دانشگاه آزاداسلامي
واحد کرمانشاه
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد رشته تکنولوژي آموزشي ” M.A”
عنوان
طراحي و توليد درس افزار آموزشي علوم پايه ششم و بررسي نقش آن بر ميزان يادگيري و يادداري
استاد راهنما
جناب آقاي دکتر فرامرز ملکيان
استاد مشاور
جناب آقاي دکتر محمدجواد کرم افروز
نگارش
فرحناز اميني
تابستان 1393
سپاسگزاري :
از استاد راهنما دکتر فرامرز ملکيان و استاد مشاور دکتر محمدجواد کرم افروز كه قبول زحمت فرموده ودر تنظيم پايان نامه اينجانب را ياري نمودند كمال سپاسگزاري را نموده واز خداوند متعال، موفقيت روز افزون ايشان را خواستارم
تقديم به:
تقديم به روح پدرم و مادر عزيزم که با دعاي خيز خود در تمامي مراحل زندگي يار و پشتيبان من بوده‌اند
و
تقديم به همسرم که رنج تحصيلم را صبورانه تحمل کرد .

فهرست مطالب
چکيده:1
فصل يکم
کليات پژوهش
مقدمه:3
بيان مساله:5
ضرورت واهميت پژوهش :7
اهداف تحقيق:10
فرضيه هاي تحقيق:11
متغيرها :11
تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصي :11
فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
پيش درآمد:16
ادبيات تحقيق :16
تعريف رسانه هاي آموزشي :16
تاريخچه رسانه هاوچندرسانه اي در ايران:17
ويژگي هاي يک رسانه آموزشي مناسب :18
کاربرد چند رسانه اي ها در آموزش :19
تعريف يادگيري :20
تفاوت يادگيري وآموزش :21
اصول يادگيري :21
شرايط يادگيري :22
يادداري :22
نقش حواس در يادگيري ويادداري :23
چند رسانه اي هاي آموزشي :25
پيشينه پژوهش :26
فصل سوم
روش شناسي تحقيق
پيش درآمد فصل سوم:32
روش پژوهش :32
ويژگي هاي ساختار نرم افزار :32
متغير ها :33
جامعه آماري :33
نمونه وروش نمونه گيري :33
روش اجرا :34
روش جمع آوري اطلاعات :34
روايي وپايايي :34
محتواي آزمون :35
ابزار گردآوري داده‌ها:35
روش ها وابزار تجزيه وتحليل داده ها :36
فصل چهارم
تجزيه وتحليل يافته ها
پيش درآمد فصل چهارم:38
فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري
پيش درآمد فصل پنجم:59
خلاصه پژوهش:59
بحث و نتيجه گيري :60
پيشنهادات:63
محدوديت هاي پژوهش :65
منابع:66

چکيده:
هدف اصلي پژوهش حاضر، تاثيربه کارگيري نرم افزار آموزشي بر يادگيري ويادداري مفاهيم درس علوم تجربي پايه ششم و مقايسه آن با روش سنتي درمدارس دخترانه مقطع ابتدايي شهر کرمانشاه مي باشد. پژوهش حاضراز نوع شبه آزمايشي با طرح پيش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماري شامل دانش آموزان دختر ابتدايي پايه ششم شهر کرمانشاه است، که درابتدا از روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي از بين سه ناحيه يک ناحيه انتخاب و به شيوه نمونه گيري در دسترس تعداد 60 نفر از دانش آموزان پايه ششم انتخاب وبه طرز تصادفي در دو گروه آزمايش وگواه انتصاب شدند. براي تدريس در گروه آزمايش از نرم افزارآموزشي محقق ساخته وبراي گروه گواه از روش تدريس مرسوم استفاده شد. ابزار جمع آوري اطلاعات پيش آزمون وپس آزمون و آزمون يادداري محقق ساخته مي باشد. براي تجزيه وتحليل داده هاي حاصل از نمرات پيش آزمون وپس آزمون دو گروه از آزمون t گروه هاي مستقل وآزمون تحليل کوواريانس استفاده.به منظور تحليل اطلاعات آزمون يادداري ميانگين نمرات دو گروه از آزمون تي گروه هاي مستقل استفاده شد.نتايج نشان داد که عملکرد دانش آموزاني که به وسيله نرم افزار آموزشي،آموزش ديده اند در مقايسه با دانش آموزاني که به شيوه سنتي آموزش ديده اند ، در يادگيري به طور معناداري بهتر بود وهمچنين عملکرد گروه آزمايش در مرحله پي گيري به طرز معناداري از گروه گواه بهتر بود
کليدواژه: درس افزار،يادگيري،يادداري،آموزش سنتي

فصل يکم
کليات پژوهش

مقدمه:
دنياي کنوني روز به روز در حال تحول وپيشرفت است .تکنولوژي همه ابعاد زندگي بشر را تحت تاثير قرارداده ، و آموزش وپرورش نيز از اين مقوله مستثني نيست . تحولات اخير و پيشرفت جهان امروز را به جرات مي توان به تعليم وتربيت نسبت داد . تعليم وتربيت همواره در جستجوي پاسخ به اين پرسش بوده است که چگونه مي توان اقشار مختلف يک جامعه را آگاه کرد و آنها رادر اين پهنه عظيم پيش برد.آموزش از اساسي ترين نيازهاي بشر است، بدون آموزش، هيچ جامعه اي نمي تواند به بقاي خود ادامه دهد. آموزش نمي تواند با کوشش وخطا شکل گيرد ، آموزش سودمند نيازمند طرح وبرنامه است( نوروزي ، رضوي، 1390، 9)فن آوري اطلاعات وارتباطات در مدت زمان کوتاهي که از پيدايش آن مي گذرد ، توانسته است تغييرات فراواني را در شيوه زندگي بشر به وجود آورد.يکي از زمينه هايي که سهم عمده اي از اين تغيرات را به خوداختصاص داده است ، يادگيري است .