف نيز از ديگر علائم باليني سارکوسيستيس گزارش شده است (44).
از نظر باليني به دو شکل رودهاي و عضلاني بروز ميکند. سارکوسيستيس در بدن ميزبان نهايي انگل لوله گوارش و در بدن ميزبان واسط به صورت انگل عضلات ميباشد. تشخيص به يک ارزيابي دقيق در گله و ارتباط آن با سگها و گربهها با نشانههاي باليني، رديابي آنتيباديهاي خوني و معاينات هيستوپاتولوژيکي ارگانها از جمله کليهها، کبد، طحال، عضلات، طناب نخاعي و غدد لنفاوي قرار دارد. چنانچه ميزبان نهايي سارکوسيستيس سگ باشد کيستهاي ايجاد شده در عضلات ميزبان واسط يا شکار شونده کمتر از 500 ميکرون (ميکروکيست) و قابل رويت با چشم نميباشد. چنانچه ميزبان نهايي گربهسانان باشند کيستهاي ايجاد شده در عضلات ميزبان واسط بيش از 500 ميکرون (ماکروکيست) و با چشم قابل رويت است (4و73).
معمولاً اين تکياخته در سگ و گربه به روده محدود ميشوند و بندرت بدليل ضعف سيستم ايمني ممکن است ساير بافتها هم مورد هجوم قرار گيرد. شيزوگوني در آندوتليال سرخرگها و مويرگها موجب خونريزيهاي پراکنده و آنمي ميگردد. تب نيز همزمان با پارازيتمي ديده ميشود. در آلودگي تجربي علايم با تکامل شيزونت مرحله اول و شيزونت مرحله دوم همراه است. علائم ديگر شامل : بياشتهايي، بيقراري، ريزش مو بويژه در ناحيه دم (Rat tail) ، کاهش وزن، کاهش توليد شير، افزايش ترشح بزاق، سقط جنين و در آلودگي هاي شديد مرگ را نيز به دنبال دارند. سارکوسيستيس کروزي موجب بيماري دالمني در گاو ميشود. در سال 1986 مارکوس اين بيماري را مورد بحث قرار دارد و مشخص شد به علت تخريب آندوتليال مويرگها و خصوصيات آنمي هموليتيک ناشي از ايمني تظاهراتي به اين ترتيب در گاو ايجاد ميشود: ابتدا موجب بروز تب زودگذر در دوران پارازيتمي، قطع اشتها، تورم غدد لنفاوي، به خصوص غده لنفاوي چشمي (اگزوفتالمي) و در نهايت ايجاد بطري (ادم ) زير فکي ميشود. حيوان مبتلا از نور ميترسد (فتوفوبيا) و دچار لاغري و فرسودگي ميشود و موهاي انتهاي دم بتدريج ميريزد که اين مرحله، مرحله آخر بيماري است و به اين حالت، دم موشي (Rat tail) گفته ميشود (9و16).
سارکوسپوريدوز يک حالت تحت باليني است زيرا دامها معمولاً تعداد زيادي از اسپوروسيستها را يکباره نميخورند. گونههاي سارکوسيستيس در شدت بيماري تعيين کننده است. در گاو آلوده، تب، بياشتهايي، کاهش وزن، کاهش توليد شير، اسپاسم عضلاني، اسهال، ضعف و کمخوني و گاهي مرگ مشاهده ميشود. سقط جنين در برخي موارد رخ ميدهد (16).
سارکوسيستيس تنلا در گوسفند باعث سقط جنين و در برهها تورم مغز و ماهيچه ميشود. سارکوسيستوزيس اغلب کشنده نيست. آلودگي به اين انگل معمولاً تحت درمانگاهي است و معمولاً يک عفونت بدون علامت است. اين انگل در تمام دنيا پراکنده است و در آلودگي شديد، لنگش، ضعف و فلجي ممکن است ظاهر شود. خسارات عمده حاصل از اين انگل به دليل توليد کيستهاي ماکروسکوپي است که موجب ضبط موضعي يا عمومي لاشه ميگردد. در آلودگي شديد و در مواردي سقط جنين در گلههاي آلوده ديده ميشود (4و6).
اپيدميولوژي:
نکات چنداني از اپيدميولوژي، شناخته نشده است ولي از فراواني آلودگي مشخص است که جاهايي که سگها و گربهها با حيوانات مزرعه يا غذاي آنها در ارتباط هستند، احتمال آلودگي و انتقال فراهم ميشود. ثابت شده است که سگهاي گله، در انتقال سارکوسيستيس اويکنيس نقش عمدهاي دارند. طول عمر اسپوروسيستهاي دفع شده در مدفوع، هنوز شناخته نشده است (20,24). اين تکياخته انتشار جهاني داشته و از اکثر کشورهاي جهان گزارش شده است (24).
کنترل:
عمليترين راه کنترل سارکوسيستوزيس، کشتار دامها در کشتارگاههاي بهداشتي و جلوگيري از تماس ميزبانان نهايي با بافتهاي آلوده به کيست ميباشد. همچنين دقت در سالمسازي گوشتهاي آلوده به سارکوسيست از راه حرارت دادن و انجماد گوشتها، ميتواند از آلودگي انسان و حيوانات گوشتخوار جلوگيري نمايد. استفاده از روشهاي انجماد در دماي 10- درجه سانتيگراد براي مدت 7 روز موجب برطرف شدن آلودگي در گوشتهاي مصرفي ميشود (4). گوشتهاي پخته شده در 100 درجه سانتيگراد به مدت 4 دقيقه منجر به از بين رفتن کيستهاي سارکوسيستي ميشود (24,37). پختن در دماي 60 درجه سانتيگراد به مدت 20 دقيقه و 70 درجه سانتيگراد براي 15 دقيقه نيز جهت جلوگيري از آلودگي توصيه ميشود. همچنين منجمد کردن در دماي 4- درجه سانتيگراد براي 48 ساعت و 20- درجه سانتيگراد براي 24 ساعت منجر به از بين رفتن براديزوآيتها نيز ميشود (44).
