بسم الله الرحمن الرحيم
ستايش پروردگار
ستايش براي خداست به هر زباني که نزديک‌ترين فرشتگانش و گرامي‌ترين آفريدگانش و پسنديده‌ترين ستايشگرانش او را بدان مي‌ستايند.
ستايشي برتر از هر ستايش ديگر؛ به همان اندازه که پروردگار ما، خود، از همه‌ي آفريدگانش برتر است.
پس به جاي هر نعمتي که بر ما و همه‌ي بندگان درگذشته و زنده‌ي خود ارزاني داشته است، و به شمار تمام آنچه در علم بي‌پايان او گنجد، و به جاي هر يک از نعمت‌هايش، او را سپاس مي‌گوييم.
يا رب دل ما را تو به رحمت جان ده
درد همه را به صابري درمان ده
اين بنده چه داند که چه مي بايد جست
داننده تويي هر آنچه داني آن ده
معاونت پژوهش و فن آوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري ، ما دانشجويان و اعضاء هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرارداده و از آن تخطي نکنيم :
1- اصل حقيقت جويي : تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هر گونه پنهان سازي حقيقت .
2- اصل رعايت حقوق : التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان ( انسان ، حيوان و نبات ) و ساير صاحبان حق .
3- اصل مالکيت مادي و معنوي : تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژ وهش .
4- اصل منافع مالي : تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش .
5- اصل رعايت انصاف و امانت : تعهد به اجتناب از هر گونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال ، تجهيزات و منابع در اختيار .
6- اصل راز داري : تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد ، سازمان ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق .
7- اصل احترام : تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هر گونه حرمت شکني .
8- اصل ترويج : تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد .
9- اصل برائت : التزام به برائت جويي از هر گونه رفتار غير حرفه اي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غير علمي مي آلايند .
امضاء پژوهشگر: اکبري نسب
تعهدنامه اصالت رساله يا پايان‌نامه
اينجانب حسين اکبري نسب دانش‌آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته / دکتري حرفه‌اي / دکتري تخصصي در رشته دامپزشکي که در تاريخ 1393/5/26 از پايان‌نامه /رساله خود تحت عنوان ” مطالعه انگل هاي گوارشي بوقلمون هاي پرورشي در شهرستان تريت حيدريه ”
با کسب نمره ……………………….. و درجه ……………………….. دفاع نموده‌ام، بدين‌وسيله متعهد مي‌شوم:
1) اين پايان‌نامه / رساله حاصل از تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان‌نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده‌ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده‌ام.
2) اين پايان‌نامه / رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم‌سطح، پائين‌تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده‌است.
3) چنانچه پس از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره‌برداري اعم از چاپ مقاله، چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان‌نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي‌پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي‌ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
حسين اکبري نسب
امضاء
دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار
دانشكده دامپزشكي
پايان نامه براي دريافت درجه دكتري حرفه اي دامپزشكي (D.V.M)
سال تحصيلي : 94-93 شماره پايان نامه :1297
عنوان
مطالعه انگل هاي گوارشي بوقلمون هاي پرورشي در
شهرستان تربت حيدريه
استاد راهنما
دكتر شاهرخ رنجبر بهادري
استاد گروه انگل شناسي، دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار
استادان داور
دكتر محمدرضا محمدي ملايري
استاديار گروه پاتولوژي، دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار
دكترجليل پورحاجي موتاب
استاديار گروه آناتومي، دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار
حسين اکبري نسب
تابستان 93
ISLAMIC AZAD UNIVERSITY
(Garmsar Branch)
Faculty of Veterinary Medicine (D.V.M Thesis)
No:1297 Years: 2014
Title
Study on gastro-intestinal parasites in turkey of Torbat’e Heidarieh
Supervisor
Dr. Shahrokh Ranjbar Bahadori
Revisors
Dr malayeri
Dr por haji
Hossein akbari nasab
2014
سپاسگزاري
از ياري و بزرگواري استاد راهنمايم جناب آقاي دکتر شاهرخ رنجبر بهادري که افتخار شاگرديشان را داشتم و در تمام مراحل اين پايان نامه از لطفشان بهره مند بودم تشکر مينمايم. بدون ترديد محبت ها، حمايت ها و تشويق هاي يشان در طول تحصيل در مقطع دکتري همواره چراغ راه بنده بوده است.
با سپاس فراوان از جناب آقاي دکتر ملايري که در نهايت صبر و بزرگواري زحمت داوري اين پايان نامه را پذيرفته و با راهنمايي هاي خود موجب پر بار شدن اين پايان نامه شدند.
با تقدير و تشکر بي شائبه از جناب آقاي دکتر پورحاجي موتاب که در طول اين پايان نامه از هيچ زحمتي دريغ ننموده و زحمت داوري را متحمل شده اند و اينجانب را در پيش برد اين پايان نامه هدايت نمودند.
سپاسگزاري
از اساتيد گرانقدر دانشکده دامپزشکي و پرسنل زحمتکش دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار کمال تشکر و سپاس را دارم.
در پايان از دوستان عزيزم آقايان دکتر حامد لطفي، دکتر حسن لطفي، دکتر سيدحسين موسوي، دکتر جمشيديان، دکتر سجاد قنبري، دکتر محسن حسن زاده، دکتر ابوالفضل توکلي، دکتر سيامک محسن زاده، دکتر امين دهقان، دکتر سيد حامد وزيري، دکتر فؤاد کاتب، دکتر عليرضا اسحاق نيا، دکتر کيهان ايل بيگي، دکتر حجت حسن زاده، دکتر اميد قلي زاده، دکتر مهدي کاظم زاده، دکتر علي دوستار، دکتر مصطفي گل، دکتر رضا بديعي، دکتر امين مخملباف، دکتر رسول طحانچي، دکتر مالک صالحي، دکتر سعيد قياسي، دکتر پيمان دهقان، دکتر پوريا گلچين، دکتر سنگ سفيدي، مهندس شاه ولي و کليه دوستان عزيز ورودي 87 کمال تشکر را دارم.
تقديم به
پدر عزيز و مادر مهربانم
به استوارترين تکيه گاهم، دستان پر مهر پدرم به سبزترين نگاه زندگيم، چشمان سبز مادرم که هر چه آموختم در مکتب عشق شما آموختم و هرچه بکوشم قطرهاي از درياي بيکران مهربانيتان را سپاس نتوانم بگويم. بوسه بر دستان پرمهرتان.