استفاده از فن آوري اطلاعات وارتباطات در زمينه يادگيري منجر به ظهور حيطه نويني تحت عنوان ،آموزش الکترونيکي يا يادگيري الکترونيکي شده است.در اين شيوه محتواي دروس در چارچوب يک برنامه آموزشي و با استفاده از عناصر متني ،تصويري وگرافيکي به صورت جذاب تهيه مي شود.در سال هاي اخير شواهد تجربي زيادي نشان داده که ارائه چند رسانه اي ها در آموزش به عنوان يک ميانجي آموزشي بر اساس نظريه شناختي که آن را پشتيباني مي کند وطراحي آموزشي هدايت شده مي تواند تاثير بيشتري در فرايند يادگيري داشته باشد(سيادتي،تقي يار،1385). امروزه طراحي آموزشي به عنوان يک رشته مهم وبسيار مورد استفاده در تکنولوژي آموزشي مطرح است . تکنولوژي آموزشي با به کار گيري پايه هاي نظري روان شناسي يادگيري در روان شناسي تربيتي، از روش هاي موجود در حوزه طراحي آموزشي استفاده مي کند. نتيجه اين تعامل ايجاد يک برنامه آموزش است.(رضوي، 1386،به نقل از مهدوي،1390) دنياي آموزش وپرورش امروز، نقطه توجه خود را از تدريس به يادگيري معطوف کرده است اين رويکرد، يادگيري را محور وپايه همه برنامه ها، سياست هاوخط مشي هاي آموزشي قرار مي دهد. لازمه تحقق هدف هاي چنين رويکردي با توجه به دانش گسترده فن آوري اطلاعاتي، بهره وري از تمام امکانات و فن آوري هاي غني در دسترس است(رئيس دانا، 1381). همپاي پيشرفت روز افزون فناوري اطلاعات وارتباطات، کاربرد آن نيز در جامعه توسعه يافته است. استفاده از فناوري آموزشي وچند رسانه اي ها در فرايند ياددهي- يادگيري، به سبب دارا بودن قابليت هايي به عنوان ابزاري کارآمد در فرايند آموزش ويادگيري کلاس هاي درس مرسوم است. اين قابليت ها عبارتند از: استفاده از حواس چند گانه براي ايجاد يادگيري، تمرين بيشتر براي رسيدن به حد تسلط، تسهيل مشارکت بين يادگيرندگان، ايجاد تعامل بين کاربر و موضوع در آموزش.از اين جهت است که توجه به طراحي محيط هاي يادگيري چند رسانه اي اهميت فزاينده اي يافته است. (ليند ستروم1،1994، به نقل از غمين،نوروزي،1390). در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات، نظام هاي آموزشي از يک سو به باز انديشي وبازسازي برنامه درسي براي تسلط بر سواد رايانه اي واز سوي ديگر ،به تجديد حيات وغني سازي محيط يادگيري براي برقراري تعامل ميان يادگيرنده ومنابع يادگيري الزام دارند. از اين رو باز نگري در شيوه هاي سنتي تدريس وجايگزيني آنها با شيوه هاي نو براي تجهيز يادگيرنده به مهارت هاي شناختي ضرورت دارد. اين مهارت ها لازمه استفاده از منابع عرضه شده در محيط هاي رايانه اي ودستيابي به کيفيت در يادگيري مداومند(شيخ زاده، مهرمحمدي، 1384)
بيان مساله:
امروزه نياز به روش هاي نوين تدريس با توجه به پيشرفت روز افزون علم وفن آوري احساس مي شود، بايد به دنبال روش هاي تدريسي بود تا بتوان دانش آموزان را از حفظ طوطي وار به سوي يادگيري سوق داد. استفاده از روش هاي فعال تدريس کمک شاياني به دانش آموزان ومعلمان مي کند.روش هاي فعال تدريس ، روش هايي هستند که فعاليت ذهني دانش آموز را در زمينه هاي نياز هاي عمومي بر مي انگيزد. در اين روش ها علاوه برفراهم نمودن شرايط گوناگون بايد يادگيري را ازطريق ترغيب وتحريک دانش آموزان در آنان ايجاد نمود و تمام پيام هاي تربيتي و آموزشي را متناسب با کانون رغبت وعلاقه کودکان منتقل نمود چرا که اصولا هيچ تغييري در رفتار يادگيرنده رخ نمي دهد مگر اينکه از ميل دروني و رغبت طبيعي آنان سرچشمه گرفته باشد (کريمي، 1383،60). در دهه هاي اخير، جهان شاهد پيشرفت سريع فناوري به ويژه در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات بوده است. يکي از کاربرد هاي اين فناوري، بهره گيري از آن در آموزش و يادگيري است. استفاده از فناوري هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي ، نظام هاي آموزشي را در افزايش گستره آموزش هاي خود، توانا کرده است. محيط يادگيري الکترونيکي با بهره گيري از فناوري ها ورسانه هاي ديجيتالي براي عرضه، حمايت وبهينه سازي تدريس،يادگيري، سنجش وارزشيابي پديد مي آيد وازمحيط يادگيري سنتي متمايز است(نوروزي، رضوي، 1390، 321).يک فرايند ياددهي يادگيري اثربخش بايد اشتياق ذهني را برانگيزد وحس لذتي که دانش آموزان را از نقش منفعل گيرنده اطلاعات به نقش فعال توليد کننده دانش سوق مي دهد ايجاد کند.بهترين سال هاي آموزش براي ايجاد نگرش مثبت نسبت به کاربرد فناوري آموزشي وبه خصوص رسانه در يادگيري،دوره ابتدايي خواهد بود،زيرا در اين مرحله سني با توجه به به ويژگي هاي خاص آن،ضمن اينکه استفاده ازفناوري آموزشي دررسانه ها به آساني صورت مي گيرد،سبب ايجادنگرش مطلوب نسبت به استفاده آنها توسط کودکان مي شوديکي از نکاتي که در کاربرد نرم افزار آموزشي بايد مورد توجه قرار گيرد آگاهي از اين امر است که به عنوان ابزاري علمي که به برنامه هاي مدرسه اضافه خواهد شد،تلقي شوند.