DOI: http://dx.doi.org/10.22059/jitm.2016.57370
Journal of Information Technology Management د ناوری اطلاعات
دانشكدة مديريت دانشگاه تهران دورة 8، شمارة 3 پاييز 1395
ص. 540- 519

تحليل ابعاد نوآوري باز مبتني بر توسعة فناوري اطلاعات در شركت هاي
دانش بنيان : تلفيق FANP ،BSC و DEMATEL
غلامرضا جمالي1
چكيده: هدف اصلي مقالة حاضر تحليل ابعاد نوآوري باز مبتني بر توسعة فناوري اطلاعـات در شركت هاي دانش بنيان با استفاده از تلفيق FANP ،BSC و DEMATEL است. ابتدا با مروري بر پيشينة نوآوري باز و توسعة فناوري اطلاعات، ابعاد آن در شركت هاي دانـش بنيـان شناسـاييشد، سپس با بهره مندي از نظر 15 نفر متخصص، 14 شاخص نوآوري باز براي آن شركت ها مد نظر قرار گرفت و اين ابعاد با توجه به منظرهاي چهارگانة كـارت امتيـازي متـوازن طبقـهبنـديشدند. در مرحلة بعد با استفاده از فرايند تحليل شبكه اي فازي، وزن معيارهاي مد نظر بـه دسـتآمد. در مرحلة نهايي با به كارگيري تكنيك ديماتل، روابط دروني هر يك از معيارها با استفاده از رويكرد ابرماتريس، سنجش و ارزيابي شد. بر اساس نتايج تحقيق، معيـار مشـتري بـا وزن 3/0، مهم ترين معيار اصلي مؤثر بر نوآوري باز در شـركت هـاي دانـشبن يـان بـراي توسـعة فنـاوري اطلاعات است. معيار يادگيري با وزن 29/0، معيار فراينـدهاي داخلـي بـا داشـتن مجمـوع وزن24/0 و در نهايت معيار مالي با مجموع وزن 17/0 در اولويتهاي بعدي قرار گرفتند.

واژه هاي كليدي: تكنيك ديماتل، فرايند تحليل شبكه اي فازي، كارت امتيازي متوازن، نوآوري باز.
1206119-19909

