DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.57368
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 2 تابستان 1395 ص. 334- 315

چارچوب ارزيابي ماژولهاي سيستم بانكداري متمركز مبتني بر
ويژگيهاي هوش تجاري
سعيد روحاني1، هما حميدي2
چكيده: در اين پژوهش تلاش شده است كه با بررسي و ارزيابي ويژگيهـاي هـوش تجـاري،روند تكاملي بهينه سازي سيستم بانكداري متمركز را بـا ايجـاد تحليـلهـاي بـا معنـي، فضـايپشتيباني تصميم گيري و بهينه سازي سرمايه گذاري سرعت بيشتري بخشيد. از اين رو با بررسـيادبيات موضوع، معيارهاي هوش تجاري استخراج شـدند و بـر اسـاس نتـايج تجزيـه و تحليـلداده هاي پرسشنامه و اجراي آزمون هاي نسبت و فريدمن، ميزان اهميت و اولويـت هـر يـك ازمعيارها م شخص شد. همچنين در اين پژوهش از مدل ارزيابي تصميم گيـري چنـدمعيارة فـازي(تاپسيس فازي) استفاده شده است. بر اساس تكنيك تاپسيس فازي، با استفاده از مق يـاس هـاي زباني، وزن هر معيار و نتيجة ميزان هوش قابل تخصيص، توصيف شده و با اعداد فـازي مثلثـي بيان مي شود. بر اساس يافته هاي پژوهش، سيستم مـديريت ريسـك بـا قـرار گـرفتن در رتبـةنخست و داشتن بيشترين فاصلة ايده آل منفي، ثابت مـي كنـد ايـن سيسـتم از بـالاترين سـطحهوشمندي برخوردار است و فضاي پشتيباني تصميم گيري را تقويت ميكند.

واژه هاي كليدي: هوش تجاري، سيستم بانكداري متمركز، مدل ارزيابي، تكنيك تاپسيس فازي.

استاديار گروه مديريت فناوري اطلاعات، دانشكدة مديريت دانشگاه تهران، تهران، ايران
كارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات، دانشگاه مهر البرز، تهران، ايران