بنابراين کوشش جدي درجهت بررسي عمقي برنامه هاي درسي دوره ابتدايي،تجديد نظر کلي در فرايند تدريس ويادگيري،به ويژه تلفيق فناوري وبرنامه ها در کل فرايند صورت گيرد(هاشميان نژاد،1381)بهره گيري از ابزارهاي متنوع وگوناگون آموزشي،همراه کردن آموزش با فناوري مناسب،استفاده از چند رسانه هاي مناسب،مرور،تمرين وتکرار کافي،ارزشيابي مستمر وبجا مي تواندبا به کارگيري حواس بيشتر موجبات يادگيري ويادسپاري قوي تر را فراهم کند(رييس دانا،1388) نکته جالب دريادگيري چندرسانه اي اين است که فهم مطلب در نهايت هنگامي صورت مي گيرد که فراگيران بتوانند ارتباط معنا داري ميان داده هاي چند حسي به وجود آورند واز اين طريق نمادهاي چند وجهي را به هم ربط دهند اين امر سبب يادگيري عميق تر وپايدارتري مي شود.چند رسانه اي مي تواند ابزار آموزشي موثري باشد،چون معلم را قادر مي سازد تااطلاعات رابه وسيله رسانه هاي مختلف،از طريق صدا،متن،انيمشن وويدئو وتصور ارائه نمايد.ترکيبي ازرسانه هاي مختلف محيط هيجان انگيزي را براي يادگيري وآموزش فراهم مي آوردبه عبارت ديگر چند رسانه اي وسيله اي جهت تکميل تلاش معلم براي جلب توجه،افزايش يادداري،ار تقاء درک مطلب در متقاعدکردن فرد را فراهم مي نمايد (غمين، نوروزي،1390). باتوجه به ديدگاه صاحب نظران ومحققان حوزه فناوري آموزشي درخصوص درس افزارها وجايگاه آنها درفرايند يادگيري-ياددهي متاسفانه توليد وبه کارگيري اين ابزارها در مدارس ابتدايي مغفول مانده ومعلمان ومسئولين آموزشي کوشش جدي در راستاي به کارگيري آنها از خود نشان نمي دهند،ميزان تاثيرگذاري چندرسانه اي هاي آموزشي درحوزه هاي مختلف علوم،ازعلوم پايه گرفته تاعلوم انساني بايد دقيقا به صورت مستندات علمي مشخص گردد تابرنامه ريزان ومسئولين آموزشي بتوانند برنامه ريزي مناسبي در به کارگيري چند رسانه اي ها در مدارس داشته هنوز بسياري ازدست اندرکاران آموزش وپرورش،اعم ازمديران،معلمان وازهمه مهمتردانش آموزان به ميزان تاثير يا عدم تاثير ابزارهاي چند رسانه اي آموزشي پي نبرده اندواغلب آنها به اين ابزارها به عنوان يک سرگرمي وبازي نگاه مي کنند نه به عنوان يک ابزار کارآمد در يادگيري،مسئله اي که ذهن محقق رابه خود واداشته اين است که آيا در حوزه عمل استفاده از درس افزارهاميزان يادگيري ويادداري مفاهيم درسي را افزايش مي دهند؟آيا با طراحي وتوليد مناسب درس افزار مي توان به يادگيري سريع،عميق وپايدار به دانش آموزان ومعلمان کمک کرد؟ما دراين پژوهش در پي جواب دادن به اين سوالات وتبيين نقش درس افزارها در فرايند آموزش هستيم.

ضرورت واهميت پژوهش :
ياددهي-يادگيري فرايندي است که تاريخ تحول گسترده وپيچيده اي را پشت سر گذاشته،عوامل بنيادي اين فرايند همان ياددهند(معلم)ويادگيرنده(شاگرد)است رابطه اين دو به صورت پويا،با به کارگيري واسطه هاي آموزشي مانند: گفتارشفاهي،سخنراني،متون نوشتاري وچاپي وامروزه آموزش با افزارهاي الکترونيکي برقرار مي شود تا محتواي اصلي آموختني ها يعني دانش ومهارت ازيکي به ديگري انتقال يابد ويک فرايند تعاملي مبادله گردد(عبادي،1383)شکل گيري وتداوم موفقيت آميز رابطه ياددهند-يادگيرنده در فرايند آموزش به گرفتن بازخورد مداوم از نتايج آن بستگي دارد اين بازخوردبه هردو طرف امکان مي دهد تا آثارو نتايج فعاليت هاي خود را ارزيابي نمايند در واقع نرم افزارها به مثابه واسطه هاي آموزشي باعث مي شوند تا انتقال محتوا به صورت جامع وبهينه انجام پذيرد واستفاده از بازخورد سبب مي شود که ميزان وکيفيت يادگيري کنترل شود. در جامعه اطلاعاتي امروزي،ساختن جامعه دانش محور امکان پذير شده است. آخرين يافته هاي پژوهشي نشان ميدهد که يادگيري،کليد ورود به جامعه دانش محور است. هر فرد از طريق يادگيري قادر به ساختن دانش وتوليد آن است.در عصر حاضر به ياري فن آوري اطلاعات وارتباطات مي توان يادگيري راتسهيل کرد وامکان ساختن دانش را براي عده بيشتري از افراد جامعه فراهم آورد،رويکرد يادگيري الکترونيکي به همراه خود چشم انداز جديدي را نويد مي دهد.دراين عرصه انتقال دانش،ازطريق معلم وکتاب باتاکيد برحافظه،تکرار و پاداش (تشويق يانمره قبولي) جاي خود رابه ساختن دانش از طريق يادگيري عمقي(تحليل،ترکيب،ارزشيابي..) مي دهد.اين تحول از ديدگاه رفتار گرايي به ديدگاه سازنده گرايي در دهه هاي اخير شکل گرفته وبراي بهبودفرايند ياددهي-يادگيري مورد تاکيد جهاني قرار گرفته است.