پدرهمسرعزيز و مادرهمسر مهربانم
به پاس قلبهاي بزرگشان که فرياد رس است و سرگرداني و ترس در پناهشان به شجاعت ميگرايد و به پاس محبتهاي بيدريغشان که هرگز فروکش نميکند.
همسر مهربانم
او که سايه مهربانيش سايه سار زندگيم مي باشد، به پاس قدر داني از قلبي آکنده از عشق و معرفت که محيطي سرشار از سلامت و آرامش و آسايش براي من فراهم آورده است.
برادر عزيزم
که با هم آغاز کرديم، در کنار هم آموختيم و به اميد هم به آينده چشم ميدوزيم. قلبم لبريز از عشق به توست و خوشبختيت منتهاي آرزويم است.
خواهران عزيزم
همراهان هميشگي و پشتوانههاي زندگيم که وجودشان شادي بخش و صفايشان مايه آرامش من است.
عنوان فهرست مطالب صفحه
چکيده1
مقدمه2
فصل اول6
کليات6
1-1 هدف تحقيق7
2-1 پيشينه تحقيق7
1 – 2-1 بوقلمون7
1 – 2 – 2 جانور شناسي بوقلمون8
3-2-1 تاريخچه اهلي شدن بوقلمون8
1 – 2 -4 تاريخچه پرورش بوقلمون8
1 -2-5 تاريخچه نگهداري در ايران9
1 – 2-6 طبقه بندي بوقلمون از نظر جانور شناسي10
1 – 2-7 مختصري از فيزيولوژي بوقلمون10
1 – 2-8 تيپ ظاهري10
1-2-8-1 سر10
1-2-8-2 چشمها10
1-2-8 -3 منقار11
1-2-8-4 گردن11
1-2-8-5 سينه11
1-2-8-6 پشت11
1-2-8-7 دم11
1-2-8-8 ساق پا11
9-2-1نژادهاي بوقلمون11
1-2-10 دو نژاد مهم بوقلمون12
1-2-10-1 بوقلمون برنز12
1-2-10-2 بوقلمون سفيد14
3-10-2-1 نـژاد سيـاه:15
1-11-2 مديريت جايگاه و محيط پرورش16
1-2-12 مديريت پرورش17
1-2-13 تراکم گله18
1-2-14 دستگاه مادر مصنوعي19
1-2-15 نوک چيني20
1-2-16 قطع تاج و ريش20
1-2-17 قطع ناخن21
1-2-18 قطع پر21
1–2 19 تغذيه21
1-2-20 ميزان غذاي بوقلمون24
1-21-2 انگل هاي طيور26
1-2-1-21 تک ياخته هاي موجود در دستگاه گوارش26
1-2-21-11- هيستوموناس مله آگريديس26
1-2-21-12- تريکوموناس گالينه26
1-2-21-13- کوکسيديوز در ماکيان28
1-2-21-14- کريپتوسپوريديوم بيلئي و کريپتوسپوريديوم مله آگريديس29
2-21-2-1 سستودهاي مهم موجود در دستگاه گوارش و مدفوع30
1-2-21-2-1 داويناپروگلوتينا30
2-2-21-2-1 رايه تيا تتراگونا30
3-2-21-2-1 رايه تينا سيستي سيلوس31
4-2-21-2-1 رايه تينا اکينوبوتريدا31
5-2-21-2-1 آمبوتنيا کونه آتا مترادف آمبوتنيا اسفنوئيدس32
6-2-21-2-1 هيمنولپيس کانتانينا و هيمنولپيس کاريکا32
7-2-21-2-1 کوانوتينا اينفانديبولوم33
8-2-21-2-1 فيمبريا فاسيولاريس33
9-2-21-2-1 ترماتودها33
3-21-2-1 ترماتودهاي موجود در مدفوع و دستگاه گوارش33
1-3-21-2-1 اکينوستومارولوتوم33
2-3-21-2-1 اکينوپاريفيوم رکاراتوم34
3-3-21-2-1 هيپودرائوم کونوئيدم34
4-3-21-2-1 نوتوکوتيلوس اتنواتوس35
5-3-21-2-1 کاتاتروپيس وروکوزا35
6-3-21-2-1 پوستار موستوموم کوموتاتوم (پوستار موستوموم گاليناروم)35
7-3-21-2-1 نماتودها36
4-21-2-1 نماتودهاي موجود در مدفوع و دستگاه گوارش36
1-4-21-2-1 آسکاريدياگالي36
2-4-21-2-1 هتراکيس گاليناروم36
3-4-21-2-1 گاپيلا ريا انولتا مترادف اکولئوس انولاتوس37
4-4-21-2-1 کاپيلارياکونتورتا مترادف اکولئوس کونتوراتوس37
-4-21-2-15 کاپيلاريا کودين فلاتا38
6-4-21-2-1 کاپيلاريا ابسيگناتا38
7-4-21-2-1 تريکوسترونژيلوس تنوئيس39
8-4-21-2-1 کاپيلاريا آناتيس (کاپيلدريوز روده باريک)39
9-4-21-2-1 نماتودهاي با اهميت ثانويه40
10-4-21-2-1 دسيفارنيکس اسپيراکيس مترادف (سيفارنکس ناسوتا و اکواريا اپير رايس)40
11-4-21-2-1 تترامرس آمريکانا و تترامرس في سيس پينا40
12-4-21-2-1 آکواريا نا مولوزا40
13-4-21-2-1 هترتيا گاليناروم41
14-4-21-2-1 سوبولورا برومپتي41
15-4-21-2-1 سوبولورا سکتوريا و سوبولورا ديفرنس41
16-4-21-2-1 استرونژيلوئيدس آويوم41
فصل دوم43
مواد و روش کار43
1-2 روش کار44
1-2-1 بررسي تک ياخته هاي حلق و چينه دان44
1-2-2 بررسي تک ياخته هاي موجود در مدفوع و محتويات روده44
1-2-3 رنگ آميزي زيل نلسون45
1-2-4 بررسي آلودگي انگلي دئودنوم45
1-2-5 بررسي آلودگي کرمي دستگاه گوارش45
1-2-6 تهيه مقطع ميکروسکپي ازسکوم46
فصل سوم47
نتايج47
3-1 نتايج48
فصل چهارم49
بحث و نتيجه گيري49
4-1 بحث و نتيجه گيري50
4-2 نتيجه گيري و پيشنهادات53
منابع55
چکيده
تعدادي از انگلهاي داخلي و خارجي سبب آلودگي در بوقلمونها ميشوند ولي فقط تعداد محدودي از آنها مي توانند باعث آثار باليني و بيماري ميگردند. دربررسي حاضر آلودگي انگلي بوقلمون هاي شهرستان تربت حيدريه مورد مطالعه قرار گرفت. بدين منظور تعداد 130 بوقلمون از بوقلمون هاي پرورشي در شهرستان تربتحيدريه از نظر آلودگي به انگلهاي مختلف مورد بررسي قرار گرفت که نتايج بدست آمده نشان داد 3/2 درصد به کرم هاي گوارشي آلوده بودند. با توجه به اين که پرورش صنعتي بوقلمون نسبت به صنعت مرغداري کشور نوپا و جديد است، لذا انجام مطالعات بيشتر در زمينه هاي مختلف از جمله پرورش، بيماريها و آلودگيهاي انگلي اين پرنده در جهت کاهش تلفات و بهبود ضريب تبديل امري ضروري به نظر ميرسد.