1. استاديار گروه مديريت صنعتي، دانشكدة ادبيات و علوم انساني، دانشگاه خليجفارس، بوشهر، ايران
تاريخ دريافت مقاله: 14/09/1393 تاريخ پذيرش نهايي مقاله: 25/08/1394 E-mail: gjamali@pgu.ac.ir
مقدمه
عصر حاضر، عصر تغيير و تحول سريع دانش است و سازمان ها به منظور بقا، بايـد پيوسـته بـراي جمع آوري داده هاي مناسب از محيط خارجي و داخلي و تبديل آنها به دانش اقدام كنند. در چنين وضعيتي، دانش كه دارايي و منبع ارزشمند استراتژيكي به شمار ميرود، جايگزين سرمايه و انرژي و نيز به موقعيتي استوار براي ادامة حيات در سازمانهاي پويا و نوآور تبـديل شـده اسـت و رمـزموفقيت سازمان ها در عرصة رقابت جهاني محسوب مي شود. در اين ميان، يكي از ابزارهايي كـهمي تواند سازمان ها را در تأمين اين اهداف ياري كند، مديريت دانش اسـت (نيكوكـار ، سـلطاني و پاشايي هولاسو، 1393). مديريت دانش، حـوزه هـاي مختلـف فراينـد كسـب وكـار را از راه هـاي گوناگون دربرمي گيرد. به طور نمونه در فرايند توسعة محصول جديد، بحـث اشـتراك دانـش بـيناعضاي فرايند، اهميت خاصي دارد، در حاليكه هنگام پياده سازي مديريت دانش در مركز تمـاس،ذخيره سازي دانش اولويت مييابد (رنجبر فرد، اقدسي، البدوي و حسنزاده، 1392).
از سوي ديگر، مزيت هاي انكارنشدني فناوري اطلاعات در افـزايش دقـت و سـرعت جريـانامور، افزايش كيفيت جهاني، كاهش هزينـههـا و رضـايت بيشـتر مشـتريان، سـبب شـده اسـت سازمانها به سرعت به استقرار و استفاده از سيستم هاي اطلاعاتي روي آورند. در واقع، در محـيطتجاري امروزي به فناوري اطلاعات به عنوان نوعي منبع رقابتي نگريسته ميشود (چزبرو، 2003).
شركتهاي دانش بنيان براي بقا در صحنة رقابت فناوريهـاي نـوين نيازمنـد نـوآوري مـداوم درفرايندهاي خود هستند تا بتوانند به نيازهـاي روز افـزون محيطـي پاسـخ دهنـد . توسـعة فنـاورياطلاعات و نوآوري، محرك اصلي پيشرفت و موفقيت و ايجاد مزيت رقابتي اين شركت ها شناخته شده است. آنها در جهت تلاش براي انعطافپذيري و بهره گيري از دانش فني خـارجي، بـه طـورفزاينده اي مديريت نوآوري هاي خود را به منظور يكپارچهكردن شركا و مشتريان خارجي، به سمت شبكه هاي نوآوري و ايجاد ارزش باز هدايت كرده و گسترش داده اند. هدف از نوآوري باز، گشودن مرزهاي مستحكم شركت، بهمنظور به جريان انداختن دانش از خـارج شـركت، در جهـت ايجـادفرصت براي همكاري با شركا، مشتريان و توليدكنندگان در راسـتاي فراينـدهاي نـوآوري اسـت. نوآوري باز مي تواند شركتها را براي دستيابي و حفظ مزيت رقابتي ياري كند. از اين رو، مديريت دانش در شبكة درونسازماني كليد اصلي موفقيت است (هاپالاينن و كـانتولا ، 2015). چگـونگي ايجاد نوآوري در سازمان و فراهمكردن زمينة لازم براي ظهور آن، از جمله دغدغـه هـاي ذهنـي امروزة بسياري از پژوهشگران است (گيل، نارانجوت و ديويـد، 2009). ا يـن مسـئله، بـه و يـژه بـاافزايش رقابت در محيط و همچنين ظهور فناوري هاي جديد در بازار كه فرصت هـا و تهد يـدهاي بسياري را براي سازمان ها فراهم كرده است، اهم يـت بي شـتري دارد؛ زيـرا بهـره بـرداري از ا يـن فرصت ها و همچنين غلبه بر تهديد ها، در گرو ا يـن اسـت كـه سـازمان از نـوآوري هـاي عرصـةفناوري هاي نوظهور برخوردار شود. به بياني، سازمان با يـد تغ ييـرات نوآورانـه اي در محصـولات وفرايند توليد ايجاد كند (ساپاراسرت، 2008). در شركت هاي فنـاور، رهبـري مبتنـي بـر تحـول وجاذبة فردي شيوة مؤثري از رهبري است كه با سطوح بالاي عملكرد فـردي و سـازماني همـراهاست (كارك و ديجك، 2007). به علاوه، توجه آنها به انعطافپذيري و پاسخ به مشتريان معطوف است و رويه هاي جاري نيز بر بهكارگيري ايـده هـا و توانمنـديهـاي كاركنـان در جهـت بهبـودچگونگي تصميم گيـري و كـارايي سـازماني تمركـز دارنـد (بنـت و بنـت، 2005). عامـل اصـليپيش برندة ارزش چنين شـركت هـايي دانـش اسـت. در واقـع، تفـاوتهـاي موجـود در عملكـرد شركتهاي فناور نسبت به ساير شركت ها را ميتوان به تفاوت در دانش راهبردي آنها نسبت داد.
دانش راهبردي به عنوان دانشي ارزشمند، منحصر بهفرد، كميـاب، تقليدنشـدني، بـدون جـايگزين،منتقل نشدني، قابل تلفيق با ساير رو شها و نيز قابل بهره بـرداري شـناخته شـده اسـت (گـارود وكوماراسوامي، 2005). در واقع، سازمان دانش محور واقعي سازماني يادگيرنده است. تعابير سازمان دانشمحور و سازمان يادگيرنده معمولاً به منظور توصيف سازمانهاي خـدماتي بـه كـار مـي رونـد (اورتسكي، 2001). سازمانهاي دانشبنيان در تلاش براي ادامة حيات خود در بازارهاي متلاطم و پر رقابت امروزي با تغييرات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسياري مواجه اند. از سويي، موفقيت در چنين بازاري مستلزم برخورداري از ظرفيت و توانايي ذهني بالا براي انجام وظـا يف و اقدامات است كه درمجموع به آنها هوش سازماني ميگويند (آلبرشت، 2009).