يکي از بنيادي ترين برنامه درسي در آموزش وپرورش کشورهاي مختلف درس علوم است که به منزله کليد يادگيري همه يادگيري ها، در بر گيرنده مفاهيم واصول مختلف است که يادگيري آنها به شيوه سنتي براي دانش آموزان جهت زندگي در دنياي امروز هيچ سودي نخواهد داشت وبايد با استفاده از روش هاي آموزشي کار آمد به طرف درک ساختار درس و کشف روابط ميان ايده هاي موجود هدايت کرد تا با يادگيري روش پژوهشگري توان حل مسائل نا شناخته در آينده را کسب کنند. درفرايند يادگيري دروس از جمله علوم تجربي، آنچه داراي اهميت است کسب شناخت ويادگيري معنا دار مطالب درسي است. يادگيري اکثر دانش آموزان نظام آموزشي ما در دروس مختلف، به ويژه علوم تجربي در مقاطع گوناگون سطحي و طوطي وار بوده، به گونه اي که آنها قادر به يادگيري معنا دار ودرک روابط ميان ايده ها نيستند. بنا براين، با توجه به مطالب فوق در توجيه وتفسير نتيجه حاصل از داده هاي بيشتر تحقيق هايي که در زمينه يادگيري ويادداري انجام شده يکي از عوامل موثر بر يادگيري ويادداري، کيفيت تدريس و ارائه آموزش است،در واقع موثرترين روش ها براي اداره کلاس آنهايي هستند که علاقه دانش آموزان را جلب مي کنند ،براي يادگرفتن علاقه زيادي ايجاد مي کنند و تکاليف چالش برانگيز در محدوده توانايي شاگردان ارائه مي دهند. استفاده از فناوري آموزشي وچندر سانه اي ها درفرايند ياددهي-يادگيري،به سبب دارا بودن قابليت هايي همچون استفاده ازحواس چندگانه براي ايجاد يادگيري وتمرين بيشتر براي رسيدن به حدتسلط،تسهيل مشارکت بين يادگيرندگان،ايجاد تعامل بين کاربروموضوع آموزش است.زماني که کلمات وتصاوير درکنارهم ارائه مي شوند،دانش آموزان فرصت ساختن مدل هاي ذهني تصويري وکلامي ونيزارتباط بين آنهارا بدست مي آورند. زماني که تنها کلمات ارائه مي شوند،دانش آموز فرصت ساختن ايجاد يک مدل ذهني کلامي دارند،اما اين احتمال کمتر است که بتوانند يک مدل تصويري ايجاد کنندوارتباطي را ميان مدل هاي ذهني تصويري وکلامي به وجود آورند(غمين،نوروزي،1388).بااستفاده از رايانه،معلم مي تواندمطالب خود را درقالب نرم افزار چند رسانه اي که حاوي صوت،تصويروگرافيک است براي دانش آموزان به نمايش بگذارد،وحس بينايي وشنوايي را همزمان در يادگيري درگير کند.يافته هاي تجربي درحوزه روان شناسي حاکي از آن است که حدود75% يادگيري انسان از طريق حس بينايي و13% ازطريق حس شنوايي صورت مي گيرد که با اين اوصاف مي توان استفاده از رايانه ونرم افزارچند چند رسانه اي را يکي از روش هاي خوب براي تدريس ويادگيري دانش آموزان دانست(احديان،1382)پژوهش هاي زيادي در زمينه دلايل عدم پيشرفت تحصيلي دانش آموزان صورت گرفته ونتايج نشان داده که يکي از عوامل تاثير گذار بريادگيري وپيشرفت تحصيلي تحصيلي يادگيرندگان،کيفيت تدريس وچگونگي ارائه درس وآموزش است.بيان صريح وقابل فهم اهداف،ارائه درس به شکل ساختاريافته ومنظم،فعال بودن شاگرد درجريان آموزش وارتباط داشتن مطالب جديد با دانش قبلي دانش آموزان،ضمن افزاش کيفيت تدريس باعث افزايش يادگيري دانش آموز مي شود(برزگر،1392).