واژههاي کليدي: آلودگي انگلي، بوقلمون، تربتحيدريه

مقدمه
رشد بي رويه جمعيت، به خصوص در كشورهاي جهان سوم و لزوم تأمين غذاي كافي، سلامتي و زندگي آينده بشر را تهديد مي‏كند. در اين ميان، ايران به عنوان يكي از كشور‌هاي با رشد بالاي جمعيت و عدم كارايي كافي در جهت استحصال مواد و محصولات غذايي از منابع موجود، با بحران افزايش جمعيت و تأمين غذاي كافي براي آن‌ها مواجه است. به طوري كه ميزان غذاي دريافتي افراد در كشور هنوز فاصله‌ي زيادي با استاندارد‌هاي توسعه يافته از طرف سازمان خواروبار جهاني1 دارد (8). در حدود 1000 سال قبل از ميلاد مسيح همراه با مهاجرت اقوام آريايي به فلات ايران ماكيان نيز وارد اين سرزمين شدند و اقوام ساكن اين فلات از آن بهره‏برداري كرده‌اند. تا قبل از سال 1333 پرورش طيور به صورت اوليه و ابتدايي در روستاها انجام مي‌گرفت اما به تدريج به دليل نياز روز افزون جامعه به فرآورده‌هاي پروتئيني با منشأ حيواني، استفاده از روش‌هاي نوين توليد و افزايش محصول را ضروري كرد (13). با پيشرفت در کار به‌نژادي بوقلمون، سود حاصل از فعاليت در اين بخش افزايش يافته و افراد بيشتري علاقمند به فعاليت در اين بخش مي‌شوند که نتيجه‌ي آن افزايش توليد، اشتغال و کاهش روند مهاجرت از روستا به شهر مي‌باشد. بوقلمون علاوه بر اهميتي که در بهبود اقتصاد خانوارهاي روستايي دارند، به عنوان ذخاير مهم ژنتيکي به حساب آمده که حفاظت از آن‌ها براي نسل‌هاي آينده نيز ضروري است. چرا که در بسياري موارد با گذشت زمان و پيشرفت علم و آگاهي بيش‌تر نسبت به اهميت اقتصادي صفات مختلف، نيازهاي جديد مطرح مي‌شود که متخصصين اصلاح نژاد را بر آن مي‌دارد که از ژن‌هايي که قبلاً اهميت زيادي داده نمي‌شد با توجه به آن نيازهاي جديد استفاده نمايند (16). با وجود آن‌که علم ژنتيک کمي با بهره‌گيري از علوم مختلفي هم‌چون رياضيات، آمار، ژنتيک، کامپيوتر، اقتصاد در طي دوران متوالي در دهه‌هاي اخير پيشرفت‌هاي زيادي در زمينه اصلاح نژاد دام آفريده است با اين حال استفاده از روش‌هايي که بتواند منجر به افزايش صحت و بازده انتخاب شود، همواره مورد توجه بوده است. يکي از راه‌کارهاي احتمالي مناسب براي دست يابي به اهداف فوق، به‌ کارگيري روش‌هاي ژنتيک مولکولي مي‌باشد (4). بوقلمون در طبقهبندي حيوانات از خانواده مله آگرينه و جنس مله آگريس ميباشد. در اين جنس سه گونه وجود دارد که عبارتند از مکزيکي، آمريکايي و هنوراسي. دو گونه اول اجداد بوقلمون بوده ولي گونه سوم هنوز به صورت وحشي باقي مانده است. بوقلمون از کشور مکزيک به تمام جهان راه يافته در حالي که از نام آن اينگونه به نظر ميرسد که منشأ آن ترکيه است. پرورش بوقلمون از ديرباز در نقاط مختلف روستايي و حتي شهري، رايج بوده و پرورش دهندگان علاوه بر نياز‌هاي خود، مازاد توليدات را به فروش مي‌رسانند. از اين رو ايجاد اشتغال، كمك به اقتصاد خانوار‌هاي روستايي و در توليد بخشي از منابع غذايي نقش مهمي ايفا مي‌كنند. بنابراين، استفاده از بوقلمون به عنوان جمعيت مولد ژنتيكي پايه در برنامه‌هاي اصلاح نژادي طيور کشور داراي مزاياي بسياري است و شناخت دقيق‌تر و کسب اطلاعات بيشتر در مورد آن‌ها جهت حفظ اين ذخاير ژنتيکي ضروري به‌ نظر مي‌رسد.
امروزه صنعت پرورش طيور يکي از پر رونقترين صنايع توليد کننده پروتئين حيواني در کشورهاي دنيا محسوب ميگردد و در سالهاي اخير رشد کمي و کيفي آن با توجه به افزايش جمعيت جهان قابل توجه بوده است. پرورش ساير توليدات طيور غير از مرغ گوشتي، نه تنها از نظر استراتژيک که از نظر تکميل سبد غذايي نزديک به گوشت سفيد از ارزش زيادي برخوردار است.