پيشرفت در فناوري اطلاعات به شركتها توانايي داده است تا به طور فزاينده به نـوآوري بـاز تكيه كنند. اگر چه پژوهشگران زيادي در اين حوزه فعاليت كرده اند، كمبود پژوهش هـايي كـه بـه لحاظ نظري چگونگي تأثير فناوري اطلاعات را بر عملكرد نـوآوري بـاز سـازماني بررسـي كـردهباشند، به چشم ميخورد (سوي، يي، تئو و لي، 2015).
از سوي ديگر، نوآوري براي پاسخ به تغييراتي كه پيوسته محيط سازمانها و بهو يـژه محـيط پيرامون مؤسسههاي دانشبنيان را دگرگون ميكند، ضروري است. بديهي است با توجه به زمينه و نوع فعاليت مؤسسههاي دانشبنيان، نوآوري باز راهكاري است كه در پاسـخ بـه ا يـن تغ ييـرات بسيار كارساز خواهد بود. با توجه به اهميت اين موضوع، ضروري است شاخص هاي نـوآوري بـازمبتني بر فناوري اطلاعات تحليل شوند. بنابراين، مسئلة اصـلي تحقيـق حاضـر ا يـن اسـت كـه شاخصهاي نوآوري باز مبتني بر فناوري اطلاعات در شركت هاي دانـش بن يـان در قالـب كـارتامتيازي متوازن چه ويژگيهايي دارند و روابط دروني آنها را چگونـه مـي تـوان تحليـل و ارزيـابيكرد؟ بدين منظور در اين تحقيق براي پاسخ به اين مسائل از رويكرد تلفيقـ يFANP ،1BSC 2 وDEMATEL3 بهره برده خواهد شد.
پيشينة پژوهش
پارادايم نوآوري باز، مسير جريان دانش ممكـن و درجـة مشـاركت تحقيـق و توسـعة سـازمان راتوصيف مي كند. هرچند دانـش در دسـترس باشـد و شـبكه هـاي مشـاركت ايجـاد ارزش كننـد،چارچوب هاي مديريت مؤثر دانش براي افزايش ظرفيت هاي جذب دانش لازم است. نوآوري بـاز،چشم انداز گسترده اي از دانش خارجي را بر شركتها براي تبديل محصولات و خـدمات نـوآوريخود به سود، ارائه ميكند (چزبرو، ون هاوربك و وست، 2006).
امروزه فناوري اطلاعات به پايه و ستون اصلي كسب و كار تبديل شده است؛ به طوري كه بقا و رقابت در بازار بدون استفاده از امكانات فناوري اطلاعات براي سازمان ها غير ممكـن شـده اسـت(روحاني، شاه حسيني، زارع رواسان، رحمانيان فر، 1392). نوآوري باز مي توانـد شـركت هـا را بـرايدستيابي و حفظ مزيت رقابتي ياري كند. برخي پژوهشگران نـوعي طبقـه بنـدي چهـار بخشـي ازمديريت دانش در نوآوري باز ارائه كرده اند. در مرحلة نخست و در بـالاترين سـطح، رابطـة بـيننوآوري باز و فرايندهاي مديريت دانش مختلف قرار دارد و در سه بخـش بعـدي مراحـل كسـب،به كارگيري و به اشتراك گذاري دانش جاي گرفته اند. در اين طبقه بنـدي بـه فراينـدهاي كسـب وبه كارگيري دانش، نوآوري باز دروني گفته مي شود و به اشتراك گذاري دانش نوآوري بـاز بيرونـينام دارد (هاپالاينن و كانتولا، 2015).
در اين رابطه، سمت و سوي بسياري از تحقيقات حوزة فناوري اطلاعـات و مـديريت دانـشاخير، به مفهوم نوآوري باز معطوف شده است؛ به طوري كه از سال 2006 تـا 2013، حـدود 533 مقاله در پايگاه دادة ساينس دايركت4 يافت مي شود (زيمايتيس، 2014). پژوهش هاي اجراشده در حوزة مزيت هاي به كارگيري نوآوري باز، اغلب شامل مطالعة موردي (چزبـرو و روزنبلـوم، 2002؛ كايرش بام، 2005؛ هاستون و ساكاب، 2006؛ ون دن بيسن، 2008 )، توسعة مدل مفهومي (چزبـروو اپل يارد، 2007؛ چزبرو و شوارتز، 2007 )، تأكيد بر سطح شـركت (لارسـن و سـالتر، 2006) يـامطالعات تجربي مرتبط با مديريت پروژه هـاي تحقيـق و توسـعه (دو، لـتن و وانهاوربـك، 2014؛ لولري و فيستر، 2009؛ هونگ و روثرمل، 2005) بوده است. ايدة نوآوري باز بر پاية تكامل جديـد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Balanced Scorecard
Fuzzy Analytic Network Process
Decision Making Trial and Evaluation
.4 Sciencedirect
مدل كسب و كار قرار دارد كه در آن بر باز بودن فرايند نوآوري شركت نسبت به كنش هاي محيطيخود تأكيد شده است. به بيان ديگر، بحث اصلي نوآوري باز دربارة جريان دروني و بيروني دانـشبراي شتاب بخشيدن به نوآوري داخلي شركت و توسعة بازارها براي استفادة بيروني نوآوري اسـت(چزبرو، 2011).