اهميت تکنولوژي آموزشي به عنوان بخشي از دانش تعليم وتربيت که از طريق به کارگيري عوامل، عناصر و فراهم نمودن شرايط مناسب، سعي در تحقق آرمان ها و اهداف نظام آموزش دارد، لذا به کارگيري درس افزار در امرتدريس از يک سو وبهره گيري از نظريه هاي روان شناسي يادگيري وآموزش از سوي ديگر و تلفيق نتايج آنها در مجموع اقداماتي واحد براي دستيابي به اهداف نظام آموزشي جامعه به شمار مي رود.با توجه به گوناگوني دروس وپايه ها والبته فراگيراني که در حال تحصيل هستند ووجود تفاوت هاي فراوان در اين زمينه ها، تحقيق واعمال اين رسانه درچگونگي يادگيري علوم انتخاب گرديده است،بخشي از دانش امروز بشر که حاصل مطالعه وجستجوي اودر جهت شناخت جهان مادي ونظام ها وقوانين است،علوم تجربي ناميده مي شود.بشر براي کشف شناخت جهان مادي عمدتا از ابزارهاي حسي خود استفاده مي کند،به همين دليل نقش تجربه دراين حوزه بسيار اساسي وتکيه بر آن بسيار ضروري است،دانش آموزي که به مدرسه وارد مي شود از يک سو داراي نيروي خداداد کنجکاوي است که هرلحظه اورا به يافتن دانشي تازه وپاسخي براي پرسش هاي بي شمار مي کشاند واز سوي ديگر اين دانش آموز بايد براي زندگي در فردا که دنياي علم وتکنولوژي است آماده شود براي آموزش علوم بايد سعي شود که فرايند يادگيري از حالت انفعالي،يعني يادگيري به روش سنتي به حالت يادگيري فعال درآيد،برگزيدن پايه ششم از يک سو جديد بودن اين پايه تحصيلي وازسوي ديگر اهميت ونقش آن در مقاطع بالاست که اساس مناسب ومحکم را جهت پرورش انسان هاي متفکر وخلاق در مقاطع بعدي فراهم مي کند يک محيط يادگيري نرم افزاري قوي ، ابزاري را براي فراگيران فراهم مي کند که آنها راقادر مي سازد تا در يک تلاش شناختي با موقعيت هاي يادگيري جديد درگير شوند، وبر يادگيري خود کنترل داشته باشند. از فوايد اين نرم افزارهاي چند رسانه اي مي توان به موارد زيراشاره کرد :
1- چند رسانه اي ها انگيزه دانش آموزان را براي مشارکت بالا مي برند
2- چند رسانه اي ها به معلمان کمک مي کنند تا در قالب هاي جديد به دانش آموزان کلاس ودرس هاي خود توجه کنند
3- چند رسانه اي ها نقش معلم را از سخنران و محوريت کلاس درس به نقش تسهيل کننده يادگيري تغيير داده وکلاس درس، دانش آموز محور بوجود مي آورد،آنچه انجام اين پژوهش را ضروري مي کند جنبه کاربردي توليد درس افزار است که مي تواند با بهره گيري از اصول شناخته شده يادگيري وبه کارگيري حواس مختلف دانش آموزان با فعال نمودن آنها در جريان آموزش ويادگيري به آنان کمک کند که ساخت شناختي خود را شکل دهند.از سوي ديگر توليد درس افزار به معلمان کمک مي کند که با صرف انرژي کمتر در مدت زمان کوتاه تري مطالب را به صورت موثرتر منتقل کنند.امروزه با تحول عظيمي که در آموزش دردنياايجادشده،متاسفانه هنوز در بيشتر مدارس ايران ازروش سنتي استفاده مي شود،روش هايي که معلم محور ودانش آموز گريز است .تحقيق در مورد درس افزارهاي چندرسانه اي در کشورهاي توسعه يافته سالهاست شروع شده وموسسات تحقيقاتي وآموزشي درسراسر دنيا بسياري از طرح درس هاي آموزشي خود را معطوف به چند رسانه اي کرده اند،بنابراين طراحي وتوليد درس افزارهاي مناسب درجريان فرايند يادگيري مي تواند به اهداف آموزش که همان يادگيري معنادار است بسيار سودمند باشند
اهداف تحقيق:
الف:اهداف کلي تحقيق :
1- طراحي وتوليد درس افزار آموزش الکترونيکي علوم پايه ششم .
2- بررسي نقش درس افزار مورد نظر در ياد گيري وياد داري دانش اموزان
ب:اهداف فرعي:
1-طراحي وتوليد درس افزار آموزش الکترونيکي علوم پايه ششم .
2-تعيين نقش درس افزار اموزش الکترونيکي بر پيشرفت نمرات درسي جامعه مورد نظر .
3- تعيين نقش استفاده از درس افزار آموزش الکترونيکي بر ميزان يادداري درس علوم.

فرضيه هاي تحقيق:
ما در اين تحقيق فرضيه هاي زير را مطرح ودر پي آزمون اين فرضيه ها مي باشيم:
-1 استفاده از درس افزار آموزش علوم بر ميزان ياد گيري دانش آموزان موثر است .
-2 استفاده از درس افزار آموزش علوم بر ميزان ياد داري دانش آموزان موثر است.
متغيرها :
1- متغير مستقل، شيوه تدريس: روش تعاملي ، استفاده از نرم افزار چند رسانه اي
2- متغير وابسته : ميزان يادگيري که با نمرات پس آزمون سنجيده مي شودو ميزان يادداري که با نمرات آزمون يادداري سنجيده مي شود.
3-متغير کنترل : جنسيت که در اين تحقيق دانش آموزان دختر هستند
تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصي :
تعريف مفهومي يادگيري: آزوبل پايه گذار نظريه يادگيري معنا دار معتقد است که انسان ازدوران کودکي،ادراکات خود را در قالب کلي موسوم به ساخت شناختي جاي مي دهد،هرپديده اي که با ساخت شناختي فرد انطباق حاصل کند معتبر وقابل دوام خواهد بود(اميرتيموري 1391). فرايند ايجاد تغييرات نسبتا پايداردر رفتار يا توان رفتاري که حاصل تجربهاست(سيف، 1389، 27). نورمن ،(1982)در يک تعريف خاص از يادگيري ،آن راعمل مطالعه عمده مجموعه خاصي از مطالب به گونه اي که آن مطالب به طور ارادي بازيابي و با مهارت به کار بسته شوند مي داند، از نظر او يادگيري شامل يادآوري هدفمند و عملکرد ماهرانه است(سيف،1385،ص، 398). به هر تعبير يادگيري عبارت است از تغيير در رفتار يادگيرنده ، که اين تغيير حاصل عوامل دروني ويا بيروني حاکم بر محيط يادگيري خواهد بود.