توليد وزن لاشه بالا همراه با مزيت‏هاي پرورشي و خصوصيات تغذيه‏اي پرورش بوقلمون را شاخص کرده است. زمان کشتار بوقلمون نر گوشتي در مدت زمان 18 هفته به وزن معادل 16 کيلوگرم مي‏رسد. لاشه گوشت بوقلمون از 60% گوشت سفيد و 40% گوشت قرمز تشکيل شده است. مزه گوشت سفيد و قرمز لاشه به خاطر ترکيبات و عوامل مختلف از يکديگر متمايز بوده و بسيار لذيذ و خوشمزه ميباشد. همچنين قيمت گوشت فروش بالاتر از مرغ گوشتي يکي از عوامل جذابيت پرورش ميباشد.
گوشت بوقلمون از نظر ترکيبات داراي پروتئين بالا، کمترين کلسترول و ميزان املاح و اسيدآمينههاي ضروري ميباشد، لذا يک منبع مناسب پروتئين براي افراد مسن، کودکان در حال رشد، مبتلايان به امراض قلبي و عروقي و ساير افراد ميباشد. گوشت بوقلمون از نظر ميزان کلسترول بعد از ماهي در درجه دوم قرار ميگيرد، لذا کساني که ميزان کلسترول و چربي خون بالا دارند براحتي ميتوانند از آن بهره مند گردند.
در صنايع جانبي به دليل وزن بالاي لاشه به راحتي مورد مصرف قرار ميگيرد، موارد مطرح شده خود گواه توجه ساير کشورها به گوشت بوقلمون به عنوان يک منبع پروتئين مناسب تلقي ميشود.
از طرفي بيماريهاي شايع طيور به خصوص بوقلمون ميتواند تهديدکننده حيات و کاهش راندمان توليد باشد. بيماريهاي انگلي به عنوان يکي از بيماريهاي شايع بوقلمون، يکي از عوامل کاهش وزن لاشه و مرگ و مير آن ميباشد.
حضور بيماريهاي انگلي مانند هستيومونيازيس، کوکسيديوزيس، هگزامتيازيس، آسکاريديا ديسيميليس، کريپتوسپوريديوم و …از عوامل کاهش جذب مواد غذايي و رشد اين حيوان تلقي ميشود.
پرندگان به دليل داشتن قدرت پرواز آزاد وطولاني مدت و عدم امكان قرنطينه كردن آنها مي توانندباعث انتشار انواع عوامل عفوني از جمله آلودگيهاي كرمي و تك ياختهاي در مناطق مختلف، بومي شدن انگل در اقليم جديد، ابتلاي ماكيان و ساير پرندگان و گاهي ساير دامهاي اهلي و انسان و حتي بروز اپيدميهاي انگلي شوند (21 ؛ 24 ؛ 26). همچنان كه آلودگي انگلي جوجهها، بوقلمون، بلدرچين، مرغ هندي و قرقاولهاي آسيايي (Peafowl) كه با كبوتران آلوده در تماس بودندگزارش شده است(25). بدون شك با شناسايي آلودگي هاي انگلي هر منطقه، مي توان اقدامات لازم جهت درمان و كنترل اين آلودگي ها اتخاذ نمود تا ضمن جلوگيري از انتشار آلودگي، از شدت ضايعات وكاهش وزن بوقلمون نيز كاسته شود (22).
فصل اول
کليات
1-1 هدف تحقيق
از طرفي بيماريهاي شايع طيور به خصوص بوقلمون ميتواند تهديدکننده حيات و کاهش راندمان توليد باشد. بيماريهاي انگلي به عنوان يکي از بيماريهاي شايع بوقلمون، يکي از عوامل کاهش وزن لاشه و مرگ و مير آن ميباشد.
حضور بيماريهاي انگلي مانند هستيومونيازيس، کوکسيديوزيس، هگزامتيازيس، آسکاريديا ديسيميليس، کريپتوسپوريديوم و …از عوامل کاهش جذب مواد غذايي و رشد اين حيوان تلقي ميشود.
به اين منظور، تحقيق حاضر جهت بررسي بيماريهاي انگلي شايع در بوقلمون انجام گرديد.
2-1 پيشينه تحقيق
1 – 2-1 بوقلمون
پرنده بومي قاره آمريکا، اعقاب بوقلمون را به حدود 5/1 تا 5 ميليون سال پيش در شمال آمريکا تخمين ميزنند. به طوري که بوميان قاره آمريکا قبل از تهاجم اروپاييان، به پرورش و نگهداري بوقلمونهاي وحشي که اهلي گرديده بود ميپرداخته و گوشت آن را به مصرف ميرسانيدند. مصرف آن در طول سال بوده به يک يا دوبار در سال نميشده است. آنها ميدانستند که بوقلمون يک منبع غذايي عالي است. به همين دليل بوميان مکزيک قديم و جنوب غربي ايالات متحده نسبت به اهلي کردن بوقلمون اقدام نموده و اولين پرورش دهندگان بوقلمون محسوب ميشدهاند. ساير بوميان آمريکايي اين پرنده را در محدوده چراگاههايشان شکار ميکردند. بوقلمون نه تنها يک منبع غذايي براي بوميان بود بلکه لباس و ادوات مختلف و اسلحه نيز از آن تهيه ميکردند. در جشنها به عنوان غذا از آن بهره مند مي شدند (18).
1 – 2 – 2 جانور شناسي بوقلمون
اين پرنده در طبقه اوس، زير طبقه نئورنيتس، فوق راسته نئوگ ناته، راسته گالي فورميس زير راسته گالي، تيره فازيانودآ، خانواده مله آگريديده و جنس مله آگريس گولوپا قرار دارد.
در اين جنس سه گونه به نامهاي بوقلمون مکزيکي، آمريکايي و هندوراسي وجود دارد که دو گونه اول اجداد بوقلمونهاي اهلي فعلي بوده و گونه سوم به صورت وحشي در جنگل هاي آمريکاي لاتين و جنوب آمريکا قابليت پرواز دارند يافت ميگردد(18).
3-2-1 تاريخچه اهلي شدن بوقلمون
بوقلمون بزرگترين و سنگينترين پرنده خانگي است. برخي مبدأ اصلي اين پرنده را آمريکاي شمالي و مرکزي ذکر مي‏کنند و برخي ديگر ساکنين مکزيکو يعني سرخپوستان آزتک و مايا را مسئول اهلي شدن آن ميدانند. اولين شخصي که به طور مکتوب در سال 1499 به بوقلمون اشاره کرده و در مورد آن بحث نموده است دروالونسونينو مي‏باشد. ضمناً او را اولين فردي مي‏دانند که در سال 1500 ميلادي بوقلمون را به اروپا برد (18).