برخي محققان توانايي شركت در به كارگيري نوآوري باز را وابسته به تعداد زيـادي از عوامـلخارجي شامل، جريان دانش مستمر ورودي از خارج شركت، كاركنان تحصيل كرده، منـابع مـالي،سيستم هاي قانونمند كارآمد و محافظت از حق مالكيت فكري مؤسسه ها، مـي داننـد (آرشـيبوگي ، 2006؛ اسميت، 1997). نتايج برخي تحقيقات نيز بيان كنندة آن است كه رشد فزايندة اينترنـت در افزايش منابع داده براي هوشمندي فناوري تأثير به سزايي داشته و به كارگيري مناسب و اسـتفاده از ابزار فناوري اطلاعات براي دستيابي و تجزيه و تحليل اين داده ها بـه نكتـة كليـدي در ايجـاد هوشمندي فناوري تبديل شده است. از اين رو، راهبرد سـازمان در شناسـايي و اكتسـاب فراينـد مناسب هوشمندي فناوري اهميت زيادي يافته است كه هر سازماني در ادغام نـوآوري و ايـده از بيرون سازمان با مزيت هاي اصلي درون سازماني به آن نياز دارد (وگلرز، بري و ويائن، 2010). دو و همكارانش (2014) در پژوهشي به بررسي رابطة بين نوآوري باز و عملكـرد مـالي پـروژه هـايتحقيق و توسعه پرداختند. آنها تأثير شراكت مبتني بر دانش (همكاري با دانشگاه ها و مؤسسههاي دانشي) و شراكت مبتني بر بازار (توجه بـه مشـتري و عرضـه كننـدة محصـول و خـدمات) را بـرپروژه هاي تحقيق و توسعه بررسي كردند.
فرايندهاي نوآوري باز، ايده هاي داخلي و خارجي را درون سيسـتم هـا و معمـاري هـا تركيـبمي كند (چزبـرو و همكـاران، 2006). مطالعـات اصـلي در حـوزة نـوآوري بـاز، بـر بـرون سـازيفعاليت هاي تحقيق و توسعه تمركز دارد. اين فعاليت ها را با توجه به فرايند استفاده شـدة شـركت ، مي توان به طبقه هاي زير دسته بندي كرد (انكل، گاسمن و چزبرو، 2009):
الف) فرايند خارج به داخل: عبارت است از غنيسازي پايگاه دانش خـودي شـركت از طريـقيكپارچه سازي تأمين كنندگان، مشتريان و منبع يابي دانش بروني. اين فرايند، دروني سـازي دانـشناميده مي شود. توانايي دسترسي به دانش، فناوري و اطلاعات، از طريق ارتبـاط بـا شـركت هـايديگر، نوآوري باز را تسهيل مي كند و موجب مي شود شركت به طور كارآ آن را پيـاده سـازي كنـد (سيسوديا، 2013). ارتباط مثبتي بين عملكرد شركت و نوآوري باز از طريق رقابت مؤثر بـا ديگـرشركت ها وجود دارد؛ بدين مفهوم كه دروني سازي مؤثر دانش موجب تحريك ايـده هـاي نوآورانـة غير خطي ميشود.
فرايند داخل به خارج: عبارت است از كسب سود به وسيلة تجاري سازي ايده ها، فـروشIP و ارتقاي فناوري به وسيلة انتقال ايده ها به محيط خارجي. اين فرايند، بروني سـازي دانـش ناميـدهشده است. در اين حالت، فشارهاي محيطي مي توانند تأثيرات بسـيار قـوي بـر عملكـرد شـركتداشته باشند (ليختن ثالر، 2009). به طور عام فرايند داخل به خارج و نتـايج آن، معيـار توصـيف وارزيابي خروجي شركت هاي با فناوري بالا شناخته شده اند (گلاسون، 2006).
فرايند جفت شده: عبارت است از هم افزايي با شركاي مكمل از طريق ايجاد اتحاد، تعـاونيو سرمايه گذاري مشترك كه براي نيل به موفقيت بسيار اساسي هستند. ايـن فر اينـد، هـم افزايـيدانش ناميده مي شود. انتخاب شركاي اتحاد استراتژيك مسـتلزم ارزيـابي معيارهـاي چندگانـه اي است. در اين فرايند، وو، شيح و چان (2009) پنج دستة اصلي از معيارهاي مهم زير را برشمردند:
مشخصات شريك ( شايستگي منحصر بـه فـرد، سـبك مـديريت انطبـاقپـذير، اهـدافراهبردي انطباق پذير، سطح بالا يا برابر قابليت هاي فني)؛
درجة انطباق (فرهنگ هاي سازماني انطباق پذير، تمايل بـه تسـهيم تخصـص، برابـريكنترل، تمايل به انعطاف)؛
دارايي هاي نامشهود ( تجارتها، اختراعات ثبت شـده، گـواهي نامـههـا يـا سـاير دانـشاختصاصي، اعتبار، تجارب گذشته اتحاد قبلي، كاركنان ماهر و متخصص)؛
قابليتهاي دانش بازاريابي (سـهم بـالاي بـازار، فرصـتهـاي بهتـر صـادرات، دانـش فعاليتهاي كسب و كار محلي)؛
قابليتهاي مكمل (قابليت هاي مديريتي، سهم گسترده تر بازار، مشتريان متنوع، كيفيت سيستم توزيع).
روش شناسي پژوهش
در اين مقاله، رويكرد نويني براي تحليل شاخص هاي نوآوري باز در شركت هاي دانش بنيان ارائـهمي شود. جامعة آماري پژوهش كارشناسان و متخصصان حوزة فناوري اطلاعات در شـركت هـايدانش بنيان در نظر گرفته شده است كه از بين آنها به صورت غير تصادفي و هدفمند و با توجه بـهدو معيار تجربه و تخصص، 15 نفر انتخاب شدند. ساختار و مدل مفهومي رويكرد پژوهش حاضـربه صورت شكل 1 نشان داده شده است. همان گونه كه مشاهده مي شود، روش اجراي پـژوهش رابايد در سه مرحلة اصلي تعريف كـرد . در مرحلـة نخسـت بـا توجـه بـه ادبيـات پـژوهش و نظـركارشناسان و متخصصان، ساختار سلسله مراتبي شاخص هاي نوآوري باز مبتني بر توسعة فنـاورياطلاعات در قالب كارت امتيازي متوازن طبقه بندي مي شوند. در مرحلة دوم با اسـتفاده از فراينـدتحليل شبكه اي فازي، وزن و اهميت هر يك از معيارهاي چهارگانه به دست مي آيد. در نهايت، درمرحلة سوم ميزان اهميت بين شاخصهـا بـا اسـتفاده از تكنيـك ديماتـل (رويكـرد ابرمـاتريس) محاسبه خواهد شد. بدينترتيب نتايج نهايي به دست آمـده، مبنـايي بـراي تحليـل شـاخص هـاينوآوري باز در شركت هاي دانشبنيان قرار خواهد گرفت.