تعريف مفهومي درس افزارآموزشي: نرم افزار رايانه اي که در آنها تلفيقي از متن يا نوشته، صدا(به صورت گفتار وموسيقي وجلوه هاي شنيداري)، تصويرهاي ثابت يا متحرک، طراحي هاي ثابت يا متحرک دو بعدي يا سه بعدي و جدول هاي تصويري به کار گرفته شده است(امير تيموري،1390 ،198 )چند رسانه اي ، هرگونه تلفيق متن ، صوت، تصوير ، گرافيک، پويا نمايي وتصاوير ويدئو است که با رايانه و ساير ابزار الکترونيک منتقل مي شود(عطاران،1382) درتعريفي ديگر درس افزار آموزشي اينگونه تعريف شده است: درس افزار اموزشي به نرم افزاري گفته مي شود که در فزايند ياد دهي -يادگيري ،اموز ش دهنده و اموزش گيرنده را تا حد ممکن ياري کند . براساس اين تعريف مخاطبين اين گونه درس افزار ها دو دسته اموزش دهنده و اموزش گيرنده خواهند بود وبر همين اساس ميتوان درس افزارها ي اموزشي را دسته بندي و تعريف کر د(ميرحسيني اسفنداني،1369).
انواع درس افزارهاي اموزشي :
1-درس افزارهاي خود اموز
2-درس افزارهاي کمک اموزشي (مکمل اموزش)
3-درس افزارهاي کمک معلم
درس افزارهاي خود اموز به نرم افزارهايي اطلاق ميشود که بتوانند تا حد ممکن مجموعه فرايند ياددهي-يادگيري را در محيط نرم افزاري شببيه سازي کنند .درس افزاري که بدون نياز به دانش فني خاص در امر به کار گيري رايانه توسط مخاطب وتنها با تکيه بردانسته هاي کاربر نيازهاي اموزشي وي را برطرف سازد .با توجه به نوع مخاطب اين گونه درس افزارها ،در طراحي انها بايد کليه نکات طراحي اموزشي رعايت وتمامي مطالب موجود در کتاب هاي درسي وجود داشته باشد تا فرد ياد گيرنده بتواند با استفاده از محتواي اين درس افزارها نياز اموزشي خود را رفع نمايد.
درس افزارهاي کمک اموزشي (مکمل اموزش):به نرم افزارهايي اطلاق ميشود که پوشش دهنده کل يا بخشي از محتوي کتابهاي درسي با محوريت برنامه درسي بوده ودر مجموعه ي فرايند ياددهي-يادگيري ،معلم وکار اموز را با استفاده از محيط نرم افزاري ياري نمايد .اينگونه درس افزارها ،همانگونه که از نامشان پيداست به همراه محيط نوشتاري (کتاب درسي) وسايراجزا بسته آموزشي براي تعميق آموزش وپوشش دادن به به کاستي ها ومحدويت هاي موجود در رسانه هاي نوشتاري وفيلم اموزشي مورد استفاده قرر مي گيرند .در طراحي اينگونه درس افزارهاضمن رعايت برنامه درسي واهداف آموزشي مربوطه بايد با استفاده ازطراحي اموزشي مناسب وبکارگيري ابزارهاي چند رسانه اي ومحيط هاي تعاملي به روند اموزش مخاطب ياري رساند .مخاطبين اين گونه درس افزارها کاراموزان ميباشند که قبلا در کلاس درس حاضر بوده واينک بخاطر مواجه شدن با مشکلات احتمالي در يادگيري ويا نياز به توضيحات بيشتر تمايل استفاده از انها دارندبا توجه به نوع مخاطب اينگونه نرم افزارها،در طراحي انها بايد کليه نکات طراحي اموزشي رعايت وتمامي يا بخشي از مطالب موجود در کتاب درسي با محوريت برنامه درسي پوشش داده شود.(ميرحسيني اسفنداني 1369).
درس افزارهاي کمک معلم :به نرم افزارهايي اطلاق ميشود که اموزش دهنده (معلم)در هنگام اموزش ، با بکار گيري امکانات موجود در اين نرم افزارها ،علاوه بر افزايش سرعت وايجاد تنوع وجذابيت باعث عمق بخشيدن به اموزش در کلاس ميشود .
تعريف مفهومي يادداري: توانايي حفظ ونگه داري وبازخواني تجارب پيشين( فرهنگ وبستر، 1998). سيف در بحث از يادداري آورده است که : “بخشي از اطلاعات وارد شده به حافظه کوتاه مدت که با اطلاعات يادگرفته شده قبلي ارتباط برقرار مي کند به حافظه دراز مدت انتقال مي يابد وبه صورت مواد سازمان يافته در مي آيند که براي مدت هاي طولاني ، حتي براي تمام عمر در آن جا باقي مي ماند ودر صورت لزوم به حافظه کوتاه مدت بازگشت داده مي شود وشخص براساس آن ها پاسخ مي دهد”(سيف،1385،ص300) براين اساس يادداري را مي توان طول مدت حفظ ونگه داري اين اطلاعات از زمان به ياد سپاري تا زمان يادآوري تعريف نمود.

تعريف عملياتي يادگيري:ياد گيري در اين پژوهش عبارت است از تفاضل نمراتي که دانش آموز از پيش آزمون وپس آزمون محقق ساخته کسب مي کند.
تعريف عملياتي يادداري: در اين پژوهش ياد داري عبارت است از ميزان نمره اي که دانش آموزان در آزمون يادداري محقق ساخته پس از يک دوره زماني کسب ميکنند.
تعريف عملياتي روش تدريس سنتي: روش تدريسي که معلمان مدارس بطور متداول از آن استفاده مي کنند.
تعريف عملياتي روش تدريس مبتني بر درس افزار اموزشي : روش تدريسي که ارائه محتوا ومفاهيم درسي به کمک درس افزار چند رسانه اي انجام مي شود.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق

پيش درآمد:
در اين فصل در قسمت ادبيات تحقيق ابتداتعريفي از رسانه هاي آموزشي ، تاريخچه رسانه ها وچند رسانه اي در ايران رابه صورت خلاصه مرور خواهيم کرد وبعدکاربرد چند رسانه ها در آموزش،تعريف يادگيري،تفاوت يادگيري وآموزش،اصول يادگيري،شرايط يادگيري،يادداري،نقش حواس دريادگيري ويادداري ،چند رسانه اي هادرآموزش ودر انتها به پيشينه پژوهش در ايران وخارج خواهيم پرداخت.