1 – 2 -4 تاريخچه پرورش بوقلمون
بوقلمون بزرگترين و سنگينترين پرنده خانگي است. برخي مبدا اصلي اين پرنده را آمريکاي شمالي و مرکزي ذکر ميکنند و برخي ديگر ساکنين مکزيکو يعني سرخپوستان آزتک و مايا را مسئول اهلي شدن آن ميدانند در سال 1518 پس از کشف مکزيک بوقلمون به آن کشور وارد شد و سپس در سال 1524 بوقلمون اهلي به انگلستان برده شد و در قرن 16 و 17 مصرف گوشت بوقلمون در انگلستان رواج زيادي گرفت.
اولين شخصي که به طور مکتوب در سال 1499 به بوقلمون اشاره کرده و در مورد آن بحث نموده است پدرو الونسونينو ميباشد. ضمناً او را اولين فردي ميدانند که در سال 1500 ميلادي بوقلمون را به اروپا برد.
دليل اساسي افزايش توليد و مصرف گوشت بوقلمون در اروپا و آمريکا چنين توجيه ميگردد. گوشت بوقلمون از لحاظ چربي و کالري فقير و از نقطه نظر کارکردي در تغذيه بسيار با اهميت و ارزش غذايي آن شبيه به گوشت گوسالههاي بسيار جوان بدون چربي است.
امکان عرضه گوشت بوقلمون به اشکال متنوع وجود داشته و ميتوان آنها را به حالت لاشه کامل يا قطعات ران و سينه و يا يا به صورت کالباس يا سوسيس و غيره وارد بازار مصرف نمود.
نگهداري بوقلمونها تنها به چهار ديوري سالنها محدود نشده بلکه اين امکان حتي در مزرعه و فضاي باز براي آنها بيشتر ممکن است (18).
1 -2-5 تاريخچه نگهداري در ايران
اين پرنده در زمان شاه عباس صفوي توسط تعدادي از تجار ارمني که به ايتاليا رفته بودند به ايران وارد شد و از آن به بعد ارامنه مامور تکثير و پرورش آن گرديدند.
به نظر ميآيد که چون جنس نر اين پرنده ميتواند همانند ديباي رومي رنگ چهره و فرم پرهاي خود را هر لحظه به گونهاي در آورد و ضمن ترسو و کودن بودن بسيار لذا بهترين نام براي او ميتوانسته همين بوقلمون باشد. نگهداري سنتي بوقلمون در نواحي خراسان، گيلان و مازندران، آذربايجان غربي، شرقي و مرکزي، فارس، اصفهان و کرمان متداول است (18).
1 – 2-6 طبقه بندي بوقلمون از نظر جانور شناسي
بوقلمونها در طبقه بندي جانوري جز راسته گالي فرميس زير راسته گالي تيره فازيانيده تحت تيره مله اگريدين و جنس مله اگريس گالوپا ميباشد.
در تحت تيره مله اگريدين دو نوع بوقلمون به نامهاي اگريو خازيس و اوسلاتا و مله اگريس گالوپا شناسايي شده است.
1 – 2-7 مختصري از فيزيولوژي بوقلمون
تعداد کروموزومهاي آن 82 عدد ميباشد. تعداد ضربان قلب 200 تا 250 در دقيقه است، دستگاه گوارش بوقلمون شبيه به ماکيان بوده فقط در اندازه متفاوت است، دستگاه توليد مثل بوقلمون شباهت زيادي با ماکيان داشته و با غاز و اردک در عدم وجود قضيب اختلاف دارد. اسپرم ها 5 تا 7 روز در مجراي تناسلي جنس ماده زنده باقي ميماند، شروع تخمگذاري در بوقلمونها 230 تا 240 روزگي است، از طرز گرفتن شاهپرها در بال ميتوان به نر و ماده بودن بوقلمونها پي برد، قطع بال در بوقلمون از 1 تا 10 روزگي انجام ميگيرد، نوک چيني جهت جلوگيري از کانيبالسيم در 2 تا 5 هفتگي انجام ميگيرد(18).
1 – 2-8 تيپ ظاهري
1-2-8-1 سر
سر لخت يا بدون پر با رنگي متمايل به آبي حاوي گرههاي متراکم گوشتي قرمز است.
1-2-8-2 چشمها
در بوقلمونها عنبيه قرمز مايل به قهوهاي و مردمک سياه رنگ است. چشم ها داراي سه پلک داخلي و خارجي هستند.
1-2-8 -3 منقار
سخت و شاخي بوده و دو منفذ تنفسي پرنده به صورت افقي در انتها و بالاي آن قرار دارند.
1-2-8-4 گردن
نسبتا طويل و کمي به پشت خميده است در زير منقار يک پرده گوشتي شبيه به غبغب وجود دارد که تا نيمه گردن ادامه دارد.
1-2-8-5 سينه
ابعاد سينه در انواع بوقلمونها متفاوت است. در ناحيه سينه جنس نر در سن 8 تا 9 ماهگي موهاي زبر سياه رنگي روييده است.
1-2-8-6 پشت
طويل و از امتداد شانهها به طرف دم کمي محدب ميباشد.
1-2-8-7 دم
دم طويل کمي افتاده و جمع شده به نظر ميآيد.
1-2-8-8 ساق پا
ساق پا بلند و قوي بدون پر است رنگ آن از قرمز تا ارغواني سياه کم رنگ خاکستري نقره اي يا سفيد کرمي ميباشد.
9-2-1 نژادهاي بوقلمون
بوقلمونها در مقايسه با ساير طيور از کمترين تنوع نژادي برخوردارند. از نظر اکثر محققين نژادهاي اهلي اغلب از مله آگريس گالوپا مشتق شده اند. نژادهاي مختلف بوقلمون را مي‏توان بر اساس رنگ پرها و يا وزن آنها تقسيم بندي نمود. در اغلب منابع آنها را بر پايه رنگ رديف مي‏کنند.
به طور کلي اگر تقسيم بندي از لحاظ رنگ باشد به سه دسته نژادهاي سفيد، سياه و رنگين تقسيم بندي مي‏شوند.