تشخيص سارکوسيستوزيس:
1- تهيه مقاطع ميکروسکوپي: در اين روش مقاطع ميکروسکوپي تهيه شده جهت تشخيص کيست هاي ميکروسکوپي آزمايش ميگردد. در کيست دو جداره وجود دارد يکي ديواره اوليه Primary cyst wall که همان جداره سلول عضلاني است که اجرام در داخل آن رشد کرده اند و ديگري ديواره ثانويه Secondary cyst wall است که در حقيقت واکنش حفاظتي ميزبان در مقابل کيست است. از ميکروسکوپ نوري براي مشاهده ديواره ثانويه و از ميکروسکوپ الکتروني براي مشاهده ديواره اوليه (براي تشخيص گونه) استفاده ميگردد (21)
1
2
3
4
5
6
7 .
8 يند آاااhhhhhHhhh
2- استفاده از ايزوآنزيم: با گرفتن عصاره کيست و بردن آن روي ژل الکتروفورز مقايسه با شاهد ميتوان گونه سارکوسيستيس را مشخص نمود (16و21).
3- روش هضمي: هضم بافت ميزبان، حساسترين روش جهت آشکارسازي در آلودگيهاي کم و يا آلودگي با اشکال ميکروسکوپي سارکوسيستيس است. در اين روش حدود 50 گرم از بافت عضلاني چرخ شده در 100 سيسي محلول هضمي (پودر پپسين به ميزان 6 گرم، اسيد کلريدريک 10 سيسي و آب مقطر 600 سيسي) داخل بشر اضافه ميگردد و پس از مخلوط نمودن در بن ماري 37 درجه سانتيگراد به مدت 30 دقيقه قرار داده ميشود. سپس محلول حاصل را روي تنظيف دو تا سه لايه ريخته، خوب صاف ميکنيم. مايع حاصل از تخليص به لوله آزمايش منتقل ميگردد. مايع صاف شده داخل لوله آزمايش به مدت 6 دقيقه با دور2000 سانتريفوژ ميگردد. سپس مايع رويي حاصل از سانتريفوژ دور ريخته، از رسوب حاصل بر روي لام گسترش تهيه ميشود .لامهاي حاصل را پس از خشک کردن با متانول ثابت گرديده و 30 دقيقه با رنگ گيمسا رنگ آميزي ميگردد. گسترش با استفاده از عدسي 40 ميکروسکوپ به منظور ديدن براديزوايت انگل بررسي ميگردد. در صورت عدم مشاهده برادي زوايت آزمايش جهت حصول اطمينان تکرار ميشود (33).
4- روش گسترش بافتيDab Smear : از بافت به اندازه يک نخود برداشته و بين يک پنس قرار داده و مقطع آن را بريده و مانند عمل مهر زدن روي لام فشار داده و در هر بار فشار دادن يک دايره نازکي از بافت روي سطح لام ميچسبد که در صورت آلودگي بافت با پاره نمودن جداره آن مروزوايتها در اين مقطع رها شده و به لام ميچسبند که سپس با رنگ آميزي گيمسا مي توان آلودگي سارکوسيستيس را مشخص نمود. براي نمونه برداري عضلات مري، ديافراگم، بين دندهاي و قلب بهترين نواحي براي نمونهبرداري است (29).
براي بررسي سارکوسيست در گاو بطور مثال به اين شيوه اقدام ميکنيم:
انتخاب گاوها بصورت نمونه گيري ساده و تصادفي، تعيين سن و جنس آنها ، مشاهده مستقيم مري، زبان و عضلات مختلف جهت يافتن کيستهاي ماکروسکوپي سارکوسيست گرفتن نمونه از زبان، قلب، ديافراگم و مري ، تهيه گسترش بافت از نمونهها و رنگآميزي آنها با گيمسا، هضم نمونهها در محلول بافر فسفات حاوي اسيد کلريدريک و پپسين، تهيه گسترش بافتي از رسوب بافت هضم شده و رنگآميزي آنها با گيمسا. تعيين آلودگي نمونهها به کيستهاي ميکروسکوپي سارکوسيست براساس مشاهده براديزوايت انگل.
5 – تشخيص سرمشناسي: آناليز ايمنوبلات سرم و مايع مغزي نخاعي اطلاعاتي را در زمينه آلودگي با سارکوسيستيس نرونا در اختيار قرار ميدهد در اين تست از کشت مروزوايت ها براي تشخيص پادتنهايي استفاده ميشود که مستقيماً عليه پروتئين هاي مختص سارکوسيستيس نرونا ايجاد ميشود (6).
6 – روش (Polymerase Chain Reaction) PCR: اين روش يا واکنش زنجيرهاي پليمراز تکنيکي است که با استفاده از آن ميتوان در مدت زمان کوتاهي قطعه خاصي از مولکولDNA را در شرايط آزمايشگاهي ميليونها بار تکثير نمود. اين قطعهDNA ممکن است يک ژن، بخشي از يک کروموزوم يا بخشهايي از ژنوم يک موجود باشد البته در تکثير DNA با روش PCR محدوديتهايي نيز وجود دارد که مهمترين آنها اندازه قطعات قابل تکثير ميباشد به طوري که حداکثر اندازه قطعههايي که با روش PCR معمولي تکثير ميگردد 5 هزار نوکلئوتيد (5 کيلودالتن)و در روش بهينه شده تا 20



قیمت: تومان


پاسخ دهید