ادبيات تحقيق :
تعريف رسانه هاي آموزشي2 :
رسانه آموزشي به معناي واسطه،وسيله يا ربط دو چيز،حدواصل، وسرانجام وسيله نقل وانتقال تعريف شده است. فردانش(1382)رسانه آموزشي را چنين تعريف ميکند:”رسانه آموزشي ابزاري است براي ارائه آموزش به فراگيرو طبيعتا جزيي از فرايندآموزش وتکنولوژي آموزشي محسوب مي شود نه تمام آن” او با استفاده از يک تمثيل تعريف فوق را توضيح مي دهد:” چنانچه فراگير رامصرف کننده وآموزش را کالاي مصرفي بدانيم،رسانه همان وسيله اي است که کالا را از محل توليد يا توضيح به دست مصرف کننده مي رساند به عبارت ديگر،آموزش ،کالا،فراگير، مصرف کننده ورسانه وسيله انتقال وارائه کالا به مصرف کننده ياآموزش به فراگيراست” با توجه به تمثيل فوق نتيجه مي گيريم که مثلا دربسياري از موارد که عامل اصلي آموزش معلم است،رسانه آموزشي همان معلم خواهد بود.بنابراين رايانه آموزشي وسيله يا عاملي است که آموزش ازطريق آن به فراگيرارائه مي شود.
تاريخچه رسانه هاوچندرسانه اي در ايران:
مرحله اول:در اين مرحله صرفا وسايل وابزار مورد توجه قرار مي گرفتند،درايران ابتدا ابزار ووسايل سمعي وبصري بدون توجه به نيازهاخريداري ودر مراکزنگهداري شد.فيلم هاوموادمورد نياز بدون توجه به فرهنگ وزبان عموم وعدم امکان ترجمه همه آنها از خارج خريداري شد ودر اختيار مدارس ودانشگاهها قرار گرفت وهيچگونه استفاده معقولي ازآنها به عمل نمي آمد در نهايت مدارس پي بردند که صرف مجهز بودن به ابزارهايي چون پروژکتور يا ضبط صوت نمي تواند پاسخگوي نيازهاي آنها ومشگل گشاي معضلات آموزشي باشد.
مرحله دوم:صاحبان صنايع که ديدندبازار تازه اي براي فروش توليدات سخت افزار خود يافته اند حاضر به از دست دادن آن نبودند،افراد ديگر رابه کارگرفته وبا توجه به مواد آموزشي شروع به توليد نرم افزارهاي مورد نياز مدارس کردند.درسال1341 دفتر آموزش سمعي بصري در وزارت فرهنگ تشکيل شد،توجه به فيلم به عنوان يک رسانه آموزشي سبب شداين اداره اقدام به تشکيل جشنواره هاي بين المللي فيلم آموزشي کند، درسال 1343 تلويزيون آموزشي زير نظر وزارت آموزش وپرورش تاسيس شد که برنامه هاي اين تلويزيون به دليل عدم برنامه ريزي صحيح وزمان نامناسب پخش آن منجر به شکست شد.درسال 1354 براي تهيه مواد آموزشي مورد نياز مدارس شرکت صنايع آموزشي با سرمايه مشترک وزارت آموزش وپرورش وسازمان گسترش نوسازي صنايع ايران به وجود آمد،هدف اين شرکت توليد مواد آموزشي مورد نياز با در نظر گرفتن محتواي برنامه درسي ورشته تحصيلي با توجه به شرايط اقتصادي واجتماعي کشور بود.در نهايت صاحب نظران دريافتند که بيشتر اوقات تفاوت قابل توجهي بين آموزش سنتي وآموزشي که ازطريق ارائهمواد صورت مي گيرد وجود ندارد،وعناصر ديگر مانند معلم وشاگرد نيز درامرآموزش ويادگيري دخالت دارند.
مرحله سوم:در اين مرحله مواد و وسايل در خدمت نظام بزرگتري که نظام درسي است به کارگرفته شد،براين اساس دوره فوق ليسانس تکنولوژي آموزشي درسال1353 تاسيس شد وهدف از اين دوره تامين کادر متخصص براي سرپرستي مراکز يادگيري بود.
مرحله چهارم:آموزش افراد با توجه به نيازهاي افراد، مواد آموزشي باتوجه به نظام آموزشي وبا مطالعه جامعه اي که فرد در آن رشد کرده ساخته مي شود.