تاريخ دريافت مقاله: 16/08/1394 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 17/02/1395 نويسندة مسئول مقاله: سعيد روحاني E-mail: SRouhani@ut.ac.ir
مقدمه
طي ده سال اخير، رويكرد مديريت كسب و كار دستخوش تغييرات ژرف بوده است. سازمان هـا بـهاهميت دستيابي بي قيد و شرط اهداف تعريف شده از استراتژيهاي خود پي بردهانـد و مبتنـي بـردانش و شبكه، آمادة رويارويي با محيطي هستند كه از عدم قطعيت زيادي برخوردار اسـت . كليـداصلي و حياتي بقاي تجارت، توانايي در تشخيص، ارزيابي و پاسخگويي هوشمندانه و به هنگام در برابر تغييرات محيطي است و كشف تغييرات و پاسخگويي آنـي قبـل از اقـدام رقبـا، بـه يكـي ازمباحث استراتژيكي در سازمان هـا تبـديل شـده اسـت (سـاهاي و رانجـان ، 2008). بـا توسـعه و بهكارگيري فناوري اطلاعات در زمينههـاي متنـوع، سيسـتم هـاي سـازماني بـه عنـوان يكـي ازكاربردهاي مهم فناوري اطلاعات در سازمان ها، جايگاه ويژه اي يافته اند. بهره مندي از اين دسـت سيستمها، برتري رقابتي سازمانها را بهدنبال خواهد داشت؛ اما شايان توجه اسـت شـركت هـاييكه قصد بهره برداري از سيستم هاي سازماني را دارنـد ، بـه دليـل پيچيـدگي محـيط كسـب و كـار ، محدوديت منابع و تنوع گزينه ها، با مشكل تصميمگيري و انتخـاب بهينـه رو بـه رو خواهنـد شـد . بسته هاي تجاري موجود نمي توانند پاسخگوي همة مدل هاي كسب و كار در صنايع مختلف باشـ ند و معمولاً هيچ چارچوب سيستماتيكي براي ارزش گـذاري سيسـتم هـاي اطلاعـاتي وجـود نـدارد.
همچنين بسياري از شركت ها، سيستم هـاي اطلاعـاتي را شـتاب زده و بـدون توجـه بـه مفـاهيماساسي، بهمنظور سازگاري با مقاصد و راهبردهاي سـازماني پيـاده سـازي مـي كننـد . نتيجـة ايـنرويكرد شتابزده، پروژه هاي شكست خورده يا سيستم هاي ضعيفي است كـه موجوديـت آنهـا در تضاد با اهداف سازماني است (فتحيان و زنجاني، 1384). ا ز سوي ديگر، ايجاد فضـاي عمـومي و اغراقآميز سيستم هاي سازماني، همچون برنامهريزي منـابع سـازماني، مـديريت زنجيـرة تـأمين، مديريت روابط مشتريان و غيره، به اين باور در سازمان هـا منجـر شـده اسـت كـه سيسـتم هـايسازماني، فرايندهاي تجاري و مشتري مداري را بهبود بخشيده اند و تحليل و گزارش هاي مربـوطرا مهيا مي كنند؛ اما در واقع، اين دسته از سيسـتم هـا در زيرسـاختهـاي اطلاعـاتي سـازمان، در ماژول هاي مختص به خود يكپارچه مي شوند و قوانين تجـاري، تعـاريف و دسـتورالعمل هـا را دردامنههاي اختصاصي دنبال نمي كنند و امروزه به دليل ارائه نشـدن اطلاعـات و داده هـاي كامـل وهوشمند و همچنين ناكارآمدي در اخذ تصميمات عملياتي، چندان در كانون توجه قرار نمي گيرند. در عصر حاضر، مديريت اثربخش داده ها اهرم نفوذي به شمار ميرود كه گوياي بهترين فرصت و سختترين چالش براي بيشتر سازمان هاست (ساهاي و رانجان، 2008). از اين رو، پس از سال ها سرمايه گذاري بر پلتفرم هاي تكنولوژيكي كه فرايندهاي كسب و كار را پشتيباني مـي كننـد و بـهتقويت كارايي ساختارهاي عملياتي ميپردازند، بيشتر سازمان ها بـه نقطـة عطفـي در اسـتفاده ازابزارها براي حمايت از فرايندهاي تصميمگيري در سطوح استراتژيك رسيده اند كه حـائز اهميـتويژه اي است. اينجاست كه اهميت هوش تجاري1 در پاسخگويي به نيازهاي موجود، دسترسي به اطلاعات مرتبط و به هنگام، همراه با ب هكارگيري متمركز فناوري اطلاعات، آشكار مي شود. هوش تجاري بهمثابة نظام پشتيباني تصميم دادهمحور با به كارگيري داده ها به منظور تصميم گيري بهتر، شكاف ناشي از كمبود اطلاعات را در زمينة تحليل مالي، تحليل انتظارات مشتريان و بازار خـاصو به طور كلي تحليل سازمان، جبران مي كند (نايي، لوو و ژانگ، 2007).