1-2-10 دو نژاد مهم بوقلمون
1-2-10-1 بوقلمون برنز
نژاد برنزي كه مي‏توان نژاد برنز استاندارد (Standard bronze) ، برنز سينه پهن (Broad breast bronze)، برنزکانادايي (Canadaian bronze)، برنز کريمسون داون (Crimson dawn) و از نژادهاي ديگر مي‏توان به: نژاد بوربن قرمز (Bourbonred) و نژاد نارگان ست (Narragansett) را نام برد.
در طي سال‏هاي اخير و با پرورش بوقلمون صنعتي، پرورش واريته برنزي و سفيد سنگين بيشترين عموميت را پيدا کرده است. واريته برنز ضريب تبديل و رشد خوبي داشته و بيشترين تقاضا را در صنعت بوقلمون دارد. اين بوقلمون داراي پرهاي سوزني تيره است که اگر در لاشه باقي بمانند ممکن است از جذابيت لاشه بکاهد اين نقيصه باعث جايگزيني تدريجي پرندگان سفيد به جاي برنز در صنعت پرورش بوقلمون گرديد. با اينحال برنز يک پرنده سنگين است که هنوز براي پرورش دهندگان خانگي (که براي تفريح، پرورش مي دهند) داراي مزيت است. شايد يکي از دلائل اين امر اين باشد که دسترسي پرورش دهندگان به اين پرنده بيشتر از سفيد بزرگ صنعتي است.
بوقلمون برنز از نژاد بوقلمونهاي اهلي است. اگر چه رشد به مراتب بيشتري دارد ولي از نظر ظاهر بسيار شبيه بوقلمون وحشي آمريکاي شمالي است.
با وجود اينکه نژاد اين دسته از ماکيان در سالهاي اخير رو به نقصان گذاشته است ولي باز ميتوان از آنها به عنوان موجودات خوب و مولد خانگي ياد کرد. گزارشات حاکي از اين است که بوقلمونهاي برنز در مقايسه با ساير گونههاي بوقلمون اندکي آرامتر هستند و اين باعث ميشود که به راحتي بتوان آنها را در کنار خود نگهداري نمود. پرورش دهندگان اين حيوان ميگويند زماني که شما وارد محل زندگي بوقلمونهاي برنز بشويد آنها به راحتي براي دريافت غذا به شما نزديک ميشوند. مثل بيشتر بوقلمونها، بوقلمونهاي برنز نسبت به سرما و تغييرات آن بسيار حساس ميباشند و بايستي در قبال چنين شرايطي محفوظ نگه داشته شوند. اغلب خانوادههاي بوقلمون برنز به عنوان حيوانات خانگي به فروش ميرسند. در مرحله بلوغ بوقلمونهاي برنز معمولاً وزني بين 25 تا 40 پوند دارند، اين در حالي است که وزن بوقلمونهاي ماده بين 14 الي 26 پوند متغير است. پرهاي آنها رنگ سياه مات دارد و لکههاي قهوهاي متمايل به سبز بر روي آنها در زير نور خورشيد مثل رنگهاي متاليکي ميدرخشد. کپل اين نوع بوقلمون رنگ برنز خاصي دارد در حاليکه پرهاي ناحيه جلوي بدن او بيشتر قرمز و سبز رنگ است. لبه دم بوقلمون برنز، دور تا دور نوار سفيد رنگي دارد. در حال حاضر دو نوع از بوقلمونهاي برنز وحشي و سينه پهن بيشتر با مقاصد تجاري توليد ميشوند و دليل آن اين است که سينه آنها گوشت نسبتاً زيادي دارد. بوقلمونهاي برنز به آمريکاي شمالي تعلق دارند. از حدود 500 سال قبل قوم آزتک آنها را به عنوان حيوان خانگي مورد استفاده قرار مي دادند. اگر چه هر دو نوع بوقلمونهاي برنز در آمريکا کمياب شده وليکن بوقلمون سينه پهن بيشتر مورد استفاده عموم قرار دارد. اين نکته را نيز بايد افزود که پرورش سينه پهنها بسيار مشکلتر از نوع وحشي آنها ميباشد و دليل آن اين است که آنها به دليل سينه پهنشان نميتوانند جفت گيري کنند و تکثير آنها به صورت تلقيح مصنوعي صورت ميگيرد. تا سال 1960 بوقلمونهاي برنز عمدهترين بوقلمونهاي بودند که در ايالت متحده پرورش داده ميشدند. بوقلمونهاي برنز نر را ميتوان با زايده گوشت زير گردنشان از بوقلمونهاي ماده تشخيص داد. بر خلاف نوع وحشي بوقلمونهاي برنز که به طور طبيعي جفت گيري ميکنند بوقلمونهاي سينه پهن به دليل سينه پهن خود، نميتوانند به طور طبيعي جفت گيري کنند. تلقيح مصنوعي روشي است که در اين مورد به کار گرفته ميشود (18).
1-2-10-2 بوقلمون سفيد
از اين دسته مي‏توان به نژاد بلتس ويل سفيد (Beltsvill white) امپراطور سفيد (Empire white) و بالاخره رويال پالم (Royal palm) اشاره کرد. نژاد بلتس ويل سفيد در جنس ماده حدود 6 كيلوگرم و جنس نر حدود 11 كيلوگرم وزن دارد و توليد تخم ساليانه آنها قابل توجه است و وزني حدود 85-75 گرم دارند و ظمناً از درصد نطفه داري و جوجه درآوري بالايي برخوردار هستند.
امروزه اختلالاتي در مورد نژاد بوقلمون “وايت هلند” به وجود آمده است. اگر چه اغلب بوقلمونهاي سفيد را به نام وايت هلند ميشناسند ولي همه آنها استانداردهاي نژاد مزبور را دارا نميباشند. نژاد بوقلمونهاي واقعي وايت هلند روز به روز کميابتر ميشود؛ بنابراين اقدامات حمايتي جهت حفاظت آنها بايد صورت گيرد. بوقلمونهاي وايت هلند ديگر به طور گروهي پرورش داده نميشوند. پرورش دهندگان نژاد اصيل بسيار کم هستند و آنها بر اين نکته اتفاق نظر دارند که بوقلمونهاي مذکور با استانداردهايي مورد ارزيابي قرار ميگيرند که به مرور زمان از استانداردهاي نژاد اصيل فاصله گرفته است. اين نوع بوقلمونها تنها توسط علاقهمندان پرورش داده ميشوند و پرورش آنها بسيار محدود ميباشد.