مرحله پنجم:هماهنگ کردن همه نظام هاي اجتماعي ازجمله سازمان هاي اجرايي وآموزش بخش دولتي وخصوصي براي انجام فعاليت هاي آموزشي
ويژگي هاي يک رسانه آموزشي مناسب :
درمورد انتخاب رسانه آموزشي مناسب اميرتيموري (1377،ص 43) ويژگي هاي يک رسانه آموزشي مناسب را به صورت زير بيان مي دارد:
1- همخواني با هدفها:محتوا وشيوه هاي آموزشي رسانه اي مناسب است که با هدفهاي آموزشي،محتواوفعاليت هاي آموزشي انتخاب شده منطبق وسازگار باشد،مثلا اگراگر هدف آموزشي دستيابي به يک مهارت عملي معين باشد،رسانه هايي نظير شئ واقعي،مدل وفيلم به ترتيب مناسب ترين رسانه ها خواهند بود
2- توانايي انتقال پيام مورد نظر: رسانه وسيله انتقال پيام است بنابراين يکي از شرايط ضروري به عنوان رسانه آموزشي مناسب،توانايي آن وسيله در ارائه والقاي پيام مورد نظر است
3- انطباق با ويژگي هاي يادگيرندگان:رسانه هاي آموزشي انتخاب شده بايدباتوانايي ها،علاقه ها ونيازهاي يادگيرندگان منطبق باشد،
4- معتبربودن: اطلاعاتي که در رسانه آموزشي مي آيد بايد مفيد،صحيح،جديد وبه روزباشد
5-برانگيختن و واداشتن مخاطبان به فعاليت:از ويژگي هاي مهم رسانه هاي آموزشي جالب توجه وبرانگيزاننده بودن است.رسانه بايد توجه مخاطبان را به خود جلب کرده وتا پايان فعاليت آموزشي حفظ کند.استفاده به جا وتعادل از عوامل انگيزشي نظير موسيقي،صداهاي جنبي،رنگ وحرکت مي تواند به جذابيت رسانه بيفزايد.آن رسانه آموزشي که در برانگيختن حس کنجکاوي وفعال کردن ذهن مخاطب توان بيشتري داشته باشد واو رابه کوشش فکري وعملي وپاسخ دهي وادارد موفق تر خواهد بود به عبارت ديگر رسانه خوب بايد فرايند ارتباط راازحالت يک طرفه خارج کرده وبه جرياني دوسويه(تعاملي)تبديل کند
6- کيفيت خوب فني:يک رسانه منتخب براي يک يک موقعيت آموزشي،ضمن داشتن محتواي مناسب،از لحاظ ويژگي هاي هنري وفني توليد نيز بايد کيفيت بالايي داشته باشد.
7-عملي وسهولت استفاده:وجود خصيصه هايي مثل قابليت حمل ونقل، دسترسي و طرز کار آسان از ويژگي هاي آن مي باشد.
8- توجيه اقتصادي:يک رسانه مناسب بايد تا حد امکان ارزان واقتصادي باشد.
کاربرد چند رسانه اي ها در آموزش :
بي ترديد بر اساس يافته هاي روان شناسي تربيتي هرگاه در امريادگيري حواس بيشتري به کار گرفته شود، يادگيري بيشتري روي ميدهد وبا به کارگيري رسانه ها مي توان بر عمق يادگيري افزود،درصورت گرايش مثبت يادگيرندگان افزايش يادگيري را خواهيم داشت ودر غير اين صورت يادگيري کاهش مي يابد.تحقيقات در باره اثرات رسانه مشخص مي کرد که رسانه به صرف رسانه بودنش مهم نيست ،بلکه نحوه اثر رسانه ها در فرايند ياددهي_يادگيري ،نقشي تعيين کننده واثر گذار دارد.اميرتيموري(1377،ص،27) درتوضيح نقش رسانه درآموزش ويادگيري چنين مي نويسد: “در يک موقعيت ارتباطي خاص از جمله در موقعيت هاي آموزشي،انتخاب رسانه مناسب با توجه به ساير عوامل،مي تواند نقش مهمي در دستيابي موثربه اهداف مورد نظر داشته باشد”اوهمچنين نقش رسانه هاي آموزشي را در تسهيل يادگيري چنين بيان مي کند:”با کمک گرفتن ازرسانه آموزشي مناسب دربسياري ازموارد،مفاهيم غامض وپيچيده را آسانتر وسريعتر مي توان به شاگردان آموخت.”(اميرتيموري،1377،ص،37)
تعريف يادگيري :
بسياري از مردم عادي وحتي روان شناسان، يادگيريي را انتقال اطلاعات ومعلومات به يادگيرنده مي دانستند وبه نظر آن ها همين که يادگيرنده اطلاعات ومعلومات را کسب کرده يادگيري صورت گرفته است ونقش وعلم هم انتقال اطلاعات ومعلومات به دانش آموزان است. اما با پيشرفت علم وتغيير وتحول در علوم بشري، مفهوم يادگيري هم دچار تحول وپيشرفت شد.امروزه از يادگيري به عنوان تغيير رفتار بر اثر تجربه ياد مي کنند. يادگيري دراين مفهوم امري دائمي است که نسبت به افراد مختلف فرق مي کند. در اين جريان يادگيري، کل شخصيت فرد، محيط وموقعيتي که فرد در آن قرار گرفته است موثر هستند (شريعتمداري،1377). از يادگيري تعاريف متعددي به عمل آمده است که هر يک از اين تعاريف با توجه به ديدگاه هاي صاحب نظران آنها ارائه شده اند. برخي از اين تعاريف عبارت است از : – از نظر “تراوس” 3 (1972)، يادگيري زماني رخ مي دهد که در نتيجه شرايط محيطي، تغييرات نسبتا پايداري در پاسخ به وجود آيد (کديور،1385،ص 5).
– ازنظر “کيمبل” 4، يادگيري فرايند ايجاد تغيير نسبتا پايدار در رفتار(توان رفتاري) که حاصل تجربه است ونمي توان آن را به حالت هاي موقتي بدن مانند آن چه بر اثر خستگي ، بيماري، ياداروها پديد مي آيدنسبت داد(سيف،1385،ص30).
-نورمن 5،(1982)در يک تعريف خاص از يادگيري ،آن راعمل مطالعه عمده مجموعه خاصي از مطالب به گونه اي که آن مطالب به طور ارادي بازيابي و با مهارت به کار بسته شوند مي داند، از نظر او يادگيري شامل يادآوري هدفمند و عملکرد ماهرانه است(سيف،1385،ص، 398). به هر تعبير يادگيري عبارت است از تغيير در رفتار يادگيرنده ، که اين تغيير حاصل عوامل دروني ويا بيروني حاکم بر محيط يادگيري خواهد بود.
تفاوت يادگيري وآموزش :
يادگيري وآموزش دو مقوله متفاوت اند. اين تفاوت از تعاريفي که از آن هابه عمل آمده است مي توان دريافت. آموزش به فعاليت هايي



قیمت: تومان


پاسخ دهید