در راستاي ضرورت بيان شده، مسئلة تواناييهاي سيستمهاي سازماني در راستاي ايجاد هوش تجاري مطرح ميشود. براي درك اين مسئله بايد به اين سؤال پاسخ داده شود: چگونه مـي تـوانهوش تجاري كسب شده از سيستمهاي سازماني را ارزيابي كرد؟ اگرچـه تحقيقـات اخيـر تـلاشكرده اند با تعريف معيارها و روشها، اين خلاء تحقيقاتي و كاربردي را پر كنند (روحاني، غضنفري و جعفري، 2012)، هنوز براي سيستمهاي سازماني خاص مانند سيستمهاي بانكداري متمركز كه در كشور ما نيز به طور گسترده پيادهسازي شده اند، اين موضوع مسئلة تحقيقاتي ناب است.
در راستاي مسئله اي كه بيان شد و بهمنظور پاسخ بـه ايـن سـؤال كـه چـارچوب سـنجش وارزيابي هوش تجاري كسب شده از سيستمهاي بانكداري متمركز چگونه است و ميزان اهميـت واولويت هـر يـك از معيارهـا چيسـت، از يكـي از روشهـاي تصـميم گيـري چندشاخصـة فـازيسفارشي شده استفاده ش ده است. ارائة معيارها، دستهبندي آنها و معرفي روشي كارا بـراي ارزيـابيهوش تجاري هر يك از ماژولهاي سيستم بانكداري متمركز، نوآوري اصلي اين پژوهش اسـت . در ادامة مقاله پيشينة نظري و تجربي، مدل مفهومي و روش تحقيق بيان شده است. در انتها نيـز يافتهها جمع بنديشده و به بحث گذاشته خواهد شد.
پيشينة پژوهش پيشينة نظري
در سال 1990، سه پيشرفت تكنولوژيكي، از جمله ابزارهاي استخراج، تبديل و بارگذاري2، انبـار ة داده3 و نرم افزار تحليلي كـاربر پسـند بـا قابليـت هـاي پـردازش تحليـل بـر خـط4، انقلابـي را دربرنامه هاي كاربردي تحليلي به وجود آورد كه به ظهور مفهومي به نام هوش تجـاري منجـر شـد(پتريني و پوزبون، 2009). هوش تجاري يكي از مهمترين زمينه هاي تحقيقي و كـاربردي اسـت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Business Intelligence
ETL
Data Warehouse
Online Analytical Processing
كه در سال 1989 توسط درسنر ارائه شد. او هوش تجاري را مجموعـه اي از مفـاهيم و روش هـابه منظور توسعة تصميم گيري هاي تجاري از طريق سيستم هاي پشتيباني رايانـه اي معرفـي كـرد.
هوش تجاري در تصميم گيري و تجزيهوتحليل عملياتي كسب و كار اهميت زيادي دارد و در واقـعزمينه اي كمابيش بالغ با مجموعه اي از ابزارها و تكنولوژي هاي مختلفي است كه به طور گسـتردهدر حوزه هايي از جمله ارتباطات، بانكداري، آموزش گزارش گيـري و تجزيـه وتحليـل داده بـه كـار ميرود (كائو، ژانگ، لوو و داي، 2007). بر اين اساس، تعاريف هوش تجاري را مي توان مبتني بر سه رويكرد مديريتي، فني و توانمند سازي سيستم هـاي سـازماني طبقـه بنـدي كـرد (غضـنفري،جعفري و روحاني، 2011):
رويكرد مديريتي: اين رويكرد، هوش تجاري را فرايندي در نظر مي گيرد كه در آن داده هاي جمع آوريشـده از منـابع داخلـي و خـارجي، بـه منظـور توليـد اطلاعـات مـرتبط بـا فراينـد تصميم گيري، يكپارچه و ادغام مي شوند. نقش هوش تجاري در اين رويكرد، ايجاد سيستمي اسـت ك ه در آن دادهه ا از منـابع مختل ف گ ردآوري، يكپارچـه و ادغ ام ش ود و پ س ازتجزيه وتحليل، به شكل گزارش ها يا يك داشبورد اطلاعاتي در اختيار مدير قرار گيرد.
رويكرد فني: در رويكرد فني، هوش تجاري مجموعه اي از ابزارها و نـرمافزارهـايي توصـيف ميشود كه از فرايند رويكرد مديريتي مطرح شده، پشتيباني مي كند. تمركز ايـن رويكـرد بـر فرايند نيست؛ بلكه بر روش هـا و تكنولـوژي هـايي اسـت كـه ذخيـره، اصـلاح، مـديريت وتجزيه وتحليل اطلاعات را فراهم مي آورد.