تعيين ساختار سلسله مراتبي
851027-286930

سنجش از روابط دروني DEMATELمعيارها با استفاده محاسبة FANPوزن معيارها با استفاده از نوآوري و طبقه باز در قالب بندي معيارهاي كارت
(رويكرد ابرماتريس)امتيازي متوازن (BSC)
شكل 1. رويكرد تلفيقي FANP ،BSC و DEMATEL در پژوهش حاضر يافته هاي پژوهش
براي پياده سازي رويكرد تلفيقي پيشنهادي تحقيق، بايد مراحل سه گانه را بهصورت زير اجرا كرد:
مرحلة نخست؛ ايجاد ساختار سلسله مراتبي
در اين مرحله با بررسي متون موجود و نظر 15 نفر متخصص، معيارها و زيرمعيارهاي مـرتبط بـامسئلة پژوهش شناسايي شدند؛ سپس با استفاده از كارت امتيازي متوازن و ساختار سلسله مراتبي، شاخص ها در چهار منظـر اصـلي (مشـتري، فراينـد داخلـي، مـالي و يـادگيري) و 14 زيـر معيـارطبقه بندي شدند. به طور كلي، كارت امتيازي متوازن نوعي چارچوب ارزيابي عملكرد است كـه بـامجموعه اي از مقياسهاي مالي و غيرمالي، نگاه كاملي به عملكرد شركت مياندازد. دليل انتخاب نام كارت امتيازي متوازن اين است كه روش حاضر شامل مجموعهاي از مقياس هاست و تعادل و توازني »بين اهداف كوتاه مدت و بلندمدت و بين مقياس هاي مالي و غير مالي، بين شـاخص هـايرهبر و پيرو و بين جنبه هاي عملكرد داخلي و خارجي« برقرار ميكنـد . از بـين ايـن چهـار جنبـةعملكرد مربوط به كارت امتيازي متوازن، يكي جنبة مالي است و سه جنبة ديگر شـامل فهرسـت مقياسهاي غير مالي، مشتري، فرايند كسب و كار داخلي و يادگيري و رشد اسـت (موسـي خـاني ونادي، 1390).
معيارها و زير معيارهاي اين پژوهش از منظرهاي كارت امتيـازي متـوازن در جـدول 1 نشـانداده شده است.