در حال حاضر نوعي از بوقلمون وايت هلند به طور تجاري پرورش داده ميشوند. اگر چه امروزه بيشتر گونههاي بوقلمون سفيد هلندي که به منظور مقاوم بودن با نژادهاي ديگر آميخته شده است داراي چشمهاي قهوه اي رنگ ميباشند وليکن نژاد اصيل اين دسته از بوقلمونها داراي چشمان آبي بوده است. برخي از انواع نر اين بوقلمونها هنوز هم داراي غبغب سياه هستند. رنگ گردن و زير گردن بوقلمونها مثل ساق پا و انگشتان پاي آنها، سفيد متمايل به صورتي ميباشد. منقار آنها هم رنگ صورتي دارد و هم ميتواند رنگ استخواني داشته باشد. در روي سر بوقلمونهاي مزبور نشانه اي از رنگ سرخ آبي وجود دارد. بقيه اندام بوقلمون وايت هلند را پرهاي شاداب سفيد رنگ پوشانيده است. امروزه گونه هايي از بوقلمونهاي سفيد هلندي که با بوقلمونهاي “لارج وايت” آميخته شده است داراي سينهاي پهن و پاهاي کوتاه تر در مقايسه با گونه هاي اصيل ميباشند. بوقلمونهاي نر اصيل معمولاً حدود 33 پوند و نوع ماده حدود 18 پوند وزن دارند. اگر چه نميتوان به طور قطعي اظهار نمود ولي باور بر اين است که بوقلمونهاي وايت هلند در کشور هلند پرورش يافته و نژاد آنها گسترش يافته است. در اين ميان بوقلمونهاي وحشي نيز از آمريکا به اروپا صادر شده اند ولي هلند و اتريش به گونههاي سفيد که يکي از آنها همين نوع است علاقهمند بوده اند(18).
اولين بار بوقلمون در اوائل قرن 18 وارد ايالات متحده بريتانيا گرديد و تا سال 1847 نژاد استاندارد اين حيوان محفوظ بوده است. امروزه گونههاي وايت هلند که به طور تجاري هم پرورش داده ميشوند از مشهورترين گونههايي هستند که در تعطيلات زمستاني در ايالات متحده به فروش ميرسند وليکن بيشتر آنها اصيل نيستند و يا به عبارت ديگر گونههاي اصيل بوقلمون مذکور نسبتاً کمياب است. مراقبت از بوقلمونهاي وايت هلند شبيه ساير بوقلمونها ميباشد و به خاطر جثه بزرگشان براي اين حيوانات بايد به حد کافي فضاي لازم براي حرکت وجود داشته باشد. بوقلمونهاي اصيل وايت هلند را به سختي ميتوان پيدا کرد و نژاد آنها به ندرت پرورش داده ميشود. بر خلاف گونههاي تجاري اين نوع واقعي آن براي پرورش و تکثير نياز به تلقيح مصنوعي وجود ندارد.
3-10-2-1 نـژاد سيـاه:
در ايـن دستـه از نـژادها مي‏توان نور فلـک سياه (Norfolk black) كه داراي رنگي سياه متمايل به سبز مي‏باشد را نام برد. برخي از آنها لکه هاي سفيدي در پرهاي دم و پشت دارند. استاندارد وزن در بوقلمون نر بالغ حدود 33 پوند و ماده بالغ 18 پوند است. در اين نژاد رنگ گوشت سفيد و از کيفيت مناسبي برخوردار است.
1-11-2 مديريت جايگاه و محيط پرورش
تدارک محيطي که از نظر ميزان رشد، يکنواخت و بازده شبيه عملکرد مطلوب برسد هدف اصلي در اين قسمت است. براي رسيدن به اين هدف بايد سالن ايزوله و داراي امکاناتي جهت تامين دما و تهويه باشد.
در پرورش بوقلمون گوشتي ميتوان سالنها را به صورت کراس يا تونلي ساخت. بايد اقليم منطقه را در اين مورد در نظر داشت و در تهيه جايگاه بايد به نکات زير توجه کرد:
* جهت سالن
* ميزان عايق بندي سالن از نظر حرارتي و هوا
* در منطقه گرم بايد از سيستم کولينگ استفاده کرد
* از وسايل گرمازا (هيتر) براي تأمين دما استفاده ميشود
* در صورت استفاده از مه پاش در سالن بايد به ذرات آب کيفيت آب از نظر مواد معدني و آلودگي ميکروبي توجه شود.
* پرورش گلههاي کوچک بايد در ماههاي گرم سال آغاز شود تا نياز به مسائل پر خرج براي گرم کردن به حداقل برسد. آشيانه جوجه ها بايد چنان بنا شود که به سهولت و بدون هيچگونه ناراحتي بتوان آن را تهويه نمود.
* اگر يک ساختمان خوب و کوچک قابل حصول نباشد ميتوان در يک سالن بزرگ يک آشيانه کوچک ساخت. کف آشيانه بايد به گونه اي ساخته شود که به سهولت قابل تميز کردن باشد. محل پرورش بوقلمونهاي جوان (poults) بايد به قدر کافي گرم و فاقد رطوبت اضافي باشد. همچنين، يک آشيانه با امکانات تهويه خوب و به خوبي عايق بندي شده در مناطق با شرايط اقليمي سرد از اهميت خاص برخوردار است. پنجره آشيانه جوجه ها بايد چنان باشد که وقتي باز ميشود به طرف پايين سر بخورد و يا چنان از پايين لولا شود که هنگام باز شدن هواي تازه و احتمالا سرد مستقيماً روي بدن جوجهها نوزد بلکه پس از برخورد به سقف وارد آشيانه شود که اين امر بهترين نوع تهويه را ممکن ميسازد. پنجرهها بايد در جلو و عقب آشيانه مستقر شوند. براي هر m2 آشيانه يک دهم m2 پنجره منظور ميشود. بعضي پرورش دهندگان محوطه پرورش را با پرچيني محصور ميکنند و از آشيانه به عنوان سر پناه استفاده ميکنند. همچنين ميتوان از سايبانها نيز استفاده نمود، هنوز هم تعدادي از پرورش دهندگان از سايبان استفاده ميکنند که اغلب به آشيانه يا سرپناه متصل اند. کف سايبانها از نردههاي تخته اي يا سيم ساخته ميشود و با فاصله کمي از زمين مستقر ميگردند تا مدفوع زير آن و بر روي زمين بريزد که اين امر تميز کردن آن را آسان ميکند(18).