رويكرد توانمند سازي سيستم هاي سازماني: در اين رويكرد ويژگي هاي هوش تجاري عاملي اثربخش در نظر گرفته مي شود كه قابليت هاي اطلاعاتي سيستم ها را افزايش مي دهد. تعداد زيادي از سازمان ها به اين اعتقاد رسيدهاند كه با ارزيابي و توسعة ويژگيهاي هوش تجـاريدر بطن سيستم هاي سازماني، ارزش بسيار بيشـتري بـراي سـازمان هـا كسـب مـيشـود و اطلاعات هوشمندانه تر و اثربخش تري در خصوص نيازهاي تجاري به دست مي آيد.
سيستم هوش كسبوكار »مجموعهاي يكپارچه از ابزار، فناوريها و محصولات برنامه ريـزي شدهاي است كه براي گردآوري، يكپارچهسازي، تحليل و دسـترس پـذير نمـودن دادههـا بـه كـار ميرود«. به بيان سادهتر، وظايف اصلي سيسـتم هـوش كسـب وكـار، كـاوش ، يكپارچـهسـازي و انباشت هوشمندانه و تحليل چندبعدي دادههاي برگرفته از منابع اطلاعاتي مختلف است (اُلسزاك و زيمبا، 2007). در اين تعريف بهطور ضمني بيان شده است كه با دادهها همچون منبـع جمعـي بسيار ارزشمند رفتار مي شود و از كميت به كيفيت تغيير شكل ميدهد؛ از اين رو اطلاعات با معنا ميتوانند در زمان صحيح، مكان صحيح و به شكل صحيح ارائه شوند تا به افراد، اداره ها بخشها و حتي واحدهاي بزرگ تر براي تسهيل تصميمگيري بهبوديافته كمك كنند (بوز، 2009).
اكنون هوش تجاري در صنعت مالي و بانكداري ضروري است و بررسي ها نشـان داده اسـتكه هوش كسبوكار در بانكها ارزش فوقالعاده اي ايجاد مي كند. بر اساس مطالعات، بيش از 95 درصد پرسش شوندگان سيستم بانكي، هوش كسبوكار را پـيش برنـدة اسـتراتژيك ابتكـاري بـا مديريت برتر مي دانند و افزونبر 90 درصد معتقدند هوش تجاري آنها ارزش مورد انتظارشان را از سرمايه گذاري برآ ورده كرده است (محقر، كارلوكس، حسيني و منشي، 1387).
سيستم بانكداري متمركز1
سيستم بانكداري متمركز، مجموعة يكپارچه اي از سيستم هاي مجزا مشتمل بر كلية محصولات و خدمات بانكي و عمليات راهبردي است كه از طريق دسترسـي بـه پايگـاه داده هـاي مشـترك ومتمركز و بر اساس مديريت فرايندهاي كاري از پيش تعريف شده در سـطح سـازماني، متكـي بـر سامانة ايمن، مديريت مي شود (مركز تحقيقات و برنامه ريزي، 2007). امروزه به كارگيري سيسـتمبانكداري متمركز در حفظ موقعيت مؤسسه هاي مالي و مشتريان، ضرورتي اجتناب ناپذير بـه شـمارمي رود و يكي از مهمترين جنبه هاي مهم سيستم بانكداري متمركز، سرعت بخشيدن به ارتباطات و فراهمآوردن سرويس هاي گوناگون با توجه به انواع نيازهاي مشتريان است (انتظار، 2011). بـاتوسعة صنعت مالي و فناوري اطلاعات، توسعة بانك هاي تجـاري بـه طـور مسـتقيم بـه سيسـتمبانكداري متمركز بستگي دارد. ماژول بانكداري متمركز يا همان زيرسيسـتم بانكـداري متمركـز، بخش مستقلي از سيستم جامع بانكداري است كه عمليات آن حوزة مشخص را مـديريت و اجـرامي نمايد. از ويژگي هاي ماژول ها يا زيرسيستم هاي سيستم بانكداري متمركز، اسـتقلال در حـينيكپارچگي داده با ساير زير سيستم هاسـت (ژانـگ و ژو، 2012). بـه سيسـتم بانكـداري متمركـز مي توان از دو جنبة مشتريان و مؤسسه هاي مالي توجه كرد. از ديد مشـتريان ، سيسـتم بانكـداريمتمركز مي تواند به صرفه جويي در هزينه ها، صرفه جـويي در زمـان و دسترسـي بـه كانـال هـايمتعددي براي انجام عمليـات بـانكي منتهـي شـود و از ديـد مؤسسـههـاي مـالي مـي تـوان بـهويژگي هايي چون، ايجاد و افزايش شهرت بانك ها در ارائة نوآوري، حفظ مشتريان هنگـام تغييـرمكان بانك ها، ايجاد فرصت براي جستوجوي مشـتريان جديـد در بازارهـاي هـدف، گسـترشمحدودة جغرافيـايي فعاليـت و برقـراري شـرايط رقابـت كامـل اشـاره كـرد (مركـز تحق يقـات وبرنامه ريزي، 2007). در اين پژوهش با توجه به پياده سازي اخير سيستم هاي متمركز بانكداري در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. Core Banking System