جدول 1. معيارها و زيرمعيارهاي نوآوري باز مبتني بر توسعة فناوري اطلاعات در شركت هاي دانش بنيان در منظرهاي BSC
زيرمعيار معيار
تعداد پژوهشهاي كاربردي و توسعهاي (1S)، برنامه ريزي و اجـراي طـرحهـاي توسـعة كارآفريني در سطوح ملي، منطقه اي و محلي (2S)، خـدمات ورود كسـب و كـار بـه بـازاربين الملل (3S)، توليد محصولات با فناوري نوين (توسعة فناوري) (4S). يادگيري (1C)
تعداد يافتههاي پژوهشي تجاريسازي شده (5S)، درآمدهاي اختصاصي ايجاد شده بـرايدانشگاه ها ، واحدهاي پژوهشي و اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها (6S). مالي (2C)
ميزان ارائة خدمات تخصصي، مشاورهاي و نظارتي (خدمات علمـي، تحقيقـاتي و فنـي) (7S)، كيفيت مديريت روابط با مشـتر ي (8S)، ميـزان خـدمات ارائـه شـده بـراي ايجـادخوشه هاي كسب وكار و توسعة فنـاوري (9S)، ميـزان خـدمات ارا ئـه شـده بـراي توسـعة كارآفريني (10S). مشتري (3C)
ميزان ترغيب اعضاي هيئت علمي دانشگاهها براي انجام فعاليت هـاي پژوهشـي (11S)، ميزان زمينة بهكارگيري توانايي هاي دانشگاه ها، واحـدهاي پژوهشـي و اعضـاي هيئـ ت علمي در جامعه (12S)، تعداد و نوع خدمات پژوهشي ارائه شده (13S)، تعداد مراكز رشـد وخدمات براي توسعة كسب و كار (14S) فرايند داخلي (4C)

مرحلة دوم : ايجاد ماتريس مقايسة زوجي فازي و محاسبة وزن معيارها و زير معيارها براي انجام محاسبات در فرايند تحليل شبكه اي فازي، روش هاي گوناگوني وجود دارد كه در اين مقاله از روش تحليل توسعه اي ارائه شدة چانگ استفاده مي شود. در روش تحليل توسعهاي بـراي هر يك از سطرهاي ماتريس مقايسات زوجي كه خود نوعي عدد فازي مثلثي است، به صورت زير محاسبه مي شود (آذر و فرجي، 1387). كه در آن k بيـان كننـدة شـمارة سـطر وi و j بـه ترتيـبنشاندهندة گزينه ها و شاخص ها هستند. در اين روش پس از محاسبة Skها بايـد درجـة بزرگـيآنها را نسبت به هم به دست آورد. به طور كلي، اگر 1M و 2M دو عدد فازي مثلثي باشـند، درجـةبزرگي آنها به صورت زير تعريف مي شود:
رابطة 1) اگر ≥ 1= ( ≥ )رابطة 2) در غير اين صورت ( ∩= ℎ ( ( < )
و داريم:
رابطة 3)

K ميزان بزرگي يك عدد فازي مثلثي از عدد فازي مثلثي ديگر، نيز از رابطـة زيـر بـه دسـتمي آيد:
رابطة 4) (≥)… (≥)= (,…,≥)
همچنين براي محاسبة وزن شاخص ها در ماتريس مقايسـات زوجـي بـه صـورت ز يـر عمـلمي كنيم:
رابطة 5)

بنابراين، بردار وزن شاخص ها به صورت رابطة 6 خواهد شد:
رابطة 6) ()′,…,()× ()= ()
كه همان بردار ضرايب نابهنجار است. براي به دست آوردن بردار بهنجار به صورت ز يـر عمـلمي كنيم:
رابطة 7)

اين مراحل براي تمام جد ول ها اجرا شد و وزن هاي بهنجار شدة آنهـ ا بـ ه دسـت آ مـد. در ايـنپژوهش از منطق فازي و اعداد مربوط به آن براي بيان مقايسه هاي زوجـي بـين زيـر معيـار هـا ومعيار ها استفاده شده است. به طور كلي، رويكرد فازي ابزار بسيار مناسب براي برخورد و كنار آمدن با عدم اطمينان و مدلسازي متغيرهاي زباني است. بنابراين، با توجه به اينكه تصميم گيري انسان با مفاهيم مبهم همراه است، اين مفـاهيم بيشـتر بـه صـورت متغيرهـاي زبـاني بيـان مـي شـوند(محمدي، افسر، تقيزاده، باقري دهنوي، 1391). جدول 2 مقياس هاي كلامي براي مقايسه هـاي زوجي را براساس مقادير زباني نشان مي دهد.
ماتريس مقايسه هاي زوجي فازي و محاسبة وزن معيارها و زير معيارها بدون در نظـر گـرفتنروابط درون ي داده هاي به دست آمده از فرايند تصميم گيري گروهـي، منبـع مناسـبي بـراي فراي نـد تحليل شبكهاي محسوب مي شوند. در اين مرحله، ابتدا ماتر يس هـاي مقاي سـة زوجـي، بـدون درنظرگرفتن روابط دروني تشكيل شد و در اختيار 15 كارشناس قـرار گرفـت. نتـايج مقايسـه هـاي زوجي معيارها در جدول 3 آورده شده است.
جدول 2. مقياس هاي كلامي براي مقايسه هاي زوجي