البته توجه داشته باشيد که بوقلمونهاي نژاد درشت را در سايبانهايي با کف نرده اي و سيمي نبايد نگهداري کرد زيرا دچار طاول و پينه و همچنين اختلالات کف و ساق پا ميشوند که اين عوارض در بوقلمونهاي نژاد سبک بروز نميکند.
در واحدهاي بزرگ از روش پنجره بسته (windowless) استفاده ميکنند که اين گونه آشيانهها بايد کاملاً عايق بندي شوند.
بايد در هر دقيقه حدود 03/0 متر مکعب هوا با فشار حدود 5/0 سانتي متر بر هر کيلو وزن بوقلمونهاي بالغي که در معرض تهويه هستند وارد شود.
1-2-12 مديريت پرورش
هدف از پرورش امکان دستيابي هر گله به وزن مطلوب و مورد نظر با حفظ ويژگيهاي کيفي آن است. جهت رسيدن به اين هدف توجه به نکات زير ضروري است:
پرورش جداگانه جنسهاي مختلف به يکنواختي گله کمک مي نمايد. رعايت تراکم گله نيز به يکنواختي آن کمک ميکند.
به طور مکرر هر هفته بايد وزن کشي به طور تصادفي در سالن انجام گيرد و وزن جوجه را با وزن مطلوب مورد نظر مقايسه گردد.
وزن مطلوب جوجه در نژادهاي مختلف متفاوت بوده و براي اين منظور بايد وزن توصيه شده توسط کارخانه توليد کننده جوجه را در نظر گرفت (18).
1-2-13 تراکم گله
تراکم تاثير زيادي بر عملکرد گله دارد. در صورتي که تراکم بالا رود رشد يکنواخت گله آسيب ميبيند و دسترسي پرنده به آب و دان کمتر ميشود. تراکم بيش از حد همچنين رشد، ماندگاري، کيفيت بستر را مختل مينمايد و آسيبهاي فيزيکي ايجاد ميکند و باعث افت کيفيت لاشه در اثر تاول سينه، سوختگي مفصل خرگوشي ميشود و زمينه ساز اپيدمي سريع بيماريهاي ميکروبي و ويروسي در گله ميشود. ميانگين فضاي مورد نياز براي هر پرنده را در طول مدت گرماي هوا افزيش دهيد و در کنار آن از تهويه مناسب و روش خنک کردن تبخيري استفاده نماييد. کاهش تعداد پرندگان موجب کاهش گرماي توليد شده ميگردد، در نتيجه ميتوانيد هواکشهاي اضافي را نيز برداريد (18).
همچنين افزايش فضاي کف محل پرورش باعث آسان شدن دسترسي به آبخوريها خواهد شد. مطالعات نشان ميدهد که افزايش تعداد پرندهها در يک محل با نقشه مناسب، روش خنک سازي مؤثر و همچنين استفاده از تونلهاي تهويه در ماههاي گرم سال با سود اقتصادي همراه خواهد بود.
جدول 1-1 فضاي لازم براي بوقلمون در هفته هاي پرورش بوقلمون
هفته12-45-67-89-1218-20تعداد قطعه در واحد سطح201015853
براي بوقلمونهاي جوان (نر و ماده) در حال رشد به ازا هر بوقلمون 4/0 متر مربع فضا در نظر ميگيرند. البته اگر تمام گله بوقلمون نر باشد براي هر بوقلمون 5/0 متر مربع و چنانچه ماده باشد به ازا هر بوقلمون 3/0 متر مربع فضا لازم است. براي بوقلمونهاي سبک و آنها که در سيستم بسته پرورش داده ميشوند مساحت آشيانه بايد کمتر از ارقام فوق باشد(18).
1-2-14 دستگاه مادر مصنوعي
چند نوع دستگاه مادر مصنوعي وجود دارد. مادرهاي گازي و الکتريکي که بهترين نوع جهت پرورش در گله هاي کوچک هستند.
دستگاههاي مادري که براي 250 جوجه مرغ کافي است براي 125 جوجه بوقلمون کفايت ميکند. بايد 24 ساعت قبل از ورود جوجهها دستگاه هاي مادر را به کار انداخت تا آشيانه استفاده از پلاستيک يا برزنت جدا گردد. پوشال جهت بستر و يا روزنامه در سطح سالن پهن گردد و سپس آبخوري هاي دستي و سيني هاي دانخوري را به ميزان مورد نياز در سطح مورد نظر پخش نمود (18).
با استفاده از فرمالين و پرمنگنات بايد سالن گاز داده شود و بعد از 24 ساعت هواي سالن توسط هواکش تخليه شود به نحوي که سالن از گاز تخليه گردد. حرارت سالن را حدود 25 درجه سانتي گراد تنظيم گردد و از قرار دادن آبخوري و يا دانخوري در نزديک منبع حرارتي جلوگيري شود.
در 12 ساعت اوليه ورود جوجه بهتر است از آرد ذرت جهت تغذيه جوجهها استفاده گردد و سعي شود جوجهها حرکت داده شوند. همچنين جهت پخش بهتر دان از ته کارتن نيز استفاده ميشود. لازم به ذکر است براي جلوگيري از آبريزي بايد پوشال به طور يکنواخت در سالن پخش گردد تا ايجاد ناهمواري در زير آبخوريها ننمايد.
از تجمع جوجه ها در يک محل بايد جلوگيري شود. بهترين روش تنظيم حرارت و جلوگيري از ايجاد کوران است بدين صورت پخش جوجه ها يکنواخت ميگردد (18).
براي جلوگيري از بروز بيماري و ايجاد گله يکنواخت بايد از روش پرورش تک سني استفاده شود. تخليه جوجه بايد به طور يکنواخت در سالن پخش گردد و امکان دسترسي جوجه به آب و دان بايد کنترل شود.
حرارت سالن بعد از تخليه جوجه بايد حدود 35 الي 36 درجه سانتي گراد تنظيم گردد.
1-2-15 نوک چيني
نوک بوقلمونهاي جوان بين 2-5 هفتگي چيده ميشود. چنانچه ديرتر از اين



قیمت: تومان


پاسخ دهید