بانك ها و مؤسسه هاي مالي كشور، زير سيستمهاي مشخصي در حوزة اين تحقيق قرار مـيگيـرد كه از آن جمله مي توان به زير سيستم هـا يـا مـاژول هـاي سـپرده، حسـابداري، خزانـه داري، وام، مديريت ريسك و بيمه، اشاره كرد.
ضرورت هوشمند سازي سيستم بانكداري متمركز
با وجود سرمايه گذاري هاي كلان در زيرساخت هاي فناوري اطلاعات، وب سايتها، پلت فرم هـايآنلاين بانكي و كانالهاي الكترونيكي، مجموعة اين سيستم ها اساسـاً بـر قابليـت هـاي عمليـاتيمتمركزند. از اين رو، ارتقاي راه حل هاي الكترونيكي از سطوح عملياتي به سطوح تصـميم گيـري،موضوعي است كه سازمان ها با آن رو به رو هستند (وارد، همينگـوي و دانيـل، 2005). بـا هـوش تجاري، بانك ها مـي تواننـد قابليـت هـاي قدرتمنـدتري را در فراينـدهاي مـديريتي كسـب وكـار،تجزيه وتحليل، گزارش گيري و يكپارچگي داده ها در چارچوب مبتني بـر سـرويس، ارائـه دهنـد و سرمايه گذاريهاي خود را در زيرساختهاي فناوري اطلاعات به حداكثر برسانند (رانجان، 2008).
هوش تجاري مي تواند بر امور مالي تمركز كند و بهطـور عمـده اسـتفاده از آن در خـدمات مـاليارزش ايجاد خواهد كرد. همچنين، هوش تجاري مي تواند بينش جديدي در رويـارويي بـا چـالشارزيابي و انتخاب سيستم هاي بانكي ايجاد كند. از اين رو، انتخاب و ارزيابي ماژول هاي بانكداري متمركز مبتني بر ويژگي هاي هوش تجاري براي مؤسسه هاي مالي، كسـب ارزش عملكـرد 360 درجه1 (لوريا و تاي، 2005)، تحليـل هـاي بـا معنـا، تصـميم گيـري اثـربخش، سفارشـي سـازي و بهينهسازي سرمايه گذاري را به همراه مي آورد (چو و تريپورامالا، 2005).
پيشينة تجربي
در گذشته تلاش هاي محدودي براي ارزيابي هوش تجاري صورت گرفته است؛ اما اغلب هـوش
تجاري را نوعي سيستم جداگانة منفرد، نـه در چـارچوب سيسـتم سـازماني ، در نظـر گرفتـه انـد . لونكويست و پيرتيماكي (2006) مجموعة معيارهاي عملكرد هوش تجاري را طراحي كردند؛ قبل از آنها نيز محققان تنها با هدف توجيه و اثبات نيـاز بـه سـرمايه گـذاري و ارزش هـوش تجـاري تحقيقاتي انجام داده بودند. البشير، كلير و داور (2008) در پژوهشي، ميـزان تـأثير سيسـتم هـاي هوش تجاري بر فرايندهاي كسب وكار را بررسـي كرد نـد و روشـ ي بـراي انـدازه گيـري تـأثيرات پيشنهاد دادند. لين، تي ساي، شيان و كو (2009) نيز مدل ارزيابي عملكرد يـك سيسـتم منفـرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. قابليت نظارت بر عملكرد مبتني بر داشبوردها و شاخص هاي كلان سازماني، به صورتي كه تمام ابعاد سازمان را دربرگيرد.
هوش تجاري را با استفاده از روش فرايند تحليل شبكه اي (ANP) بسط دادند؛ اما دوباره هـوشتجاري را مستقل از سيستم سازماني بررسي كردند.
بر اساس مطالعات انجام شده، ارزيابي نيازهاي اصـلي و عمـومي تمـام سيسـتم هـاي بـانكيمتمركز بر هوش تجاري، راه حل معتبري براي استفادة بهينه از اطلاعات در سيستم هـاي بـانكياست (يميني و يميني، 2009). از اين رو، بررسي شـاخص هـا و معيارهـاي تعريـف كننـدة هـوش تجاري داراي اهميتي است كه به روند تكاملي بهينه سازي سيستم هاي بانكداري متمركز كمـكخواهد كرد. معيارهاي در نظر گرفته شده در پـژوهش هـاي روحـاني رواسـان (2014)، روحـاني وهمكاران (2012) و غضنفري و همكاران (2011)، به ويژگي هـاي منحصـربهفـرد سيسـتم هـايسازماني اشاره ميكند و در اين تحقيقات سيستم هاي سـازماني، همـان سيسـتم هـاي بانكـداري متمركز است. بنابراين، با توجه به اينكه اين معيارها در مطالعات پيشين نيز توانايي ها و جنبه هاي متفاوت هوش تجاري در نظر گرفته شده اند، در پژوهش پيش رو نيز، ضمن فرض استقلال ايـنمعيارها، آنها را متغيرهاي اصلي ارزيابي يا تصميم گيري چندمعياره در نظر ميگيريم (جدول 1).
جدول 1. معيارهاي هوش تجاري