مقياس هاي فازي مثلثي معكوس مقياس هاي فازي مثلثي مقادير زباني براي مقايسه هاي زوجي
(1، 1، 1) (1، 1، 1) ترجيح يكسان
(2، 1، 666/0) (5/1، 1، 5/0) به نسبت مرجح
(1، 666/0، 5/0) (5،2/1،1 ) ترجيح قوي
(666/0، 5/0، 4/0) 5(/2،2، 5/1) قوياً مرجح
(5/0، 4/0، 333/0) 5،3 (/2،2 ) ارجحيت بسيار قوي
(4/0، 333/0، 285/0) 5(/3، 3، 5/2) بي اندازه قوي جدول 3. ماتريس مقايسه هاي زوجي مربوط به معيارها
C1 C2 C3 C4
C1 1 1 1 1/72 2/22 2/97 2/13 2/77 3/05 2/78 3/08 3/76
C1 0/34 0/45 0/58 1 1 1 0/33 0/55 0/86 2/76 3/15 3/34
C1 0/33 0/36 0/47 1/16 1/82 3/03 1 1 1 0/23 0/8 1/11
C1 0/27 0/32 0/36 0/3 0/32 0/36 0/9 1/25 4/35 1 1 1

براي به دست آوردن وزن معيارها نسبت به هدف، از روش تجزيه و تحليل توسـعه اي چانـگاستفاده ميشود. با در نظر گرفتن وزن مقايسه هاي زوجي (رابطه هاي 1 تا 7)، بردار 21W به دست مي آيد. اين فرايند براي تمام جدولهاي مقايسة زوجي تكرار مي شود. همچنين با استفاده از نتايج مقايسههاي زوجي مربوط به سطح زير معيارها و معيارها، مـاتريس 32W نيـز بـه دسـت مـي آيـد.
محاسبات در جدول 4 نشان داده شده است.
جدول 4. بردار 21Wو ماتريس 32W
وزن معيارها نسبت به هدف (21W) وزن زير معيارها نسبت به معيارها (32W)
C1 0/6
S1
S2 C1
0/32
0/15 C2
0
0 C3
0
0 C4
0
0
S3 0/29 0 0 0
S4 0/24 0 0 0
C2 0/16 S5
S6 0
0 0/37
0/63 0
0 0
0
C3 0/11 S7
S8
S9 0
0
0 0
0
0 0/27
0/14
0/38 0
0
0
S10 0 0 0/21 0
C4 0/13 S11
S12
S13 0
0
0 0
0
0 0
0
0 0/25
0/23
0/34
S14 0 0 0 0/18

• مرحلة سوم: محاسبة ماتريس روابط (اهميت) دروني با استفاده از روش ديماتل در اين مرحله بايد ماتريس هاي روابط دروني معيارها (22W) و زيـرمعيارهـا (33W) بـا اسـتفاده از روش ديماتل محاسبه شود. روش ديماتل نخست در برنامه هاي توسـعة منـابع انسـاني در سـال1972 استفاده شد (سنگ، 2010). روش ديماتل مي تواند به درك بهتر روابط پيچيده بين چندين عنصر منجر شود ( وو، چن و شيح، 2010). متأسفانه، تكنيـك هـاي سـنتي مثـل فراينـد تحليـلسلسله مراتبي فرض ميكنند كه بين معيارها يا زيرمعيارها روابط دروني وجود نـدارد (وو، 2008)، ولي تكنيك ديماتل به گونه اي است كه مي تواند روابط دروني معيارها و زيرمعيارها را بهدست آورد و آن را در فرايند تحليل شبكه اي وارد كند. بدين ترتيب نتايج پژوهش ها بـه واقعيـت نزديـكتـرخواهد بود. برخي كاربردهاي روش ديماتل شامل انتخاب تأمين كننده (شن و يو، 2009)، سنجش كيفيت خدمات (شيح، وو و هوانگ، 2010)، فناوري اطلاعات (ساي ، لئو، ليو، لين و شاو، 2010)، ريسك پروژه هاي فناوري اطلاعات (جمالي و هاشمي،1390) مي شود. گام هاي محاسبة مـاتريسروابط دروني معيارها (22W) از طريق روش ديماتل به شرح زير است (شيح و همكاران، 2010):
گام 1. محاسبة ماتريس ارتباط مستقيم: در اين گام نظر متخصصـان بـا اسـتفاده از رابطـة 8 ادغام ميشود. نتايج در جدول 5 نشان داده شده است.
1
رابطة 8)

=,=
جدول 5. ماتريس ميانگين نظر متخصصان A
C1 C2 C3 C4
C1 0 2/34 1/23 2
C2 1/85 0 1/98 2/14
C3 0/98 2/43 0 0/65
C4 1/54 1/32 2/21 0

گام 2. بهنجاركردن ماتريس ارتباط مستقيم : در اين گام با استفاده از رابطه هاي 9 و 10 همة عناصر ماتريس ارتباط مستقيم به شكل نرمال در مي آيند. جدول 6 حاصل اين عمليـات را نشـانمي دهد.
رابطة 9) 1

×=
رابطة 10)
=,
1 ≤≤1 ≤≤
جدول 6. ماتريس بهنجار شدة N
C1 C2 C3 C4
C1 0 0/38 0/2 0/33
C2 0/3 0 0/33 0/35
C3 0/16 0/4 0 0/11
C4 0/25 0/22 0/36 0
گام 3. محاسبة ماتريس اثر كل (T): بعد از بهنجاركردن نظر افراد در ارتبـاط بـا رابطـة بـينمعيارها، بايد ماتريس (T) را محاسبه كنيم. اين ماتريس با استفاده از رابطة 11 و با كمك گـرفتناز نسخة 7 از نرم افزار MATLAB محاسبه شده است. نتيجة محاسبات در جدول 7 آمده است.
رابطة 11) (−)=
جدول 7. محاسبة ماتريس T
C1 C2 C3 C4
C1 1/18 1/79 1/57 1/51
C2 1/45 1/57 1/69 1/56
C3 1/06 1/48 1/09 1/09
C4 1/25 1/55 1/52 1/11

گام 4. بعد از به دست آوردن ماتريس (T) بايد حد آستانه را براي ماتريس (T) بـه دسـت آورد .
مي توان حد آستانه را از رابطة 12 محاسبه كرد. بعد از محاسبة حد آسـتانه بـه ايـن شـكل عمـلمي شود؛ اعدادي كه در ماتريس (T) بزرگ تر از حد آستانه اند، نوشته مي شوند و بهجـاي اعـداديكه در ماتريس (T) كوچك تر از حـد آسـتانه انـد ، صـفر قـرار داده مـي شـود . بنـابراين، مـاتريساصلاح شده بعد از اعمال حد آستانه به صورت جدول 8 خواهد بود.
رابطة 12)

جدول 8. ماتريس اصلاح شده بعد از اعمال حد آستانه
C1 C2 C3 C4
C1 0 1/79 1/57 1/51
C2 1/45 1/57 1/69 1/56
C3 0 1/48 0 0
C4 0 1/55 1/52 0
گام 5. با استفاده از رابطة 13 ماتريس اصلاح شده بهنجار مي شود.
رابطة 13)

=

جدول 9 ماتريس رابطه هاي دروني معيارهاسـت . فراينـدي مشـابه بـراي محاسـبة مـاتريسرابطه هاي دروني زيرمعيارها اجرا مي شود. جدول 10 نيز ماتريس روابط دروني زيرمعيارهـا (33W) را نشان مي دهد.
جدول 9. ماتريس بهنجار شده بعد از اعمال حد آستانه
C1 C2 C3 C4
C1 0 0/28 0/33 0/49
C2 1 0/25 0/35 0/51
C3 0 0/23 0 0
C4 0 0/24 0/32 0

جدول 10. ماتريس روابط دروني زيرمعيارها (33W)
S1 S2 S3 S4 … S13 S14
S1
S2 0/15 0/19 0
0/12 … 0/05 0/05
S3 0 0 0/16 0/13 … 0/21 0
S4 0/2 0 0/21 0/13 … 0 0/26
… … … … … … … …
S13 0/02 0/09 0/04 0/11 … 0/1 0
S14 0 0/08 0 0 … 0/21 0/16

گام 6. تشكيل و حل ابرماتريس. ابرماتريس1 از تركيب ماتريس هايي به وجود آمده اسـت كـه ستونهاي هر يك از آنها بردار ويژه اي است كه تأثير تمام اجزاي موجود در يـك خوشـه را روي هر يك از اجزاي خوشة ديگر يا همان خوشه نشان م يدهد. الزامي وجود ندارد كه هر يك از اجزا در اين ابرماتريس روي ساير اجزا تأث يرگذار باشند. در محـل تقـاطع سـطر و سـتون اجزا يـي كـه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 Super Matrix
تأثيري روي يكديگر ندارند، عدد صفر قرار داده مي شود. فرم كلي ابر ماتريس در شـكل 2 نشـانداده شده است. بنابراين، با جاي گذاري هر يك از ماتريسها، ابرماتريس ناموزون به صورت جدول 11 به دست مي آيد.

شكل 2. فرم كلي ابر ماتريس

جدول 11. ابر ماتريس ناموزون

G

C
1
C

2
C

3
C

4
S

1

S
2

S
3

S
13
S

14

0

0

0

0

0

0

0

0

G



قیمت: تومان


پاسخ دهید