دستهبندي مسائل تكنيك بهينه سازي
مدل هاي شبيه سازي تحويل گزارش ها به ساير سيستم ها
نمودارهاي بصري ابزارهاي تحليل مالي
زنگ و اخطار استدلال رو به جلو و عقب
پردازش تحليلي به هنگام تركيب تجربه ها
واردكردن داده از ساير سيستم ها قابليت اعتماد و صحت تجزيه وتحليل
خلاصه سازي ابزارهاي تحليل مالي
تكنيك هاي داده كاوي داشبورد/ توصيه كننده

منبع: روحاني، غضنفري و جعفري، 2012

مباني نظري و پيشـين ة تحقيقـات بـر بـه كـارگيري قابليـتهـاي هـوش تجـاري در درون وتركيب شده با سيستمهاي سازماني تأكيد مي كنند و اين مسئله را براي پشتيباني تصميمگيري در فضاي پوياي كسب وكار آينده، ضـروري مـي داننـد. امـا تحقيقـات در زمينـة طراحـي و ارزيـابيقابليتهاي هوش تجاري در انواع سيستمهاي سازماني، حوزة جـوان و رو بـه رشـدي بـه شـمارمي رود كه هنوز ابعاد مختلف آن در قالب سيستمهاي سـازماني متفـاوت مجهـول مانـده اسـت .
اگرچه در بررسي پيشينة معيارها، مدلها و روشهايي براي ارزيابي قابليتهاي هوش تجـاري در
تابستان
سيستمهاي سازماني، مانند برنامهريزي منابع سازمان و سيستمهاي اطلاعـات حسـابداري ديـدهمي شود، در زمينة چارچوب ارزيابي ماژول هاي سيستم بانكداري متمركز مبتنـي بـر ويژگـي هـاي هوش تجاري، تحقيقي وجود ندارد. در نتيجه، چارچوب ارزيابي هوش تجـاري سيسـتم بانكـداري متمركز كه هدف اين پژوهش است از حيث محدودة پژوهش و نيز روش به كاربرده شـده ، داراي نوآوري است. مراحل پيشـنهادي، معيارهـا و روشFTOPSIS سفارشـي شـده، از اركـان نـوآورچارچوب پيشنهادي هستند.
مدل مفهومي
با توجه به شمارش معيارهاي ارزيابي هوش تجاري در قالب 16 معيار اساسي، در اين بخش مدل مفهومي، شامل ساخت هاي اساسـي پـژوهش (سيسـتم بانكـداري متمركـز و معيارهـاي هـوش تجاري) در شكل 1 طراحي شده است. اعتبار 16 معيار اساسي از بررسي تحقيقات پيشين (جدول 1) و اعتبار روش سنجش بر اساس طراحي پژوهشگر بر مبناي هدف هـا و سـؤال هـاي پـژوهش تأييد شده است. شايان ذكر اينكه فهرست ويژگي هاي ارزيابي هـوش تجـاري سيسـتم متمركـزبانكداري، از مدل غضنفري و همكـارا نش (2011) بـراي ارزيـابي هـوش تجـاري سيسـتمهـايسازماني به عاريت گرفته شده است. در آن تحقيق اين ويژگيهاي بر اساس روش سيسـتماتيكتئوري زمينهاي1 استخراج، اشباع و بر اساس تحليل گروهبندي شدهاند.

كز

ر
متم

بانكداري

هاي
ل
ماژو
ش
هو

ارزيابي

ارهاي
كسب
و
كار

ي
مع

كز

ر

متم

بانكداري



قیمت: تومان


پاسخ دهید